• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

در این بین می توان به نگاه شاعر به اشیا اشاره کرد. نگاهی که گاه به دنبال برجسته سازی شیء صورت گرفته و گاه نیز به سبب علاقۀ شاعر به غافلگیر کردن مخاطب. ولی آنچه پیداست گرایش وی است به همذات پنداری با محیط و دنیای غیر «انسان»ی! از این منظر که کمتر می توان چنین همذات پنداری شاعر را با انسان دید، که در همین موارد هم مخاطب وی خاص یا انتزاعی است

نقد


نگاهی به «برای سنگ ها» سروده «سارا محمدی اردهالی»

جهان سنگ ها

صمد مقدمی
19 شهریور 1390

 

برای سنگ ها/سارا محمدی اردهالی/نشر چشمه/چاپ اول ؛ بهار 1390

     دوازدهمین مجموعه از سری کتاب های شعر نشر چشمه با عنوان «جهان تازه ی شعر» ، «برای سنگ ها» سرودۀ «سارا محمدی اردهالی» است که در 97 صفحه شامل 57 قطعه به مخاطبان شعر ارائه شده است. در پایان هر سروده می توان تاریخ سرایش آنها را دید که راهنمای خوبی برای مخاطب است به جهت شناخت جهان فکری شاعر در مسیری که وی در اثنای شعرهایش طی کرده است. مثلا می توان دید که سروده های وی طی ِ دوره ای کوتاه، به نسبت دیگر سروده ها بلند تر و مشروح تر هستند (چهار قطعه در حدود سه ماه اول 89). همین می تواند مبنای خوبی باشد برای درک بهتر دغدغه های شاعر؛ چرا که اغلب قطعات کوتاه و بسیار کوتاه هستند. در قطعات ابتدای کتاب که مربوط به کارهای سال 87 هستند، هیچ شعر بلندی دیده نمی شود. در عین حال شعرها (که بی شک گزیده شده اند) گویای مطلب مهمی هستند که بی ارتباط با شکل ظاهری آنها نیست. این شعرها (بیشترشان) زوایایی از زندگی و ذهن شاعر را به نمایش گذاشته اند که می تواند برای هر مخاطبی خواندنی به نظر برسد. مثل قطعۀ پیانو. وی امری را به تصویر کشیده است که بیانگر عدم تسلط «شخص» بر واقعیت و وهم است. و نیز تحلیل وی از چنان رفتاری در گذشته:
    «صدای پیانو می آمد / خیال می کردم عاشقم / پیانو قطع می شد / می گفتم فریب خورده ام / پیانو ِ لعنتی / سنگین تر از آن بود که جا به جایش کنم.» (ص14)
      از خلال همین شعرها می توان صدایی را شنید که سعی در گشودن فضایی شخصی دارد، صدایی که ما را می خواهد متوجه زوایایی دیگر از زندگی کند؛ خواه این زوایا چندان هم دیرپا نباشند:
     «همین روزهاست / قحطی شود / کلمه قطع شود / لوله بکشند / از استانبول یا بغداد / کلمات تقلبی وارد کنند» (ص15)
     اگر چه علت این گذرا بودن در برخی قطعات به خود موضوعات برمی گردد، ولی در برخی دیگر صرفا به دلیل کوتاهی شعرهاست! چرا که باعثِ تک وجهی و تک بعدی شدن ِ موضوع شده است. نیز این تک بعدی بودن موضوع به علت کوتاهی آثار مجال گسترش نیافته اند و بسیار محدود مانده اند.
     در این بین می توان به نگاه شاعر به اشیا اشاره کرد. نگاهی که گاه به دنبال برجسته سازی شیء صورت گرفته و گاه نیز به سبب علاقۀ شاعر به غافلگیر کردن مخاطب. ولی آنچه پیداست گرایش وی است به همذات پنداری با محیط و دنیای غیر «انسان»ی! از این منظر که کمتر می توان چنین همذات پنداری شاعر را با انسان دید، که در همین موارد هم مخاطب وی خاص یا انتزاعی است:
     «ایستاده ای پیش چشمم / هر چه شاتر را می زنم / در عکس / تنها دریا پیداست / / و دختر بچه ای که قلعه ای شنی می سازد.» (ص62)
     به دنبال همۀ این حرف ها جالب این است که قطعۀ «ایستگاه فوبیرلند» نه کوتاه است و نه دربارۀ محیط و اشیا! و این در حالی است که به جرات می توان گفت بهترین قطعۀ این مجموعه است؛ هم به لحاظ پرداخت شاعر از موضوع مورد نظرش و هم از لحاظ گسترۀ نگاه وی به آن. و نیز قطعۀ «عزیزترینم» که البته بر خلاف «ایستگاه فوبیرلند» که موضوعی عام است، وجوهی کاملا شخصی دارد.
     و باید اشاره کرد که در شعرهای «سارا محمدی اردهالی» وجوه زنانگی است که بر اساس واقعیات موجود ارائه شده اند! عاری از اداهای فراگیر شدۀ شعر امروز زنان و گرایش های بی دلیل به برجسته سازی های مشهور به مسائل و مصائب زنان، که در نهایت گرفتار شعار می شوند.
     با کمی اغماض می توان این کتاب را مجموعه ای خوب توصیف کرد که گاه دچار لغزش های باورِ شاعر از شعر شده است و گاه نیز بیش از اندازه خود را به خیالات و احساسات شاعر سپرده است. چه اینکه اگر وی در پایان بندی های شعرهای کوتاه ِ این چنینی، خود را از برخی شیفتگی های لحظه ای برهاند و دلبستگی هایش را به بعضی قطعات احساسی کنار بگذارد، بی شک راحت تر و واقع بینانه تر می تواند در مورد شعرها و گرایش های ذهن اش تصمیم بگیرد.
     «من و استکان نعلبکی ها از تاریکی نمی ترسیم / این دری هم که به هم کوبیدی / در ِ آشپزخانه بود / نه در ِ خوشبختی / / ناخن هایم را سوهان می زنم / یک مدل دیگر.» (ص71)
نظرات

سلام وقت خوش لوح تصمیم داره دیگه داستان منتشر نکنه؟! یا علی

21 شهریور 1390 ساعت 12:00 | مریم محمدی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

نقد

مرثیه های گم شده

نقدی بر کتاب « مرثیه ای برای گمگشتگی»

مرثیه های گم شده

صمد مقدمی


نقد

چهل کلید در تنگ انار

نگاهی به مجموعه «چهل کلید» سروده «بیژن ارژن»

چهل کلید در تنگ انار

علیرضا لبش


نقد

خط زدن مشق شاعر

نگاهی به کتاب «مشق آب ها را می نویسم»

خط زدن مشق شاعر

صمد مقدمی


نقد

چگونه بازیگر سینما شویم

نقدی بر کتاب «بازیگری سینما»

چگونه بازیگر سینما شویم

منصور فروزش


نقد

دستورالعمل کافه نویسی

یادداشتی بر کتاب «دخترها به راحتی نمی توانند درکش کنند»

دستورالعمل کافه نویسی

علیرضا لبش


نقد

عشق واژه ای که ترجمه نمی خواهد !

نگاهی به مجموعه شعر «به یک زبان عاشق می شویم»

عشق واژه ای که ترجمه نمی خواهد !

حسین میری


نقد

جهان سنگ ها

نگاهی به «برای سنگ ها» سروده «سارا محمدی اردهالی»

جهان سنگ ها

صمد مقدمی


نقد

یک پرونده برای اقتباس

نقدی بر کتاب «اقتباس برای فیلمنامه»

یک پرونده برای اقتباس

منصور فروزش


نقد

پروانه های بی تفاوت

نگاهی به کتاب «پروانه ای از متن خارج می شود»

پروانه های بی تفاوت

صمد مقدمی


نقد

رئالیسم جادویی در حفره ها

نگاهی به «حفره ها» سروده «گروس عبدالملکیان»

رئالیسم جادویی در حفره ها

حسین میری



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

مرثیه های گم شده


چهل کلید در تنگ انار


خط زدن مشق شاعر


چگونه بازیگر سینما شویم


دستورالعمل کافه نویسی


عشق واژه ای که ترجمه نمی خواهد !


جهان سنگ ها


یک پرونده برای اقتباس


پروانه های بی تفاوت


رئالیسم جادویی در حفره ها


زبان عشق


دلقک های شعر


فیل بودن ، انسان شدن


کلیشه ای زنانه


پله های یخی


گل های کاغذی


طنازی‌های صاحب آهوی قلم


رویاهایی ناتمام


حفره های شعر


گریه دلقک ها


شاعرانگی ِ شعار


تارکوفسکی ؛ زمان و حقیقت


آنالی


پشت صحنه فرشتگان


چگونه بابا الگو می‌شود!


مرگ ایاز


مستندنگاری غرایب


شعر زنانه!


ملانصرالدین، قهرمان لطیفه‌ها


یابنده کفش ها