سریم و خیرِ سر شعر، سروری داریم
و دلخوشیم که ما نیز دلبری داریم
شقایقیم و سر راه باد منتظریم
بگو که هو بکشد، جسم پرپری داریم
مویز کنج لب تو به یادمان ماندهست
میان خرقه خاطر قلندری داریم
بعید نیست که از ما گناه سر بزند
اگر گناه تویی، ما لب تری داریم
برای پیشکشت گرچه دستمان خالیست
هنوز بر تن مجروحمان سری داریم
نه مکه و نه مدینه، نه شام و نه کوفه
برای کشته شدن جای بهتری داریم