خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
نقد
1 آذر 1386
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
یادمان
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
24 تیر 1386

رویکرد به اساطیر جهان در متون مقدس به سبب اهمیت وافر آنها در ادبیات است.
آن طور که در ادبیات درخشان و کلاسیک کهن ما، حضرت موسی (ع) و تجلی در طور و ید بیضا، مظهر حقیقت و متضاد با آن، فرعون مظهری از طاغوت است. صوت داوودی و خاتم سلیمان (ع) و ماجراهای بسیاری از انبیاء در آثار ماندگار بزرگانی همچون عطار، سنایی، مولانا، حافظ، سعدی، خواجو و دیگران آمده است.
از آنجا که قصص قرآن اساطیر نیستند برای درک و دریافت رموز، ناگزیر به عهد عتیق رجوع کردیم تا بلکه بتوانیم با نگاهی تازه گامی در رمزگشایی اسطوره‌ها برداریم زیرا اساطیر در مفهوم مثبت آن، زبان مشترک در نمادها و دال‌های یکسان برای تمام بشریت است. پس این سرآغازی است بر درک و دریافت معانی باطنی که برای هر هنرمند می‌تواند راهنمایی در جهت درک و دریافت حکمت باشد. ناگفته پیداست که دریافت‌های شخصی می‌تواند ناقص نیز باشد اما به هر حال «حکمت» ساحتی وسیع است که: «هر کسی از ظن خود شد یار من!»
داستان «در سفر خروج» زبان گزارش دارد به این جهت که بیان تاریخ است اما بلافاصله از همان آغاز، استعاره‌ها، نمادها و رمزها، بافت و ساختار داستان را شکل می‌دهند با این توضیحات:
فرعون دستور می‌دهد تا پسران نوزاد عبرانی‌ها را بکشند. در باب دوم از سفر خروج آمده است که «و شخصی از خاندان لاوی رفته یکی از دختران لاوی را به زنی گرفت و آن زن حامله شده پسری بزاد و چون او را نیکو منظر دید وی را سه ماه پنهان داشت و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قید و زفت اندوده طفل را در آن نهاد و آن را در نی‌زار به کنار نهر گذاشت .... و دختر فرعون برای غسل به نهر فرود آمد ... و چون آن را بگشاد و طفل را دید پس دلش بر وی سوخت»
اشاره: در «داراب‌نامه» طفلی را در صندوقی گذاشته و به آب می‌سپارند و چون که آن کودک در صندوقی از چوب درخت (دار) بوده و از آب گرفته شده، داراب نام می‌گیرد. در این جا و در سفر خروج: «[دختر فرعون] وی را موسی نام نهاد زیرا گفت او را از آب کشیدم»
شرح:
در حکمت باستان، نور و آب مرتبط با همدیگر و به سبب اهمیت وافر که در حیات دارند، در معرض پرستش واقع می‌شدند. خاصه آنگاه که بشر طی تحولات خود، ارباب انواع را از مصداق‌های مادی و عینی منتزع ساخته و برای آن‌همه، گذشته بر اصل عینی، اصالت مینویی قرار داد. در ادامه سفر خروج می‌بینیم که حضرت موسی که از آب گرفته شده است به نور خدا ملحق می‌شود. در تمام پرستشگاه‌های مهرپرستی، جایگاه‌هایی برای ستایش نور و آفتاب قرار داشت. بلافاصله موضوع مهم دیگر، نقش (آب) در همین بخش از سفر خروج است: آب، عامل رساندن موسی به دربار و به دختر فرعون است. می‌توان حدس زد که در این جا آب، حامل موسی و در نهایت و سرانجام، حامل و حاوی تولد مجدد مادی و معنوی عبرانی‌هاست. این تولد و احیاء را می‌توان مقایسه کرد با خروج از هاویه و بی‌نظمی اولیه خلقت که روح خدا بر سطح آب‌ها به وزیدن درآمد و هستی از بی‌نظمی و هرج و مرج به درآمد و شکل گرفت. در این جا نیز، تولد مجدد قوم دارد شکل می‌گیرد. در فرهنگ عبری، آب مظهر قدسی است. اشاره می‌شود که دختر فرعون نیز برای (غسل) برای تطهیر، برای تولد مجدد در معناست که به کنار نهر رفته بود. اما در وجه منفی، آب نشانگر غرق شدن و حتی نابودی است. در سفر خروج، آب هر دو نقش را بر عهده دارد. گفته شد که با حمل موسی، عامل تولد مجدد عبرانی‌هاست و آنها از رود نیل (آب) به سلامت به سوی سرزمین موعود می‌گذرند و در عین حال در یک پارادوکس، همان رود نیل (آب) عاملی می‌شود برای غرق شدن و نابودی فرعون و لشکریانش!
در داستان، از نی‌زار صحبت می‌شود. نی به علت مجوف بودن می‌تواند نمادی از انسان باشد که به وسیله اهورا و یا اهریمن به نوا درآید. در سفر خروج می‌خوانیم که موسی در کاخ فرعون و توسط دختر فرعون پرورده می‌شود. دختر، در این جا نمادی از آنیما - به تعبیر یونگ - و روح زنانه فرعون است. در تمام تقابل‌های مندرج در حکمت باستان، نیروی شر و تیرگی، نقطه‌ای از روشنایی دارد و بالعکس در نیروی نورانی نیز، نقطه‌ای از تیرگی وجود دارد. یین و یانگ اقوام خاور دور از این قرار است. در ایران باستان، در قوای اهریمنی افراسیاب تورانی، پیران ویسه خردمند قرار داشت و در قوا و نیروی اهورایی ایران، کیکاووس و سودابه بودند.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: