خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
نقد
1 آذر 1386
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
یادمان
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
25 تیر 1386

• امروزه تأویل های متفاوتی از مقوله ی فرهنگ در جامعه مطرح می شود و تریبون های مختلفی به بررسی این موضوع می پردازند. یکی از برنامه های صندلی داغ، میزبان دکتر حسن بنیانیان ریاست حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود. پرداختن به مقوله های فرهنگی در این گفتگو، ما را بر این داشت تا گوشه ای از دیدگاه های ایشان را برای خوانندگان محترم لوح منعکس کنیم. (دبیر سرویس جامعه)

ما باید با کمک رسانه‌ها این را جا بیندازیم که فرهنگ را ارشاد یا روحانیت یا سازمان تبلیغات نمی‌سازد. فرهنگ را هر انسانی که در یک جامعه تنفس می‌کند، یا اصلاح می‌کند و یا تخریب ! و یا در یک حوزه‌هایی اصلاح می‌کند و در یک حوزه‌هایی تخریب !
ما متأسفانه بعد از انقلاب نگاه‌مان به فرهنگ محدودتر از قبل از انقلاب شد. قبل از انقلاب نیروهای مسلمان رفتار و عملشان را اصلاح می‌کردند تا دیگران را به خود متمایل کنند. ما بعد از انقلاب به کمک تکرار مفاهیم در رادیو و تلویزیون و مطبوعات می‌خواهیم مردم را مذهبی کنیم و گرایشات دینی بوجود آوریم. ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا این اتفاق بعد از 27 سال نیفتاده است؟ عقیده دارم برخی حاصل عجله‌ایست که ما در سازمان‌دهی‌های کلان کشور بکار برده‌ایم و آن هم اینکه در فرهنگ‌ ما، ماهیت مدیریت کوتاه مدت مورد فراموشی قرار گرفته است. 27 سال از انقلاب می گذرد. همه رؤسای جمهور، همه نمایندگان محترم مجلس که ترکیب قالب‌شان نیروهای مسلمان و متدین است، در وعده‌هایی که به مردم می‌دهند یک بخش وعده در تأمین نیازهای مادی و جسمی و بخش دیگر در اصلاح فرهنگ و روابط اجتماعی است. اما وقتی می‌آییم پشت میز مسئولیت می‌نشینیم، چون عمر مسئولیت چهار سال است و مردم هم با اقدامات عملی می‌خواهند ارزیابی کنند، عمل به وعده‌های نرم‌افزاری و اصلاح فرهنگ آرام آرام فراموش می‌شود و بخش ساخت و ساز جایگزین آن می‌شود.
ما به دلیل اینکه توسعه را از دنیای غرب می‌گیریم، کنترل و معاینه نان را پذیرفتیم. استاندارد کردن رب را پذیرفتیم اما هنوز به آن مرحله نرسیدیم که بررسی کنیم این عزیزی که سال اول راهنمایی معلم بچه من و شما هست و قرار است دین را تبیین کند، آیا صلاحیت این کار را دارد؟ البته ما خیل عظیم فرهنگیان متدین را در اختیار داریم، اما فهم دینی و متدین بودن کفایت نمی‌کند. مهارت ارتباط با یک نوجوانی که دسترسی به اینترنت دارد، غیر از کودکی است که بیست-سی سال پیش، تنها کانال ارتباطیش معلمش بود.
اگر انتظار داریم تحولات عمیق فرهنگی در جامعه اتفاق بیفتد به همان میزانی که به جسم اهمیت می‌دهیم، به جریان خوراک روح باید اهمیت بدهیم. به همان میزانی که ما سالی یکی دو بار به جوانی بعنوان مخترع یک دستگاه جایزه می‌دهیم، باید در دانشگاه ها معلمین برجسته‌ای که در شرایط امروز می‌توانند یک جوان را تربیت دینی بکنند، شناسایی شوند و جایزه بگیرند. ما خودمان هم وقتی در دهه فجر می‌خواهیم انقلاب را ارزیابی بکنیم فهرست تولیدات سیمان، فولاد و میزان رشد گندم و ... را فهرست می کنیم. یادمان رفته است به مردم چه قولی دادیم. ما به مردم گفتیم که در پی ایجاد تمدن اسلامی هستیم.
تلویزیون بیش از این باید از عرصه مردان سیاست آزاد باشد. سیاست به مفهوم تدبیر جامعه جزء وظایف همه ی ماست اما امروز بسیاری از انتقاداتی که از دولت‌ها می‌شود، چون به تلویزیون کشیده نمی‌شود تا مسیر منطقی را طی کند، نظام را تضعیف می کند. احساس می‌کنم در نظام جمهوری اسلامی حاکمیت واقعی باید در اختیار عناصر فرهیخته ی آزاد از عالم اقتصاد و سیاست باشد. امروز سیستمی در کشور درست شده که اندیشمندان و بچه مسلمانانی که علم روز و مطالعات جهانی دارند، می‌نشینند نقدهای اساسی بر سیاست انجام می‌دهند. اما چون این نخبگان به تلویزیون راهی ندارند، بخشی از آنها می‌آیند در جنجال های سیاسی بصورت جناحی مسائل را مطرح می کنند که به دل مردم هم نمی‌نشیند.

