کمی حاشیه
شاید کمتر جایی در دنیا اینگونه باشد و داستانهایش به این عجیبی. عجایبی که گاهی اوقات بیش از پیش مجال غوطه ورشدن در روزمرگیها را فزون میدارد و گاهی اوقات دیگر، اشتیاقی وصف ناپذیر ایجاد میکند تا در میانه راهی که- با تفکری خاص- آغاز کردهاید کسی به شما بگوید کار را وارهان و سراغ زندگیت را بگیر(که این هم در دل خود همان اتقاق اولین است که ذکر شد؛ روزمرگی)
تا اینجای کلام شاید مقدمات من گمان شما را به خطا برده باشد که هدف از این نوشتار تبیین و تشریح موسیقی باشد-خواه به لحاظ قدمت، خواه به لحاظ جایگاه یا حتی کاربرد- که البته اینجا توضیح می دهم اگر چنین گمان بردهاید به بیراهه رفتهاید، با کمی اغماض شاید بتوان گفت که دراین نوشتار به تقاوت عمده میان دو بخش کلی موسیقی (آن هم تنها در این خاک) میتوان پی برد اما نمی توان به تشریح این هنر چشم داشت.
پس از حاشیه:
موسیقی کنونی در کشور ما به دو بخش کلی تقسیم می شود:
1)موسیقی روی زمین!
2)موسیقی زیر زمین!
و انگار دیر زمانی گذشته است که این تقسیمبندی به موسیقی داخلی و موسیقی لسآنجلسی تقسیم میشد و شاید بتوان گفت که امروز لسآنجلس دیگر بخشی از روی زمین شده است، اما برخی از میان همین خاک به زیر زمین رسیدهاند همانها که روزی نه چندان دور، نوایشان آشنای سفره افطار بود و بعد شد صدای بیگانه و تمام زحمات چند ده سالهشان به کنار گذاشته شد و واحیرتا که همانها امروز زیر زمینیاند...
به هر حال تمایز میان روی زمین و زیر زمین بیشتر از هر چیزی در فرآیندی است به نام «مجوز». فرآیندی چند قسمتی که به طور جداگانهای در دو بخش، یکی برای آلبوم و دیگری برای اجرای صحنهای در طبقه پنج(گاهی هم هفتم) ساختمانی که برای اهالی موسیقی بسیار آشناست اتفاق میافتد.
خب حاشیه کافی است و بهتر است برایتان از مراحل دریافت مجوز برای اجرای صحنهای بگویم و مراحل گرفتن مجوز آلبوم را به وقتی دیگر موکول کنم.
مراحل تهیه مجوز:
الف) در وهله نخست که شما تصمیم میگیرید سراغ فعالیت فرهنگیِ اجرای صحنهای بروید نیاز به دریافت مجوزی برای فعالیت گروه دارید. در این بخش چند فرم باید پر شود عکسی گرفته شود نمونه تصویری ضبط گردد تا گروهی ثبت شود. و همانا این اولین خوان است از تعدادی خوان دیگر.
ب)خوان بعدی، ارئه بخش کلام اعم از شعر، داستان، ترانه، نریشن و ... است و این بخش دقیقا همان است که باید باشد! اما این بخش آدم را با پرسشهای زیادی روبهرو میکند. برای نمونه اینکه چگونه است که شعری در کتابها چاپ و میان مردم پخش میشود آنها هم استقبال میکنند و نوبت چاپ کتاب روندی صعودی پیدا میکند (که این امر نشانگر چند ده هزار یا شاید هزار نفراست که به مطالعه کتاب پرداختهاند) اما همین شعر در اجرای صحنهای موسیقی که در نهایت مخاطبی در حدود چند هزار نفر(آن هم در بعضی اوقات خاص چون در بیشتر موارد مخاطب کنسرتها از 300 یا 400 نفر تجاوز نمیکند) اجازه اجرا نمییابد! بهراستی دلیل آن چاپ شدهها و این مجوز نگرفتنها چیست؟
آیا اهالی هنر نوا و نغمه این چنین تاثیرگذارند که اثری بالاتر از کتابها (که میتوان بارها و بارها آنها را خواند فکر کرد و دوباره از نو خواند) دارند. آن هم در حالی که هر بیت این شعر تنها چند ثانیه خوانده میشود و شنونده به دلیل درگیری با موسیقی و فضای کلی سالن و ... شاید حتی لحظهای نتواند به مفهوم و منظور آن بهطور دقیق توجه داشته باشد و به این همه اضافه کنید این همه استعاره و ایهام و تلمیح و ....در زبان فارسی را.
آیا بهتر نیست معیار این ممیزیها در اختیار خالقان نغمهها باشد که بتوانند زحمت کمتری را به داوران (یا هیئت بررسی شعر یا هر اسم دیگری که شایسته این گروه محترم است که این بنده حقیر از آن بی خبرم) بدهند و آنها نیاز کمتری به استفاده از آن خطوط قرمز ریاضیگونه داشته باشند؟
به مجوز گرفتن برگردیم
ج) خوان بعدی گرفتن مجوز موسیقی است که با ارائه کل مجموعه قطعات موسیقی انجام میپذیرد
د) دادن نمونه کار به سالن برای گرفتن اجازه اجرا در سالن مرحله بعدی است.
ه) اجرا که بدون پوستر و بروشور نمیشود. مجوز؟ بله، برای پوستر و بروشور هم باید مجوز بگیرید.
و) برخی سالنهای اجرا (که تعداد آنها هم در حال کم شدن است) نیاز به مجوز اماکن دارند که سرپرست گروه باید دنبال آن هم برود. دوست عزیز اماکن لطفا مرحمت بفرمایید مجوز.
ز) آیا اجرای شما نیاز به تبلیغات دارد؟ پس لطفا مجوز بگیرید
ح) این روزها همه فیلمبرداری میکنند شما چطور؟ بی زحمت مجوز
و) و...
خسته نباشید انگار این راه به پایان رسیده است...فرایندی که چندین هفتهای طول میکشد اما دقیقا نمیتوان گفت چند هفته و آنقدر شما را خسته میکند که باید مراقب باشید روی صحنه اجرا از خستگی خواب نمانید!
به نظرم اگر این همه سختگیری و نازک اندیشی! در صنایع دیگری چون صنایع هوایی یا خودروسازی به کار میرفت جانهای بسیاری در آرامش بیشتر بسر میبرد، اما انگار ترانهها اندیشههای بزرگتری دارند که جانها را به خطر میکشانند.
سر آخر
به هر ترتیب روزی که تصمیم گرفتیم اجرا کنیم یا آلبوم روانه بازار کنیم روزی است که مطمئنا کسی نمی گوید نه، اما کسانی می خواهند بگوییم نه! شاید صلاح ما این گونه است که خود بگوییم نه!
پس از آخر:
انتقادهایی که به سیستم دریافت مجوز آوردم به هیچ عنوان متوجه فرد یا کارمندی در بخش موسیقی واحد موسیقی وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست، تنها متوجه سیستمی است که فرآیندش این چنین است و گاه فعالان و کارمندان را به زحمات زیادی وا میدارد.