1 - «پری»روز، زیباترین روز بود.
2 - تور، ماهی را در خاک غرق کرد.
3 - حجاب کلمات، از فشار سانسور بود.
4 - کارگر مرغ داری هم قاطی مرغ ها شد.
5 - کسی را دیدم «ایستاده»، «خوابیده» بود.
6 - در «آی سی یو»، عزرائیل به بیمار گفت: «آی سی یو».
7 - دوره ی «شیردهی» ماست بند، یک عمر طول می کشد.
8 - «حال ِ » خرابم را نه «گذشته» درمان می کند نه «آینده».
9 - شعر ِ بند تنبانی، مدیونِ زیر شلواری است.
10- دلم با بزرگ ترین قطره ی اشکم، از گونهام چکید.
11- شیرین ترین غم ِ «فرهاد» هم «شیرین» بود.
12- آدم هفت خط، مشترک مجانی می پذیرد.
13- «زغال اخته»، بی خطرترین زغال است.
14- بالیدن، آرزوی پرنده ی در بند است.
15- عصا، بر جوان تکیه می کند.