ما امروز در یه شرایطی هستیم که ارزشیابی در دو طیف فرهیختگانمان کاملاً 180 درجه متفاوت است. یعنی اندیشمندانی را داریم که مقاله می‌نویسند و در آن بیان می کنند که: « جوانان ما از دست رفتند. گرایشات دینی‌شان رو به کاهش است » ایشان از سخنرانی می‌آیند پایین و عزیزی دیگر می‌آید مستند می‌کند که: « به حمدالله با رشد گرایشات دینی جوانانمان ، می خواهیم فلان اقدام بعدی را انجام دهیم.»  یعنی به این حد و مرز نرسیدیم که بالاخره گرایش جوانان ما در حوزه‌ی دین، رشد کرده یا کاهش پیدا کرده است؟ آنچه مسلم است اگر چیزی را نشود کمی کرد، نمی‌شود مدیریت کرد.
نسل ما هر دو عرصه را تجربه کرده است. امروز کیفیت جلسات مذهبی سنتی‌مون از قبل از انقلاب پایین‌تر آمده است. بخش اعظم دین ما شامل مجالس روضه‌خوانی بود که یک روحانی می‌آمد یک خطبه کوتاه می خواند. بعد  20 دقیقه بحث عقلانی می‌کرد و سپس 10 دقیقه روضه‌خوانی می‌کرد. آن جلسات با آن کیفیت‌ تبدیل شده به جلساتی که 4 ساعت فقط مداحی است. در عرصه دین و هنر، مداحی نقش تعیین کننده دارد و در حفظ فرهنگ شیعی ما این عزیزان خیلی خدمت کردند ولی وقتی کارایی دارد که شما توجه داشته باشی که مداحی یعنی تحریک احساسات مشروط بر این که همانند فیلم ارزشی که احساسات شما رو به استخدام بگیرد و در لابه‌لای تحولات احساسی، مباحث عقلی را در وجود شما جایگزین کند.
ما امروز هنرمند خوب زیاد داریم ولی تقاضا برای حضور آن‌ها نیست چون هنوز برای جامعه‌ی مذهبی ما و مدیران ما ظرفیت‌های درون هنر ناشناخته است.
هنوز روحانیت ما با هنر آشتی نکرده است. چون هنر وارداتی بوده و قبل از انقلاب هنر همراه با گناه وارد شده است، نسل روحانیون ما وحشت دارند که کلمه‌ی فیلم را کنار کلمه‌ی مسجد بگذارند.
علت این است که موضوع را ساده گرفتیم. این برمی‌گردد به همان موضوع اصلی که همچنان در دنیای قرن بیستم، آن ها از آن طرف دنیا با اینترنت بچه‌های ما را مخاطب قرار می دهند و شما می‌خواهید با مدل‌های ساده‌ی سنتی هفتصد هشتصد سال پیش، بچه ها را مذهبی نگه‌دارید. خوب طبیعی است که جواب نمی‌دهد. آن ها حرفشان را در لایه‌های بسیار پیچیده پنهان کرده اند و شما می‌خواهید با مداحی ذهنیت بچه ها را تدوین کنید !


 

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: