از محمدمهدی سیار پیش از این هم در این پایگاه شعر خواندهاید. سیار طبعی نکتهسنج و زبانی هموار دارد و حتی شخصیترین شعرهایش هیچگاه خالی از تعریضهای اجتماعی نبوده است.
سیار در شعر تازهاش به استقبال بهار رفته است، بیکه زغالهایی را که روسیاهی زمستان هنوزشان هویداست فراموش کرده باشد.
زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه
روایت کردهاند اردیبهشتی میرسد از راه
بهاری میرسد از راه و میگویند میروید
گل داوودی از هر سنگ، حسن یوسف از هر چاه
بگو چلهنشینان زمستان را که برخیزند
به استقبال میآییمت ای عید از همین دی ماه
به استقبال میآییمت آری دشت پشت دشت
چه باک از راه ناهموار و از یاران ناهمراه
به استهلال میآییمت ای عید از محرمها
به روی بامها هر شام با آیینه و با آه...
سر بسمل شدن دارند این مرغان سرگردان
گلویی تر کنید ای تیغهای تشنه، بسم الله!