• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

شعر نو


در سیرک

13 مرداد 1389

اسماعیل امینی، شاعر و منتقد و طتزپرداز، اگرچه کم شعر می‌گوید، اما به مصداق «کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر» آنچه می‌گوید، گزیده است و پخته و سخته. مثل آن غزل «وه چه شوم و وحشتناک، زرد در خزان مردنّ» و مثل این شعر نیمایی کوتاه که می‌خوانید:


یال می‌تکاند
نعره می‌کشید و می‌دوید
از میان شعله‌ها پرید
شیر ناگزیر
در کنار دلقک ایستاد
عکس هم گرفت
خنده‌دار بود
گریه‌ام گرفت

نظرات

باید به حال شعر و ادب گریست که ایشان منتقدش هستند با این کار فوق العاده ضعیف خنده‌دار بود گریه‌ام گرفت من اگر شاعر نیستم یا ، منتقد ادعایی هم ندارم. اما وقتی کسی ادعا میکند پای حرفش باید با دلیل به ایستد، از این دست کارهای زرد در ادبیات ما فراوان یافت میشود ، اما ایا این کار به ظاهر نیمایی ، باطن نیمایی هم دارد ! ؟

21 مرداد 1389 ساعت 23:58 | علیرضا ابوالحسنی |  alireza.ab.1111@gmail.com | بدون آدرس وب

یاحق . خیلی خوب بود .

19 مرداد 1389 ساعت 10:22 | من |  بدون email | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

شعر نو

با علامت سؤال چترها

شعری از محمدحسین نعمتی

با علامت سؤال چترها

محمدحسین نعمتی


شعر نو

سبک جدید تشنگی

چند شعر عاشورایی

سبک جدید تشنگی

سیدعلی میرافضلی


شعر نو

در سیرک

در سیرک

اسماعیل امینی


شعر نو

نینوایی: تعزیه

نینوایی: تعزیه

عمران صلاحی


شعر نو

یک‌گوشه از آن پرده
(کمی از بحر طویلی که کمی نیمایی‌ست...)

یک‌گوشه از آن پرده (کمی از بحر طویلی که کمی نیمایی‌ست...)

سیدحمیدرضا برقعی


شعر نو

آی مردِ روستا...

آی مردِ روستا...

مجید اکبرزاده


شعر نو

برای صلح و ماهی‌ها

برای صلح و ماهی‌ها

عباس حسین نژاد


شعر نو

منظومه‌ی نقاره‌ها

منظومه‌ی نقاره‌ها

منظومه‌ی نقاره‌ها

مرتضا دلاوری پاریزی


شعر نو

با نامزدهای جایزه ی کتاب سال 1387: چله نشینی در اشک

با برگزیدگان کتاب سال 1387: چله نشینی در اشک

با نامزدهای جایزه ی کتاب سال 1387: چله نشینی در اشک

فاطمه نصر


شعر نو

در این شب آهسته: صادق رحمانی

در این شب آهسته: صادق رحمانی

در این شب آهسته: صادق رحمانی

صادق رحمانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد


خوبان پشیمان می‌شوند