خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
نقد
1 آذر 1386
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
یادمان
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
27 تیر 1386

در سفر خروج نیز، حضرت موسی در کاخ فرعون نمو می‌یابد. در تقابل نهایی، ساحران فرعون - همچون نقطه‌های نورانی در تیرگی فرعون، همچون دختر فرعون که نقطه نورانی در ظلمت بود - به نبوت موسی ایمان می‌آورند اما در همان حال نقاط تیرگی در ساحت مقابل خداوندی جلوه‌گری دارد. سامری گوساله زرین می‌سازد که قوم آن را می‌پرستند (گاو، نمادی از گیتی از جهان است) و قارون بی‌اعتنا به ناتوانی و تنگدستی قوم، زر می‌اندوزد. اضداد به تدریج به همدیگر گره می‌خورند تا ماجرا پیش رود. اما این که منقول است که دختر فرعون، موسی را به فرزندی پذیرفت تنها از باب قوت عاطفه زنانه و موضوعی سانتی مانتال نیست، گرچه به صراحت گفته شده است که: «و اینک پسری گریان بود، پس دلش [دختر فرعون] بر وی بسوخت» اما در همه حکمت باستان، نیروی زنانه - به تعبیر یونگ «آنیما» - داریم که هم حامل و هم حافظ عناصر هستی است نظیر آناهیتا فرشته موکل آب.
در سفر خروج، در کنار زبان متعارف و معمول، زبان گزارش، استعاره در داستان، پدیده و وقایع را متمایز می‌سازد چنان که نقش تعیین کننده‌ای در ادامه داستان می‌یابد.
داستانسرای قدرتمند است که می‌تواند استعاره را در بافت و ساختار داستان جا دهد. از باب نمونه بورخس، کافکا، فاکنر و ... در ایران احمد محمود، سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی، جلال آل احمد و ... از استادان به کارگیری استعاره‌هایند.
در این بخش از سفر خروج، موسی یک مصری ظالم را می‌کشد و «موسی از حضور فرعون فرار کرده و در زمین مدیان ساکن شد و بر سر چاهی بنشست و کاهن مدیان را هفت دختر بود که آمدند و آب کشیدند و آبخورها را پر کردند تا گله پدر خویش را سیراب کنند.»
موسی، ترسان و گریزان، خسته و تشنه در سرزمین مدیان به چاهی می‌رسد که آبشخور گله‌هاست. در آنجا هفت دختر کاهن را می‌بیند و: «شبانان نزدیک آمدند تا ایشان را دور کنند، آنگاه موسی برخاسته ایشان را مدد کرد و گله ایشان را سیراب نمود» در رمز اساطیر، چاه مرتبط است با آسمان، زمین و زیرزمین و هم‌نهاد است با عناصر آب، خاک و باد. چاه نقشی دوگانه دارد از یک سو به سبب ارتباط با آب، مربوط می‌شود به زندگی و در عبری، چاه به معنای زن و یا زوجه است. در عین حال و چون که آب، اصل آسمانی دارد، مادر و اصل آفرینش است، چاه نیز نماد حقیقت و آگاهی است. از سوی دیگر به سبب ارتباط با زیرزمین، مرتبط می‌شود با مردگان و نمادی است از راز مرگ.
هفت از اعداد رمزدار است. هفت آسمان و هفت زمین، هفت امشاپسند و هفت شاخه شمعدان. چه بسا رمز هفت متشکل از جمع اعداد مذکر سه، عدد فعال و متجلی دراب و ابن و روح‌القدس و سه گوشه هرم و جمع آسمان و زمین و انسان باشد. در ستاره داوود، عدد مذکر سه در یکدیگر منعکس شده از جانب زمین به آسمان و از جانب آسمان به جانب زمین در هم تنیده شده‌اند. در سفر خروج، صحبت از این است که مادر حضرت موسی، سه ماه فرزندش را مخفی نگه می‌دارد. عدد مذکر سه به علاوه با عدد مونث چهار، نشانگر اعداد اربعه جمع می‌شود. یعنی هفت دو وجهی بوده و اعداد مذکر و مونث را در خود، فی‌نفسه همراه دارد. در کنار این رمزها البته با فضاسازی و شخصیت‌پردازی نیز مواجه هستیم. با فضای بیابان، شبانان و گله‌دارها و رمه‌ها، مردانی زورگو و آنگاه موسی که به رغم خستگی و تشنگی، باز ظلم را برنمی‌تابد: «[دختران کاهن] گفتند شخصی مصری، ما را از دست شبانان رهایی داد»
موسی با یکی از آن خواهران ازدواج می‌کند و در باب سوم آمده است: «و اما موسی گله پدرزن خود کاهن مدیان را شبانی می‌کرد و گله را بدان طرف صحرا راند و بحوریب که جبل‌الله باشد آمد و چون فرشته خداوند در شعله آتش از میان بوته بر وی ظاهر شد و چون او نگریست اینک آن بوته به آتش مشتعل است اما سوخته نمی‌شود ... خدا از میان بوته به وی ندا داد و گفت: ای موسی ! موسی لبیک گفت. ندا آمد: بدین جا نزدیک میا ! نعلین خود را از پایهایت بیرون کن زیرا مکانی که در آن ایستاده‌ای زمین مقدس است»
شرح: کوه، رمزی از رموز ملکوت است به جهت نزدیکی به آسمان و به این سبب که متشکل از سنگ است و سنگ حامل عناصر اربعه است، آتش دو وجه دارد در مرتبت مثبت، نشانگر اشراق است (نظیر آنچه بر حضرت موسی پیش آمد) و نشانگر تطهیر است (نظیر آنچه بر حضرت ابراهیم و بر سیاوش گذشت) آتش در عین حال نماد نور حقیقت است، گفته شده است که ایلیا سوار بر کالسکه آتشین به آسمان عروج کرد. اما آتش در وجه منفی نشانگر خشم و نابودی است، نظیر آتش در دوزخ.
بوته و درخت نمادی از حقیقت جاودانه است به این جهت که سبز است (رنگ بهشت و رنگ حیات) و ریشه در خاک و سر به آسمان دارد.
پا، نمادی از قدم زدن و گام برداشتن در مسیر قدسی است به دور از آلودگی، همچون خلقت اولیه انسان که عاری از تجلی و تجمل بشری است.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: