• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


روانی

11 مهر 1386

مرد یک دفعه بلند داد زد و گفت: «وایسا...»
راننده از هولش ترمز کرد. ماشین پشتی محکم زد به تاکسی. ماشین دیگری هم به خودش زد. اول صدای خورد شدن شیشه آمد و بعد از چند ثانیه سکوت صدای بوق ماشین ها. راننده تاکسی ابرو درهم کشیده و با چشمانی براق و صورتی سرخ، تند برگشت و بلند گفت: «چته عوضی؟»
مرد خونسرد بی آنکه نگاهش کند باز هم بلند ادامه داد: «وایسا... وایسا ببینم. گفتی بشین نشستم. گفتی پاشو پا شدم. دقیقا از اول مسیر که را افتادم داری حرف می زنی. قرار نیست همش حرف تو باشه. حالا بشنو. حرف من همونه. طلاقت می دم روانی.»
دکمه ی هندزفری اش را زد و از تاکسی پیاده شد.

نظرات

نسبت به 4 داستان دیگر قوی تر است.

22 آبان 1386 ساعت 13:27 | 7 |  بدون email | بدون آدرس وب

ZIBA BUD.

13 مهر 1386 ساعت 22:51 | ADOLF |  بدون email | بدون آدرس وب

جالب بود. مخصوصا اسم داستان که فکر کنم ربطی داشت به این کارای روانی مسافر تاکسی. خودش از نظر بقیه روانی بود و زنش از نظر خودش. فقط پیام داستان چی بود؟

13 مهر 1386 ساعت 14:51 | امین رضایی |  amin_rezaei@yahoo.com | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

قنادی شادی

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

شمعدان سه شاخه

شمعدان سه شاخه

بهاره ارشدریاحی


داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

مصطفی انصافی: فرم جوهر هنر است


چنگی نصفه و نیمه بر دل


مقصر


مدرنیسم علیه مدرنیته


از نگاه ناظر بی‌طرف بیرونی


داستان‌نویسان پیشگام- بخش دوم و پایانی


پاره‌هایی از زندگی روزنامه‌نگاری که داستان‌نویس خوبی است


قنادی شادی


... و این نواست، بی‌تصویر!


داستان‌نویسان پیشگام- بخش نخست


خطوطی معوج پشت ظاهر صاف و ساده‌ی ارتباط آدم‌ها


تباه‌شدگی عاطفی


نوشتن سرنوشت من است


بلیط رفت و برگشت


فانوسی عین ستاره- بخش دوم و پایانی


پنجره‌ی اتاق خواب خانه‌ی جدیدمان


آسیب‌شناسی جنگ از نگاه نویسنده‌ی زن


فانوسی عین ستاره- بخش نخست


آبتازهای مرگخیز


شهلا زرلکی: «از پائولو کوئلیو متنفرم!» یک عامه پسند ضعیف است


بی‌خیالِ ادبیاتِ متعهد، آقای غلامی!


شمعدان سه شاخه


نفس یک جایزه‌ی ادبی کشف و تشویق است


تلاش برای فرار از میان‌مایگی


داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده