• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


بهانه

30 مرداد 1389

ترمز دستی را کشید. پیاده شد و در حالیکه ابروهایش را در هم کشیده بود، به طرف ماشین عقبی رفت. در را باز کرد. راننده را از ماشین بیرون کشید و یقه اش را چسبید. بلند گفت: «کوری؟ ماشین به این بزرگی رو نمی بینی؟!»
مرد دست های او را از یقه اش جدا کرد و گفت: «داداش شاکی نشو! تو این ترافیک من سرعتی نداشتم که چیزی بشه.»
_ به همین راحتی؟! ها؟! بیا بریم نشونت بدم!
هر دو خم شدند و سپر ماشین را وارسی کردند. حتی یک خش هم وجود نداشت.
راننده ماشین عقبی گفت: «دیدی گفتم داری الکی خون خودتو کثیف می کنی! نزدیک بود تمام سر و صورتمو بیاری پایین.»
لبخند زد و در حالیکه سوار ماشین می شد، گفت: «شرمنده! برا آدم اعصاب نمی ذاره این روزه.»

 

 

_______________________________

چنانچه تمایل دارید می توانید آثار خود را به آدرس dastan@louh.com ارسال کنید.

نظرات

سلام.بهانه جالبیه واسه این روزها....کاش انصاف داشتیم گردن ماه رمضون نمی انداختیم

13 شهریور 1389 ساعت 16:19 | منا کاکایی |  mona.kakaei@yahoo.com | بدون آدرس وب

آره واقعا اعصاب نمی ذاره واسه آدم...

2 شهریور 1389 ساعت 15:16 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام. خیلی خوب بود. اشاره زیبایی به حقیقت روزه داری ...

30 مرداد 1389 ساعت 22:00 | سوته دل |  بدون email | بدون آدرس وب

من خودم یکبار اینکارو کردم، هنوزم عذاب وجدان اون روزو دارم.

6 آذر 1386 ساعت 18:02 | آرش |  بدون email | بدون آدرس وب

کوتاه و حقیقی... من یکی که این جمله رو تو ماه رمضان زیاد شنیدم

23 مهر 1386 ساعت 19:59 | نرگس مرادی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

قنادی شادی

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

شمعدان سه شاخه

شمعدان سه شاخه

بهاره ارشدریاحی


داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

مصطفی انصافی: فرم جوهر هنر است


چنگی نصفه و نیمه بر دل


مقصر


مدرنیسم علیه مدرنیته


از نگاه ناظر بی‌طرف بیرونی


داستان‌نویسان پیشگام- بخش دوم و پایانی


پاره‌هایی از زندگی روزنامه‌نگاری که داستان‌نویس خوبی است


قنادی شادی


... و این نواست، بی‌تصویر!


داستان‌نویسان پیشگام- بخش نخست


خطوطی معوج پشت ظاهر صاف و ساده‌ی ارتباط آدم‌ها


تباه‌شدگی عاطفی


نوشتن سرنوشت من است


بلیط رفت و برگشت


فانوسی عین ستاره- بخش دوم و پایانی


پنجره‌ی اتاق خواب خانه‌ی جدیدمان


آسیب‌شناسی جنگ از نگاه نویسنده‌ی زن


فانوسی عین ستاره- بخش نخست


آبتازهای مرگخیز


شهلا زرلکی: «از پائولو کوئلیو متنفرم!» یک عامه پسند ضعیف است


بی‌خیالِ ادبیاتِ متعهد، آقای غلامی!


شمعدان سه شاخه


نفس یک جایزه‌ی ادبی کشف و تشویق است


تلاش برای فرار از میان‌مایگی


داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده