پنجم: اما از نقطه نظر مخاطب خارج از ایران «شاعر زبالهها» فیلمی شاعرانه مینماید که روایتگر داستان تحول احساسی جوان رفتگری است که در جامعه ایرانی، با تمام مختصات ویژه خودش زندگی میکند. در این مدل نگاه به فیلم ارتباط شخصیتها معنا پیدا میکند و خط اصلی داستان را شکل میدهد. در این شرایط ما چند شخصیت فرعی و سه شخصیت اصلی داریم که در دنیای ایزوله شده و در تنهایی خودشان با خودشان کلنجار میروند. این اتفاقات در بستری اجتماعی به شدت ایدئولوگ که سیاست در زندگی مردم ریشه دوانده رخ میدهد و شاعرانهگی حاکم بر فضای فیلم و نحوه ارتباط سه شخصیت اصلی رفتگر، شاعر و دختر جوان بر فضای کل اثر غالب است. در این نوع نگاه به فیلم، جمع کردن نامههای پاره شده دختر جوان و پاسخ دادن به آنها، به هم چسباندن اشعار پاره شده شاعر و فرستادن آنها برای دختر جوان با هدف دلخوش کردن او، پیدا کردن ادکلن داخل زبالهها، نگرانی از شعر نداشتن به دلیل ربوده شدن زبالهها یا فرستادن پول کرایه ماشین برای دخترجوان و یا درست کردن ساده دلانه مهر شرکت پست روی نامه برای واقعی جلوه کردنش و... در خدمت فضای شاعرانه فیلم به نظر میرسد تا در نهایت بتوان فارغ از اینکه محمد احمدی تا چه میزان موفق به درست از آب درآوردن فضای شاعرانه در فیلم شده، از منظر مخاطب خارج از ایران این فیلم را فیلمی شاعرانه تلقی کرد.
ششم: حضور لیلا حاتمی در زمان اندکی از «شاعر زبالهها» را میتوان محل بحث دانست. چرا باید از ستارهای با اندازههای لیلا حاتمی در این نقش استفاده شود؟ آیا یک بازیگر ناشناخته نمیتوانست همین نقش را ایفا کند؟ نکتهای که در مورد نقش لیلا حاتمی در فیلم وجود دارد حضور فیزیکی اندک او درفیلم است. این حضور اندک در عین پر رنگ بودن حضور معنوی او در نقش دختر جوان در تمام طول فیلم معنا مییابد. چرا که بنا است تمام تلاشهای رفتگر با تکیه بر احساسی که نسبت به این دختر دارد رخ دهد. به نظر میرسد احمدی در کنار اینکه به درستی سعی داشته از حضور حاتمی برای فروش بهتر و بیشتر فیلم در گیشه بهره ببرد، قصد داشته از پیشینه ذهنی تماشاگر در خصوص نقشهایی که لیلا حاتمی پیشتر بازی کرده برای انتقال احساس و مفاهیم مد نظرش به تماشاگر بهره ببرد. چرا که شخصیتی مثل حاتمی در زمان غیبتش در فیلم با تکیه بر داشتههای پیشینش با بیان چند دیالوگ از سوی رفتگر در مورد دختر جوان قابل پذیرش خواهد بود. به بیان سادهتر، کاراکتر شناخته شده حاتمی کمک بسیار زیادی به فیلم میکند تا در زمانهایی که حتی او در صحنه حاضر نیست، تماشاگر با داشتههای قبلیاش که متناسب با نقشی است که در فیلم دارد حضور او را حس کند.
آخر: «شاعر زبالهها» اولین حضور جدی فرزین محدث و اولین حضور کوتاه صابر ابر و احمد مهرانفر در سینما محسوب میشود و جالب اینکه هر یک از این بازیگران، بعدها نشان دادند که توان تبدیل شدن به یک بازیگر کارساز برای سینما را دارند (آثاری که از این بازیگران در فاصله ساخته شدن و اکران «شاعر زبالهها» دیدیم موید این موضوع است) این خصوصیت و البته تلاش احمدی برای تولید فیلمی با موضوع متفاوت و به دور از کلیشهها و البته تقلای او برای همراه کردن تماشاگر بیشتر با فیلمش، تماشای «شاعرزبالهها» را چندان غیر شاعرانه نمینماید، تماشای رستگاری رفتگری در دل زبالهها.