قمصری آهنگسازی تجربه گراست و کارهایش یک خط افقی در موسیقی را دنبال نمی کند.یک زمان در آلبوم"نقش خیال"از سازهای غربی استفاده می کند و زمانی دیگر در آلبوم"آب،نان،آواز"روح موسیقی ایرانی در کارش جریان دارد و زمانی دیگر در آلبوم جدیدش یعنی "بدرود با بدرود"یک چهره جدید از خودش معرفی می کند که به طور مستقیم از موسیقی اروپایی گرفته شده است. نخستین آلبومش را با عنوان «نقش خیال» در سال 84 با آواز همایون شجریان به بازار موسیقی عرضه کرد.سپس بههمراه علیرضا قربانی و کوارتت زهی ایرانی، آلبومی را بهنام «سرو روان» منتشر کرد.همچنین آلبومی از تکنوازی تار او بهنام «شور پریشانی» توسط نشر «ماهور» منتشر شده که روشنگر قابلیتهای بالای نوازندگی او، تکنیک، سرعت و قدرت زخمههایش، و تسلط او بر ردیف موسیقی ایرانیست.آلبوم «تنیده در خطوط موازی» از دیگر تکنوازیهای اوست که به بازار موسیقی راه یافته است.قمصری از سال 88 کنسرت آب ،نان،آواز را با همایون شجریان در قزوین و تهران به صحنه برد و آلبوم این کنسرت هم اوایل سال 89 به بازار موسیقی عرضه شد. اجرای او در برج میلاد با نوشتهای تحسین آمیز از سوی محمد رضا شجریان روبرو شد.او اواخر تابستان کنسرت برفخوانی را بر اساس شعری از اخوان ثالث و آواز محمد معتمدی در تالار وحدت اجرا کرد.
اما آلبوم"بدرود با بدورد" یک آلبوم بسیار خاص است که اولین اثر ارکسترال قمصری است که برای ارکستر سمفونیک کامل نوشته شده است .
در اغلب آثاری که هنرمندان ایرانی برای ارکسترهای سمفونیک نوشته اند استفاده از هارمونی فرد ، صدا دهی ارکستر را مشابه موسیقی غربی ساخته و گاه آهنگسازان برای پرهیز از این رو به استفاده از قواعد هارمونی زوج که در مکتب "موسیقی روس" رواج بیشتری دارد روی آورده اند اما در موارد معدودی توانسته اند به صدا دهی مستقلی در ارکستر دست یابند ویژگی ای که قمصری در آلبوم اخیر توانسته به خوبی بدان نائل گردد.
"بدرود با بدورد " یک "کنسرتو برای تار" است که این آهنگساز در آن نگاهی مستقیم به موسیقی اروپایی و همراهی ملودیهای ایرانی داشته است.
همچنین در این اثر که دو اپیزود دارد نقش کلام بسیار کم رنگ است.اما با این حال این اثر، کارهای دیگر علی قمصری را نفی نمی کند ؛چرا که در آن تجربه متفاوتی را دنبال کرده است. همچنین نقش خواننده در این اثر کم رنگ است چون به گفته خود آهنگساز فضای کار می طلبید.
مهمترین ویژگی بدرود با بدرود آن است که تنها مدعی تفکر و نگاه آهنگساز است و نگارنده با وجود اختلاف نگاه ، این استقلال تفکر را ستوده و موفقیت او در بیان اندیشه اش را یکی از مهمترین شاخصه های او در اثر اخیرش ارزیابی می کند. در تنها قطعه با کلام اثر "ندانم کجا می کشانی مرا" که بر روی شعری از استاد شفیعی کدکنی ساخته شده و محمد معتمدی آن را خوانده است ، تلفیق کلام و موسیقی نسبت به آثار قبلی آهنگساز موفق تر صورت پذیرفته و از سوی دیگر موسیقی در هم تنیده با کلام و نیز فراز و فرود های ملودی ، به بیان احساسی شعر نیز بسیار کمک کرده است.
اجرای محمد معتمدی نیز در این اثر قابل توجه است و به نظر می رسد توانسته است تا آنچه را که آهنگساز از او خواسته ، به خوبی اجرا کند.
همانطور در بروشور آلبوم آمده ، آهنگساز این اثر موسیقایی پایبند قالب ها و اصول خاصی به صورت پیش فرض ، چه در زمینه فرم و چه در زمینه ارکستراسیون نبوده است . به عبارت دیگر قمصری به دنبال نمایش تکنیک و دانش خود نیست؛ بلکه تکنیک و دانش او به طور طبیعی بستری برای نمود اندیشه و تفکر آهنگساز تبدیل شده است .
همین اندیشه و تفکر است که به عنوان عامل وحدت بخش کل بافت اثر را به رغم استفاده از عوامل متکثری چون ریتم ها و سازبندی های متنوع انسجام می بخشد.
این نگاه و بیان تا حدی منسجم است که حتی "مد" را که به طور کلاسیک مهمترین عامل وحدت بخش است را هم ، در هم می نوردد هرچند اثر به لحاظ پیوستگی مدال هم از در هم ریختگی بافت رنج نمی برد.
قمصری در آثارش خصوصا اثر اخیر فرم ها و سازبندی و بافت هارمونیک خود را خلق می کند تا اینکه بخواهد اثرش را در آن قالب ها ریخته و پی تمهیداتی برای ایجاد بافت منسجم کلاسیک باشد .
برای همین شما در اثر همزمان از مد های یونانی تا ملودی های دستگاهی را که بدون هیچ تصنعی به هم تنیده شده اند را به خوبی می شنوید . شاید بهترین نام برای این تعبیر یکی نام یکی از آلبوم های قبلی او، "تنیده در خطوط موازی" باشد!