پنجم. ساختن دنیای کمیک
بزرگترین موفقیت قاسمخانی ساختن یک دنیایی کمیک است که همهی عناصرش هماهنگ و منطقیاند؛ آنچه که جهان فیلم را تبدیل به دنیایی پرسوءتفاهم و کمیک میکند تداخل دنیاهای متضاد است؛ جبلی، دارابی و بچهها هرکدام دنیایی جداگانه دارند و هدفی متضاد را دنبال میکنند که برای خودشان و مخاطب منطقی است. «منطق» یکی از نقطه ضعفهای اساسی کمدیهای ماست که کمدینویس و کمدیساز گمان میکنند به دلیل کمیک بودن قصه، «منطق» عنصری قابل عدول و چشمپوشی است. در «ورود آقایان ممنوع» هر شخصیت در چهارچوب منطق خودش رفتار میکند و هیچکس مطلقاً خنگ و گول نیست. علاوه بر منطق، چیزی که جهان داستان را منسجمتر میکند پسزمینهی قصه است؛ «شیمی» در تار و پود پسزمینه تنیده شده؛ نظریهی ترکیب مواد غیرقابل ترکیب در شرایط آزمایشگاهی مناسب، فرضیه دانشآموزان برای طرح توطئه علیه دارابی است و نظریه دارابی دربارهی عشق که آن را واکنشی شیمیایی و فیزیولوژیکی میداند در مجموع رنگمایهای دوپهلو و کنایی به قصه میدهد. (پیش از این رضا میرکریمی از پسزمینهی علمی ستارهشناسی و نجوم برای ملودرام «خیلی دور خیلی نزدیک» به خوبی بهره گرفته بود) سکانس خواب دارابی بدون اینکه آزاردهنده باشد کارکرد کنایی اروتیک یافته و البته سکانس گفتگو در ماشین دارابی همین کارکرد را به اوج میرساند. در چنین دنیایی است که تغییر ناگهانی ظاهری و رفتاری دارابی باورپذیر میشود و هجو ترانهی مشهور «The Wall» پینگ فلوید از اثر بیرون نمیزند و به مخاطب لذتی وافر میبخشد.
مؤخره: در «ورود آقایان ممنوع» همه چیز اندازه است؛ از شوخیها بیش از ظرفیتشان استفاده نمیشود و کارکردی معکوس (سادیستیک) پیدا نمیکنند. فیلمی که قابلیت آن را دارد که به شدت در دام لودهبازی گرفتار شود، در همهی اجزایش به شدت "اندازه" رفتار میکند؛ خانم دارابی به اندازه کاریکاتور است و حتی دو صحنهی فانتزی فیلم (عروسی دارابی و وجود زندان مردان در زیرزمین مدرسه) به علت اینکه خیالات چند بچه دبیرستانی است با "منطق" از آب درآمده. عطاران کلیدیترین مهرهی فیلم میتوانست کاراکتری کودن و ابله از خود به نمایش بگذارد که تماشاگر را با رفتارهای اغراق شدهاش بیازارد، عطاران کاراکتر جبلی را تا لب مرز بلاهت میبرد، اما از او شخصیتی شیرین و دوستداشتنی میسازد که با وجود هوش علمیاش در زمینهی درک روابط انسانی خنگ است و ما چنین آدمهایی در دنیای واقعی سراغ داریم و همین مسئله، جبلی را باورپذیر و صاحب منطق میکند. در حالیکه اغلب کمدینویسهای ما گمان میکنند برای خلق کمدی باید شخصیتهایشان تا سرحد مرگ کودن باشند. یکی از نقاط قوت شخصیت جبلی این است که به شکل اغراقشده کودکصفت نیست. معمولاً این جنس از شخصیتها را اساساً کودکصفت خلق میکنند، اما جبلی در طول فیلم سعی میکند طبق قاموس خودش مردانه رفتار کند. دکتر هم به اندازه زنباره است جوری که عاشق شدنش در پایان فیلم، قابل قبول است. این اندازه بودن تا حد زیادی مدیون رامبد جوان است. «ورود آقایان ممنوع» فیلمی است که ایدههایش را با تفت دادن هدر نمیدهد و اندازهی خودش را خوب میشناسد و به همین دلیل موفق است.
پی نوشت
کمدی موقعیت از کهنترین سنتهای کمدی است که نیروی خندهآور خود را از یک موقعیت کمیک میگیرد؛ تغییر جنسیت ظاهری («بعضیها داغشو دوست دارن»)، رفتن در قالب یک شخصیت دیگر («بودن یا نبودن»)، قرار گرفتن یک شخصیت عادی در شرایطی غیر عادی («دیکتاتور بزرگ») و امثال این موقعیتهای واژگونه. در «ورود آقایان ممنوع» اولین حضور یک مرد در مدرسهای دخترانه، با مدیری فمینیست و غیرمنعطف در مقابل مردان موقعیت کمیک را میآفریند.