• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

برای مست شدن کافی است، اما کاش برای مرگ شرابم دهی کمی دیگر

غزل


شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی
9 دی 1390


کمی دیگر شراب

نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر
نشست بر دل من گرد ماتمی دیگر
اگرچه از غم هر آدمی خبر دارم
خبر ندارد از اندوهم آدمی دیگر
چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ
به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر
چو شمع گریه از این می‌کنم که غیر از رنج
نبوده است سرم گرم عالمی دیگر
برای مست شدن کافی است، اما کاش
برای مرگ شرابم دهی کمی دیگر

نظرات

شعر نسبتا یکدست و خوبی است.امادرشعر هم باید رابطه منطقی باشد.در بیت اول طرف رفته است در بیت آخر از او می خواهی که شراب بریزد.در مصراع اول بیت آخر جه جیزی برای مست شدن کاقی است؟

4 بهمن 1390 ساعت 23:26 | ع.ع.کاکرودی |  narenje@yahoo.com | بدون آدرس وب

زیباست . خسته نباشید.

27 دی 1390 ساعت 01:27 | فریبامیرمحمدصادقی |  fariba.mm2010@yahoo.com | بدون آدرس وب

[گل]

11 دی 1390 ساعت 14:17 | سجاد سامانی |  negahemah@gmail.com | بدون آدرس وب

ای ول!

11 دی 1390 ساعت 00:35 | من |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

هنوز رهبری

شعری عاشورایی از عارفه دهقانی

هنوز رهبری

عارفه دهقانی


غزل

شعری از حسن صادقی‌پناه

زیر دکل‌های نفت

حسن صادقی‌پناه


غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

هنوز رهبری


تُن صدای راننده‌های خطی سه‌راه آذری


زیر دکل‌های نفت


در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد