• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


بانوی نسل سومی انقلاب

محمدمهدی سیار
26 مرداد 1389




از محمدمهدی سیار تجربه‌ای تازه سراغ کردیم. شعری عاشقانه، در حال و هوای نسل سوم انقلاب. کوتاهی این شعر را به ناتمامی‌اش ببخشید و مثل ما منتظر بمانید تا نسخه کامل‌ترش را ببینید و بخوانید:


چشمش اگرچه مثل غزل‌های ناب بود
چون شعر اعتراض لبش پرعتاب بود
معجون جنگ و صلح و سکوت و غرور و غم
بانوی نسل سومی انقلاب بود!
مغرور بود، کار به امثال من نداشت
محجوب بود ـ گرچه کمی بدحجاب بود
با چشم می‌شنید، صدایم سکوت بود
با چشم حرف می‌زد، حاضرجواب بود
کابوس من ندیدن او بود و دیدنش
آن‌قدر خوب بود که انگار خواب بود
...

نظرات

خوشمزه استمثل شاعرش

6 شهریور 1389 ساعت 17:44 | یه دوست |  بدون email | بدون آدرس وب

غزل بسیار بسیار خوبیست . به نظر نمی آید نا تمام باشد . بیت آخرش یک "بیت آخر" است . کاش بین ابیات فاصله میگذاشتید .

1 شهریور 1389 ساعت 15:47 | من |  بدون email | آدرس وب

محجوب بود ـ گرچه کمی بدحجاب بود عالی است متعالی بفرما!

31 مرداد 1389 ساعت 22:35 | علی |  بدون email | بدون آدرس وب

این از توصیف بانوی نسل سوم. و اما بشنوید از مرد جوان نسل سوم ..... این روزها مردان جوان خاصه حزب اللهی هاشان....نگاه عجیبی دارند به بانوان نسل سومی...خاصه به کمی بدحجاب هاشان.. نگاهی که پر است از این ها : کنجکاوی، شوق ، حسرت، شگفت زدگی و حتی کمی عشق. و حتی تر کمی غرور...از همه خوشمزه تر آن خاکساری است که برخی ها دارند در مقابل این جنس لطیف! این همه صفات متضاد فقط در جوان نسل سومی است. یادشان نرود کاش که هرچه یک زن دارد همان را همه ی زنان عالم دارند....شگفت زده نشوند با دیدن چهار تا منحنی...از این زوایای پنهان همه ی محجبه ها دارند زیر همان سیاهی چادرشان...بد دردی است....درد شگفت زدگی....

31 مرداد 1389 ساعت 01:28 | متین جان |  بدون email | بدون آدرس وب

خیلی حال کردم !

30 مرداد 1389 ساعت 07:18 | هدی |  بدون email | بدون آدرس وب

بسیار عالی بود به من هم سری بزنید تشنه ی نقدم.

28 مرداد 1389 ساعت 05:57 | علی |  بدون email | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی


غزل

خاطرت جمع من پریشانم

شعری از محمدمهدی سیار

خاطرت جمع من پریشانم

محمدمهدی سیار



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد


خوبان پشیمان می‌شوند