• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

ترانه


بنفشه سیری چن بود؟!

دکتر سیامک بهرام‌پرور
13 شهریور 1386

الهی گور به گور شن!
جنگلمونو کشتن !
بَربَرای مایه دار
با تبر از یه پُشتن!

سبزی ِ اسکناسا:
زردی بیشه‌هامون!
صفرای امروز چک:
نرخ همیشه‌هامون!

می‌ریزن و می‌چرن
سبزی سبزه‌ها رو
می‌خورن و می‌برن
شکوه شالیزارو!

ویلاهاشون، طاق و جفت،
دارن نفس‌گیر می‌شن
پریچه‌های رودا
با پُلا زنجیر می‌شن

پل می‌زنن تا برن
کوهمونو بدزدن
جای درخت بکارن
اسکلتی از آهن

می‌گن :« پولش ردیفه!»
« مظنه چنده امروز؟!»
می‌گن که « پولدار می‌شین!»
کی دیده دزد دلسوز؟!

عزیز هم قبیله!
شکوفه چن تومن بود؟!
درخت چقد می‌ارزید؟!
بنفشه سیری چن بود؟!

قیمت ما چقد بود؟!
عطر علف منی چند؟!
ببین ! قبیله‌ی پول
گور من و تو رو کند!

دو روز دیگه نه جنگل
دو روز دیگه نه دریا
هَمَش نمای سنگی
هَمَش پلاژ و ویلا!

خونه‌ها با پَنجدری
ایوون و حوض و پاشور
کلون، درای چوبی...
شدن خیالای دور

سقف سفالمون کو؟!
قشنگی‌مون همین بود!
آپارتمان‌نشین شیم؟!
زرنگی‌مون همین بود؟!

دوتا «جناب آقا»
به نافمون می‌بندن
کُت می‌کنن تن ما
تا بهمون بخندن!

می‌گن : «طرف جواده!
چارتا زمین فروخته!
با پول اون زمینا
این لباسا رو دوخته!»

این اسم رمزمونه:
« دهاتی پاپتی!»
چیزی عوض نمی‌شه
با این پول لعنتی!

عزیز هم قبیله!
شکوفه چن تومن بود؟!
درخت چقد می‌ارزید؟!
بنفشه سیری چن بود؟!

قیمت ما چقد بود؟!
عطر علف منی چند؟!
بولدوزرای شهری
گور من و تو رو کند!

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

ترانه

گریه نمی‌کنم

گریه نمی‌کنم

حامد عسکری


ترانه

بین شادی و غم

بین شادی و غم

علی‌محمد مؤدب


ترانه

معرفی وبلاگهای فعال در شعر: بگو سنجاقکم هستی

معرفی وبلاگهای فعال در شعر: بگو سنجاقکم هستی

معرفی وبلاگهای فعال در شعر: بگو سنجاقکم هستی

ماندانا ابری


ترانه

دیگه حرفی نمی‌مونه

دیگه حرفی نمی‌مونه

ماندانا ابری


ترانه

بهار بهار

بهار بهار

محمدعلی بهمنی


ترانه

نشونی ِ تو

نشونی ِ تو

میثم یوسفی


ترانه

بنفشه سیری چن بود؟!

بنفشه سیری چن بود؟!

دکتر سیامک بهرام‌پرور



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

ندید روح ندارم


هفده سالگی ناتمام


هنوز رهبری


تُن صدای راننده‌های خطی سه‌راه آذری


زیر دکل‌های نفت


در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد