هفته ای که گذشت، به ما چه مربوط که گذشت. به دلیل ادامه ی رفع ترکیدگی مجموعه ی بی دلیل تئاتر شهر و نیز بحث های دیگری که اگر به ما و شما مربوط باشد، به لوح مربوط نیست و کسی نمی خواهد نانش آجر شود، خبرهای هفته ی گذشته را در سطحی مجاز مرور می کنیم و ارائه ی بلیت نشانه ی شخصیت شماست.
یکم: جلال آل احمد! استعفا! استعفا!
جایزه ی ادبی بزرگ جلال آل احمد، روشنفکر بزرگ و نامعلوم معاصر که خودش می گفت به خدا من روشنفکر نیستم و کارهای دیگری هم کرد که معلوم نیست او را بلامانع می کند یا نه، پس از انجام مراحل قانونی، رسما ترکید. به گزارش خبرنگار ما که در پوشش آبدارچی توانسته بود به محل تصمیم گیری این جایزه راه یابد، هیات علمی این جایزه تصمیم گرفته است که هزینه های آن را صرف بازسازی مزار آن مرحوم کند و شر دیگری درست نکند. منایع خبری همزمان از اعتراض بنیاد گلشیری به بسیاری از مسائل ادبیات ایران و جهان خبر دادند.
دوم: آتش در خرمن
پزشکان متخصص پیوند که ظاهرا فرصت تماشای تلویزیون دارند، به سریال معنوی ـ کمدی ـ جنگی ـ سیما تیراندازی «حلقه ی سبز» اعتراض کردند و به دلیل اشتباهات فاحش پزشکی در داستان این سریال، خواستار توقف پخش آن شدند. یک پزشک متخصص که در تحصن حاضر شده بود، با قاطعیت اعلام کرد که اگر این سریال جمع نشود، خودش را همراه با آن آقایی که هنوز منتظر است که با پخش اخراجی ها خودش را آتش بزند، می سوزاند. شایعاتی هم پیچیده که حاتمی کیا سریال بعدی خود را دربارهی رابطه ی ایدز و کارت سوخت خواهد ساخت، تا همچنان به نیاز اجتماعی روز ـ همچون مسأله ی روح ـ پاسخ گفته باشد.
سوم: تا اطلاع ثانوی
نمایش «افرا»ی بهرام بیضایی، که قرار بود این روزها در تئاتر شهر روی صحنه برود، به دلیل ادامه یافتن رفع ترکیدگی این مجموعه به تعویق افتاد. عملیات به سازی و پاکسازی مجموعهی طاغوتی تئاتر شهر از اواخر تابستان آغاز شده است و تاریخ اتمام آن هم به هیچکس مربوط نیست.
چهارم: چالش در سبد غذایی خانوار
مدیر شبکه ی تهران گفته است در شرایط فعلی که تفسیرهای نادرست سیاسی و اجتماعی اوضاع را نادرست و غیرمنطقی می کند ، پخش برنامههای چالشی اشتباه است. گفتنیست بیماری قلبی رضا رشیدپور که بلافاصله پس از پخش نخستین و آخرین قسمت از برنامه ی دموکرات «مثلث» شروع شد، همچنان ادامه دارد. جمعی از اندیشمندان نیز که به علت نبود برنامه های چالشی در سیما از مشکلات اقتصادی رنج میبرند، نسبت به نیاز ملت به چالش کافی هشدار دادند.
پنجم: توضیح ضروری شهریار به رسانهها
در شرایطی که فرهنگ مملکت در آنتراکت به سر میبرد، تلویزیون یکه تاز عرصهی فرهنگ است و ناز سینماگران را با ساخت و پخش تله فیلم ها و سریال های آنان می کشد؛ روح مرحوم شهریار با انتشار بیانیه ای از سخنان کمال تبریزی حمایت کرده است و عشق خود به دختر صاحبخانه شان را قطعا یک عشق افلاطونی نامیده است. یک تحلیلگر امور اقتصاد سینمایی معتقد است با اعطای مقام مدیریت بخش های سیما به کارگردانان مشهور، می توان چرخه ی خدمت سیما به سینما را کامل کرد و سینما را کلا به سیما منتقل نمود.
ششم: انجام شد
گزارشهای پراکنده حاکی از آن است که به طور کامل از بخش فرهنگ مملکت رفع مظلومیت شده و این موضوع از دستور کار خارج شده است.
هفتم: پاسخ به نامه ها
جناب آقای الف.گور از امریکا؛ با سلام؛ متأسفانه ی حوزهی هنری نمی تواند به دلایل اساسنامه ای در برگزاری یک انتخابات آزاد برای شما مشارکت کند. ما با ملت شما دوست هستیم؛ ولی با خودتان... ابلاغ خواهد شد. سلام ما را فقط به برادر مایکل مور و دکتر هوگو چاوز برسانید.