22 خرداد 1390 ساعت 22:44
مهدی فرج الهی 

جناب عزراییل، سلام!

- عزرائیل زودتر از بقیه خودش را به صحنه تصادف می رساند.

- کمربند ایمنی دست و پای عزراییل را می بندد.

- جاده ناهموار راننده عجول را دست می اندازد.


- کمربند ایمنی دست و پای عزراییل را می بندد.


- جاده در اولین پیچ راننده ناشی را دور می زند.


- دست انداز به سرعت اتوموبیل گیر می دهد.


- با آسودگی خاطر از روی پل عابر پیاده برای حواس پرت راننده دست تکان می دهم.


- از روی پل عابر پیاده عرض خیابان را به طول عمرم اضافه می کنم.


- اتوموبیل با دیدن دره دو دستی گاردریل را می چسبد.


- راننده ناشی از دره تقاضای پناهندگی کرد.


- عزرائیل زودتر از بقیه خودش را به صحنه تصادف می رساند.


- راننده با زبان بوق تکلم می کند.

ارسال به دوستان بازدید: 1884