• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

کلام آغازین


تدبیر بیست و چهارم

امام زاده ای معلق بین کاهک و مزینان

علی محبی
29 خرداد 1386

1. آن ها که بیشتر با لوح ارتباط دارند ، لابد می دانند که تغییر شکل و شمایل لوح سابقه ای طولانی دارد. حقیقت این است که طراحی دوم پایگاه، که از تاریخ آبان 84 به نمایش گذاشته شد، به مزاق ما نیز خوش نیامد و از همان روز بنا را بر به هم زدن قواره¬ی پایگاه گذاشتیم. طرح اولیه ای نوشته شد و با یک تیم گرافیکی و فنی هماهنگی هایی شد  و قرار بر این شد که پایگاه در نوروز 85 با طرحی نو به مخاطبان ارائه شود. به هر علت، این کار عملی نشد و ما دل مان را خوش کردیم به گروهی دیگر و طراحی دیگر. طرح مجدداً نوشته شد و در تابستان 85 قرارداد فنی و گرافیکی منعقد شد و این بار قرار بود که سایت جدید لوح در دی ماه ارائه شود. اما ابر و باد و خورشید و فلک، همه انگار دست به دست هم داده بودند که چنین اتفاقی نیفتد و ما تا تیر ماه 86 منتظر بمانیم. چند روز قبل بود که آقای مهندس خلیقی پیام کوتاهی فرستاد که سایت برای روز سه شنبه آماده خواهد بود، یعنی سالروز شهادت دکتر شریعتی!
2. شریعتی! نامی که پس از سی سال¬ به احترام¬اش، جمعیت حسینیه ارشاد سرشار از پیر و جوان و دختر و پسر می شود. نام و عنوانی آن قدر مظلوم که حتی بین کسانی که گمان می کنند دوست اش دارند هم غریب است. برای اش مراسم بزرگداشت می گیرند تا خود را نشان دهند. شریعتی تمام افتخارش این بوده است که در عصری که حرف زدن  از اسلام، محمد، علی و فاطمه در فضای روشنفکری «امل بودن» به حساب می آمده است از دین سخن گفته است و حالا… آن ها که در سال روز هجرت اش بیانیه می دهند و سخنرانی می کنند و می نویسند همه ی حواس شان به این است که مبادا از آرمان و اصول شریعتی حرفی به میان آید. احسان شریعتی می گفت و چه خوب می گفت که بزرگترین ظلم به شریعتی این است که از او یک عکس و مجسمه بسازیم و چه قدر دوست دارند آقایان و خانم ها که شریعتی در یک عکس خلاصه شود. یک عکس از شریعتی نقاشی می کنند و کنارش گل و بلبل می کشند. می گردند و یک جمله ی عاشقانه از کویر پیدا می کنند و شریعتی را خلاصه می کنند در یک کارت پستال که ملت روز ولنتاین به هم هدیه می دهند. انگار نه انگار که این شریعتی همان کسی است که در روزگار خفقان شدیدترین فریادها را سر می داده است که:  ای علی! با من بگو هر لحظه تو کجا هستی و چه می کنی تا بدانم هر لحظه کجا باشم و چه کنم…

<P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.8xhost.com/louh/IMG_4701.JPG"
align=baseline border=0></P>
<P>
3. چند سال قبل در دانشگاه ما مراسمی برای بزرگداشت آقای مطهری برگزار شده بود که دو سخنران داشت: دکتر محمد اسدی گرمارودی و یکی دیگر از اساتید. آقای دکتر به عنوان سخنران اول بالا رفت و بحثی را راجع به مرحوم ، موافقان و مخالفان فکری ایشان مطرح کرد، نتیجه گیری کرد و به اتمام رساند. بحث بسیار خوبی بود، از همان ها که باید برای بزرگداشت یک متفکر در فضای آکادمیک باشد. دقایق آخر سخنرانی ایشان بود که سخنران دوم وارد جلسه شد و به همراه اش تیم زرهی تا خرخره مسلح صدا و سیما برای فیلم برداری. بی توجه به سخنرانی استاد و فضای آکادمیک وسایل خود را در سالن مستقر کردند و اگر لازم بود داد هم زدند و صبر کردند تا سخنرانی استاد تمام شود و دومی بالا رود. با پائین آمدن استاد و بالا رفتن بعدی در یک لحظه سالن روشن شد: پروژکتورها برای سخنران روشن شده بود! دوربین یک و دو و سه آماده ی ضبط بودند. این سخنران صحبت دوم اش را با نام خدا و یاد مطهری آغاز کرد و سپس وارد ادامه ی بحثی شد که هفته ی قبل در دانشگاه علم و صنعت مطرح کرده بود و از تلویزیون پخش شده بود و لابد نمی توان آن را ناتمام گذاشت!
4. یک کتابِ لابد ارزشمند تاریخی نوشته شده است در چند جلد. ادعا هم می شود که تحقیقی ترین کتاب راجع به انقلاب اسلامی ایران است. بی شک هر کتابی که راجع به انقلاب ایران نوشته شود، باید بخشی از صفحات اش را به شریعتی اختصاص دهد. اتفاقاً در این کتاب هم همین اتفاق افتاده است. سید نویسنده ی محترم کوشیده است تا راجع به شریعتی و نقش او در انقلاب صحبت کند و از آن جا که احتملاً تلاش اش در مسیری بوده است که طرحی نو دراندازد، حرف هایی جدید زده است. صفحه ها مدرک و دلیل آورده است تا به زعم خودش اثبات کند که شریعتی ساواکی بوده است! و همه ی این زندان افتادن ها و شکنجه و تبعید و سانسور و فشار و در نهایت شهادت هم صحنه سازی بوده است لابد برای رد گم کردن! بعدتر این سید در فصول دیگری هم دلیل آورده است که چمران جاسوس سیا و موسی صدر عامل اسرائیل بوده است…
5. در روستایی چو افتاد که یک عابر گذری که کور مادرزاد بوده است از امامزاده سید حسن شفا گرفته است. آقای ده مراسمی ترتیب داد و همه ی مردم را جمع کرد و دستور داد ایشان را بیاورند، به احترامش بلند شد و او را در آغوش گرفت. از او پرسید که چطور شد که این اتفاق افتاد. او تعریف کرد که به حالت اضطرار افتاده بودم، سیدی با لباس سبز آمد و دستی بر چشمان من کشید و از آن لحظه به بعد من بینا شدم. آقا پرسید یعنی تا آن روز هرگز نمی دیدی؟ گفت نه. آقا پرسید الان می بینی؟ یعنی می توانی رنگ گل های قالی را تشخیص دهی؟ گفت آری و شروع کرد رنگ گل های قالی را نام بردن... آقا با عصا بر سر او کوبید و فریاد زد: شیاد متقلب! تو که کور مادرزاد بودی از کجا رنگ را شناختی؟ راست قضیه را بگو که چیست. به این جا که رسید متولی امام زاده به عذرخواهی از آقا برخواست و گفت: چند وقتی بود که اعتقاد مردم به اما زاده کم شده بود. ارتزاق ما هم از قربانی هایی بود که نذر اما زاده می شد. با خود نشستیم و فکر کردیم چه کنیم تا مردم دوباره به امام زاده اعتقاد پیدا کنند. این بود که با کمک این مرد رهگذر این نقشه را پیاده کردیم… حالا شده است حکایت ما و شریعتی که سعی داریم کوچکی خودمان را زیر بزرگی او پنهان کنیم بلکه نام و نانی از دین به دنیای مان برسد. او که رفت و دست اش از این دنیا کوتاه شد، خدا آخر و عاقبت همه مان را به خیر کند.
زیاده جسارت است…

نظرات

سلام خسته نباشید به عنوان یک نفر که خوندن لوح رو به خاطر نوشته های قوی رضا امیر خانی آغاز کرد و شکل و شمایل قبلی لوح یاد اون روزها می انداختش که با هر بار مراجعه و خوندن مطالب کلی کیفور می شد عوض شدن اون شکل و شمایل زیاد جالب و دوست داشتنی نیست! امیدوارم این شکل جدید هم بتونه به همان اندازه جای خودشو توی دلها باز کنه . هر چند که خود همه پیمانه است!!!

10 تیر 1386 ساعت 14:45 | فاطمه |  بدون email | بدون آدرس وب

ولی من هنوز عاشق آن بکراند زیر خاکی قهوه ای هستم با همه صداقتش. و نزدیکی اش

10 تیر 1386 ساعت 11:23 | بینام |  بدون email | بدون آدرس وب

یک سوال بی‌اهمیت: چه‌طور می‌شود که دکتر شریعتی "شهید" می‌شود و آقای مطهری "مرحوم"؟

4 تیر 1386 ساعت 00:26 | یک نفر |  بدون email | بدون آدرس وب

محمد عزیز چرا کیهان وار مخفف می نویسی، آدم میترسه. یاد گونی و از این قبیل چیزا میوفته ... راستی این سایت چقدر با کلاسه، کی درست کرده D:

3 تیر 1386 ساعت 18:25 | عطا |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام . مبازک باشه! رنگ آمیزی جدید خیلی بهتره!حس بهتری می ده به آدم . اون رنگ های گرم قبلی واقعا چشم رو اذیت میکرد ! تاریک بود انگار ! پایدار باشید

3 تیر 1386 ساعت 15:08 | اعتصام |  eatesam279@yahoo.com | بدون آدرس وب

سلام بر برادران عزیز! منزل نوسازی شده تان مبارک.اما (بین خودمان باشد) توی این تخریب و بازسازی شما، دیوار "فروشگاه" ما ریخت پایین! البته شما تقصیری ندارید.آقای مهندس "ع.خ.س" مقصر است.امیدوارم بعد از این افتتاح، سراغ کار ما هم بیاید.

3 تیر 1386 ساعت 09:47 | محمد حمزه زاده |  sana7214@yahoo.com | آدرس وب

یادم رفت بپرسم، این آقایی که این بالا تو عکس روشون زوم کردید کی هستن؟! ( راستی یه امکانی در عالم تکنولوژی وجود داره از این قرار که وقتی می ری روی یک عکس یه توضیحی راجع به اون عکس داده می شه _ به صورت نوشته_ که اگه اون عکس مربوط به یک آدمی زاد باشه اون توضیح هم میتونه اسمش و در صورت لزوم کارش باشه. زیاده جسارت است...)

2 تیر 1386 ساعت 17:04 | ترنم بهاری |  ghalam_2003@yahoo.com | بدون آدرس وب

سلام باز که تاریخ پای نوشته ها رو تو لینک صفحه اول یادتون رفت! آرشیو تون رو هم زودتر راه بندازید لطفا . من اون قواره ی قهوه ای رو بیشتر دوست داشتم ( من آن شمایل قهوه ای را یادم هست به قول احمد بیگدلی !) ولی هول برتون نداره این رو هم می شه باش کنار اومد به شرطی که حداقل به جای این دون دون های بعضا سفید و بعضا سفیدتر نشسته بر لوگو، یه نقش و نگار ایرونی بذارید که قائدتا می شه مجموعه ای از خطوط مدور پر پیچ و تاب. هر چند از معرفی نامه ای که بر "من او" نگاشته بودید هیچ خوشم نیومد ولی در مجموع از زیارت اون بخش کتابخانه_ نام خوشحال شدم. می تونه فضایی بشه برای معرفی کتاب ها و اظهار نظر خوانندگان شون، به شرط این که برای اون قسمت هم یه بخش " نظر خوانندگان..." تعبیه کنید. موید باشید!!

2 تیر 1386 ساعت 16:56 | ترنم بهاری |  ghalam_2003@yahoo.com | بدون آدرس وب

چقدر زشت! ببخشید که رک گفتم اما توقع بعد از اینهمه ایستایی یک حرکت جهنده بود. حیف اون طراحی‌های کامیار کاوندی. امیدوارم حداقل از لحاظ محتوا تغییر مثبتی اتفاق بیفتد.

2 تیر 1386 ساعت 10:12 | فرشاد |  بدون email | آدرس وب

سلام و خسته نباشید آقای محبی عزیز. فضای لوح بهتر شده اما نوشته های قبلی کجا رفته؟!!

1 تیر 1386 ساعت 11:48 | رضا |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام. بسی تبریک میگم. قواره ی قهوه ای سایت رو تغییر دادین الان خیلی خوب شده. انشالله که همینطور روز به روز هی بهتر بشه و ما هی استفاده کنیم. موفق باشید

1 تیر 1386 ساعت 10:23 | حقایقی |  yarafigh8@yahoo.com | آدرس وب

تبریک جناب محبی ،تبریک چشم و دلتان روشن امیدوارم لوح جدید که نشان از ذوق وطبع بلند و تلاش ،کوشش بی دریغ شما دارد در آسمان ادب و فرهنگ این یکتا سرزمین همچون ستاره ای بدرخشد و ماه مجلس ما باشد.

31 خرداد 1386 ساعت 21:16 | یک دوست |  بدون email | بدون آدرس وب

اول خسته نباشید و تبریک برای تدارک شمایل جدید دوم از شما تشکر می کنم به خاطر سخن به جا تون بعدش یه سوال: این طور که گفتید آقای احسان شریعتی از اینکه از دکتر فقط یه عکس بمونه می تر سند. چند وقت پیش یه کتابی چاپ شد به کوشش یکی از دخترای دکتر شریعتی (فکر کنم اسمش آخرین تصویر بود یا همچین چیزی) که همش عکس بود عکسای دکتر قیمتش هم خوب بد نبود دیگه یعنی واسه ما که بالا بود. دوست دارم بدونم چاپ این جور کتابی چه کمکی می کنه به فهمیدن حرف دکتر؟! از نظر من (که هیچی از دکتر نمی دونم) این کار اصلا قشنگ نبود. نمی دونم چیزایی که گفتم به مطلب شما ربطی هم داشت؟! به هر حال خدایش رحمت کناد!

31 خرداد 1386 ساعت 18:29 | م . ط |  mh.69tn@gmail.com | بدون آدرس وب

سلام خدمت برادر عزیز، علی آقا محبی! دمتان گرم که بالاخره شمایل جدید را علم کردید.

31 خرداد 1386 ساعت 16:40 | limutalkh |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

کلام آغازین

راه و بیراهه

راه و بیراهه

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

سید موسی هاشم زاده


کلام آغازین

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

روزهای خوب انسان بودن

روزهای خوب انسان بودن

سید عبدالجواد موسوی


کلام آغازین

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

مجید امرایی


کلام آغازین

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

سید مجید کمالی


کلام آغازین

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟

تغییرات در باغ هنر انقلاب

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


کلام آغازین

در رهگذر آدم خاکی

در رهگذر آدم خاکی

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

سید سعید هاشم زاده



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

راه و بیراهه


تحول در ساختار؛نیاز حوزه


آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی


شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟


روزهای خوب انسان بودن


بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان


مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟


چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


در رهگذر آدم خاکی


آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان


حکمت معلمانه


مهمترین مسائل نشر کشور ،موانع و راه حل ها


دو دیدار به یاد استاد محمود شاهرخی


هنر چند بخش است؟ در حاشیه ی سخنان مهم وزیر ارشاد


در ستایش فرهنگ نقد


معلم همه ما؛ به بهانه چهلمین سال درگذشت جلال آل احمد


خلوت انس


سفیر شوروی باید تحقیر شود !


انتخابات؛فرهنگ یا سیاست؟


این قوم به حج رفته!


لطفا شیر آب را ببندید اسراف نشود!


عاشورا نقطه عطف آفرینش


شعور پنهان کلمه


در مروت ابر موسایی به تیه


هوای برفی


گاهی دیر یاد می‌گیریم


کس عیار زر خالص نشناسد چو محک!


جنگ ظاهر و باطن در مشرق زمین


عشقی از آن دست!


فوتبال کار انگلیسی هاست