• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

معرفی


نگاهی به کتاب «چسبی به نام زخم» سروده سید احمد حسینی

نامی چسبناک!

سید اکبر میر جعفری
30 آذر 1389

 

چسبی به نام زخم/سروده سید احمد حسینی/ انتشارات هنر رسانه اردیبهشت

چندی پیش گذرم افتاده بود به یکی از کتاب فروشی های تخصصی شعر! آری شعر در کشور ما به تازگی دارای ناشر تخصصی و کتاب فروشی تخصصی شده است و احتمالا به زودی صاحب خواننده ی تخصصی نیز خواهد شد. بگذریم این کتاب فروشی پر فروش ترین کتاب های شعر ماه اخیر را اعلام کرده بود. در بین این نام ها نام کتاب چسبی به نام زخم، سروده سید احمد حسینی نیز به چشم می خورد که اتفاقاً در رتبه دوم ایستاده بود. چنین خبری قطعاً برای شاعر آن بسیار خشنود کننده است و به همان قطعیت برای خوانندگان  تخصصی و غیر تخصصی شعر باعث کنجکاوی است و برای شاعران موجب غبطه!
البته بنده، پیش تر از این خبر، کتاب را دیده بودم وتنها بعد از آن، کنجکاو شدم کتاب را با دقت بخوانم. برای آشنایی شما به اختصار چسبی به نام زخم را معرفی می کنم.
چسبی به نام زخم را هنر رسانه اردی بهشت به چاپ رسانده و و تاریخ انتشار آن نیز 1389 است این کتاب مجموعه غزل است و ظاهراً سی و هفت غزل را به خوانندگان معرفی می کند . چند نکته در باره این کتاب
1.    در این کتاب خبری از اوزان بلند- که معمولاً دوره ای اند و کم سابقه در گذشته ادبی ما- خبری نیست. به عبارتی حسینی از این امکان برای نوسرایی بهره گرفته است یا بهتر بگوییم نیازی به استفاده از آن را در شعر خود حس نکرده است. همین موضوع باعث می شود شعر حسینی به اوزانی راه یابد که به گوش مخاطب عام و خاص آشناست؛ بنابر این شاعر در این عرصه کاری سهل- به مراتب شدید تر – ممتنعی را پیش رو دارد.
2.    حسینی شاعری متعهد به تغزل است. به اعتقاد بزرگان تغزل روح غزل است و بدون آن غزل، غزل نیست؛ قطعه ای است با قافیه ای اضافی! حسینی توانسته در این روزگار غزل بسراید و از اجتماع نیز دور نباشد. توضیح بیش تر این که بسیاری از استعدادهای ژرف این روزگار به بهانه ی تعهد اجتماعی غزل را از روح آن جدا کردند و تشویق آنی حضار را به خلوت خوانی خوانندگان فرداهای پیش رو ترجیع دادند. اما حسینی سعی دارد غزل بگوید:
پیش من بنشین من از ایل و تبار گریه ام
پیش من . . . که سالها در انتظار گریه ام
پیش من . . . شاید که چشم مست تو کاری کند
سال ها در انتظارت من خمار گریه ام
فصل ها نا مهربان تو مهربان باش و بمان
پیش من بنشین که من ابر بهار گریه ام
3.    حسینی شاعر تداعی هاست . برای توضیح این موضوع به ذکر حکایتی بسنده می کنم. عزیزی تعریف می کرد. در یکی از مناطق ترک نشین کشور، روزهای عاشورا و تاسوعا وقتی مردم برای سوگواری گرد هم می آیند، مداح یا واعظ برای این که مجلس سوگ را اداره کند، نوحه یا ذکر مصیبت نمی خواند بلکه فقط یک کلمه از کلمات کلیدی واقعه ی عاشورا را به زبان می آورد او سکوت می کند اما ناله عزاداران مجلس را در بر می گیرد. همین که سوگواران کمی آرام شدند، وی کلمه ای دیگر را به زبان می آورد و باز مجلس غرق ماتم می شود. در واقع وی لزومی به ذکر مصیبت نمی بیند و همین کلمات منقطع آنچه را که باید برای حضار تداعی می کند.
یکی از دلایل اقبال خوانندگان به شعر حسینی نیز همین تداعی هاست . این تداعی ها کار شاعر را آسان می کند.
عرفان لایت مزه نعنا نمی دهد
امروز روز گوش به فردا نمی دهد
یوسف میان چاه اگر خود کشی کند
خود را ولی به دست زلیخا نمی دهد
این روزها ببین که همه بی هوییتیم
دیگر کسی ندای خدایا نمی دهد
شاید منتقد خوش قریحه – این ترکیب پاراداکسیکال یا بهتر بگویم متناقض نماست!- بتواند برای هر کدام از این مصرع ها، مصرع های دیگری را پیشنهاد دهد که از نظر روابط بین اجزا و ترکیبات منطقی تر از شکل فعلی باشد اما شکل فعلی شعر نیز آنچه را که باید به ذهن مخاطب منتقل می کند.
4.    اجازه دهید در این مورد از عیوب احتمالی شعر حسینی مثال بزنم. حسینی شاعری خوش قریحه اما کم تجربه است و بی تردید در شعرهای آتی حسینی از این موارد کم تر دیده خواهد شد. شاعر این مجموعه گاه با سپردن مجال تأویل به خواننده او را دچار سردرگمی در مفهوم می کند. به عبارت بهتر معنا را بیش از اندازه به تعویق می اندازد.
مستی چشمان تو این روزه را باطل نکرد
بین ما حد و حدود "ربنا" معلوم شد
البته ناشر محترم به اشاره ی مولف کلمه ی ربنا را برجسته کرده است تا به خواننده در فهم شعر کمک کند اما باز هم ابهام در معنا باقی می ماند.


یا:
مستحب یا واجب است این که تو را سجده کنم
پاسخ این حرف ها با یک "چرا" معلوم شد
به راستی خواننده عام یا حتی خاص چگونه می تواند از این بیت به منظور شاعر دست یابد؟
دیگر این که گاهی حشو های ابیات قابل چشم پوشی نیست
می خواستم ببوسمت اما ولی نشد . . .
بین اما و ولی باید یکی را انتخای کرد.
یا:
این روزها از چشم هایت می نویسم
تنها برای تو برایت می نویسم
بین برای تو و برایت یکی را باید برگزید. البته اگر وزن اجازه می داد و یکی از این ها تکرار می شد، به زیبایی شعر می افزود: مثلا: تنها برای تو برای تو نوشتم!
و حرف آخر:
کتاب نام چسبناکی دارد اما این نام به محتوای کتاب نیز می چسبد؟!

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

معرفی

حفره های شعر

نقدی بر «حفره ها» سروده «گروس عبدالملکیان»

حفره های شعر

صمد مقدمی


معرفی

به وقت البرز

نگاهی به مجموعه شعر « به وقت البرز» سروده «مهرنوش قربانعلی»

به وقت البرز

مرتضی کاردر


معرفی

آدم ها و افسانه ها

نگاهی به کتاب آدم ها و افسانه ها: گفت گو با بهرام دبیری نوشته محمدرضا شاهرخی نژاد

آدم ها و افسانه ها

سعید بی نیاز


معرفی

صد درجه سانتی گراد؛ اولین کتاب لوح

معرفی کتاب صد درجه سانتی گراد مجموعه داستان کوتاه

صد درجه سانتی گراد؛ اولین کتاب لوح

حسن حسنی


معرفی

نامی چسبناک!

نگاهی به کتاب «چسبی به نام زخم» سروده سید احمد حسینی

نامی چسبناک!

سید اکبر میر جعفری


معرفی

روایت شاعرانه از آزادگی در دشت نینوا

نگاهی به کتاب«مجلس حر بن یزید ریاحی» اثر: علی معلم دامغانی

روایت شاعرانه از آزادگی در دشت نینوا

علی الله سلیمی


معرفی

نفسی آغشته به غم

نگاهی به کتاب آه

نفسی آغشته به غم

زهیر قدسی


معرفی

گاه گاهی زندگی شوخی نیست

نگاهی به کتاب گاه گاهی زندگی شوخی نیست نوشته سهراب گل هاشم

گاه گاهی زندگی شوخی نیست

ارژنگ حاتمی


معرفی

دوست خوب؛«کتاب» خوب

شماره جدید مجله کتاب منتشر شد

دوست خوب؛«کتاب» خوب

علیرضا لبش


معرفی

طفلکی قلب عاشقم

نگاهی به مجموعه ترانه فرانک کلانتری

طفلکی قلب عاشقم

حامد عسگری



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

مرثیه های گم شده


چهل کلید در تنگ انار


خط زدن مشق شاعر


چگونه بازیگر سینما شویم


دستورالعمل کافه نویسی


عشق واژه ای که ترجمه نمی خواهد !


جهان سنگ ها


یک پرونده برای اقتباس


پروانه های بی تفاوت


رئالیسم جادویی در حفره ها


زبان عشق


دلقک های شعر


فیل بودن ، انسان شدن


کلیشه ای زنانه


پله های یخی


گل های کاغذی


طنازی‌های صاحب آهوی قلم


رویاهایی ناتمام


حفره های شعر


گریه دلقک ها


شاعرانگی ِ شعار


تارکوفسکی ؛ زمان و حقیقت


آنالی


پشت صحنه فرشتگان


چگونه بابا الگو می‌شود!


مرگ ایاز


مستندنگاری غرایب


شعر زنانه!


ملانصرالدین، قهرمان لطیفه‌ها


یابنده کفش ها