خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
18 فروردین 1387
24 اسفند 1386
11 اسفند 1386
4 اسفند 1386
27 بهمن 1386
11 اردیبهشت 1387
5 اردیبهشت 1387
26 فروردین 1387
21 فروردین 1387
13 فروردین 1387
18 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
15 مهر 1386
24 اردیبهشت 1387
22 اردیبهشت 1387
19 اردیبهشت 1387
17 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
23 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
19 فروردین 1387
26 اسفند 1386
20 اسفند 1386
21 اردیبهشت 1387
15 اردیبهشت 1387
17 آذر 1386
15 اردیبهشت 1387

به گزارش خبرنگار لوح، در ادامه سلسله نشست های سرای اهل قلم  که از دوازدهم اردیبهشت در نمایشگاه کتاب تهران آغاز شده است و در طول ده روز برپایی این رویداد هنری ادامه خواهد داشت، روز گذشته نشست «ادبیات دفاع مقدس و نگاه نویسندگان» باحضور «محمدرضا بایرامی» و «فیروز زنوزی جلالی» نویسنده، «حمید باباوند» نویسنده و روزنامه نگار، «عباس کریمی» به عنوان مجری و کارشناس و با استقبال اهالی و علا قه مندان به عرصه ادبیات برگزار شد.
در آغاز این برنامه، محمد رضا بایرامی با اشاره به اینکه در ابتدای جنگ، ادبیات این عرصه خیلی رسمی و رسانه ای شده بود و کلیات را مدنظر داشت، گفت: «خطراتی مثل کم تجربگی و حساسیت های خیلی زیاد جامعه ما، باعث شد که نویسندگان، این کلیات را حکم قطعی بدانند و اگر غیراز این به جنگ بپردازند، مسئولین به آنها اعتراض می کردند و اثر فاقد ارزش شناخته می شود.»
وی ادامه داد: «من اعتراض و انتقاد را منفی نمی بینم ولی نباید اینها باعث شود نویسنده ای که خودش جنگ را از نزدیک دیده، از نوشتن دراین عرصه منصرف شود و کار در این زمینه را نوعی تن به خطر دادن ببیند. اینگونه او باید به سراغ کارهایی برود که خیلی معمولی و خنثی است و تعجب و سوال کسی را بر نمی انگیزد.»
حمید باباوند نیز با تایید حرف های بایرامی گفت: «سال گذشته اثری تا مراحل نهایی مسابقه دفاع مقدس بالا آمد و به یکباره کنار گذاشته شد که گروه داوری علت آن را ضد جنگ بودن این اثر دانستند. در اینجا 2 نکته وجود دارد: اصلا چرا این کتاب تا بدین جای مسابقه بالا آمده است؟ و یا اینکه ما اسم این ادبیات را باید چه چیز بگذاریم؟ ادبیات دفاع مقدس، پایداری، جنگ،... این یک دغدغه است برای ما که اسم این ادبیات در آخر چیست؟»
وی تصریح کرد: «ما در سال های اخیر از فضای دفاع مقدس فاصله گرفتیم و روی آوردیم به ادبیاتی که در جهان با نام جنگ شناخته می شود. نوع نگاهی که در این ادبیات وجود دارد، نگاه انتقادی نویسنده به جنگ است. در ادبیات شکل جدید یک رزمنده هم زمان که به اعتقاد و هدفش توجه دارد، به پیرامون خودش نیز نگاه دارد و جسارت می کند و انتقاد هایی را هم انجام می دهد.»
این نویسنده ادامه داد: «حالا اگر این مقوله ها را کنار بگذاریم این روزها کسانی در مورد جنگ حرف می زنند که جنگ را ندیدند و کسانی هستند که بیش تر باید اتکا کنند به ذهن و خیال خودشان برای نوشتن در این عرصه و خود این امر محاسن و معایبی را در پی دارد.»
در ادامه این نشست عباس کریمی با اشاره به اینکه نویسنده ها سفارشی می نویسند و همین امر باعث می شود آثارشان بیشتر شعار زده باشد از محمدرضا بایرامی خواست تا کمی در این مورد توضیح دهد.
اما بایرامی با رد این موضوع در جواب گفت: «گاهی وقت ها شنیدم که گفتند فلان شخص سفارشی می نویسد، اما باید قبول کنیم که چنین اتفاقی اصلا رخ نخواهد داد. چون باید تکلیف خودمان را روشن کنیم. یا اثر ادبی هست و یا نیست. اگر ادبی باشد پس سفارشی نیست و اگر ادبی هم نباشد که پس اصلا چاپ نمی شود. زیرا همانطور که گفتم اگر اثر به زعم مسئولین خوب نوشته شده باشد، برای چاپ قبول می شود. مثلا خود من هر جا رفتم و بعضی از کارهایم رانشان دادم خیلی ها حاضر نشدند این کتابها را چاپ کنند. کتاب «دود پشت تپه"» من را پانزده سال پیش بنیاد شهید برای چاپ رد کرد و برایم نوشتند: سیصد صفحه نوشته ای و در آن حتی یک اعزام به جبهه را نداشتی!انگار این کار به زعم آنها غلط و ضعف شمرده شده بود و ردش کرده بودند.»
وی تصریح کرد: «ادبیات سفارش پذیر نیست و در ضمن فکر نمی کنم در مدیریت کشور ما این دور اندیشی وجود داشته باشد که توان سفارش دادن را داشته باشد و از نویسنده بخواهد که از حرف های گفته نشده حرف بزند.
زنوزی جلالی نیز که از اواسط جلسه به جمع حاضر پیوسته بود، گفت: «یکی از معضلات ما در ادبیات داستانی و جنگ این است که ما از همه چیز می گوییم و از هیچ چیز نمی گوییم. مثلا ما وقتی آثار بعضی از دوستان را می خوانیم، گویی اولین و آخرین کارهایشان را می خوانیم.»
وی ادامه داد: «معضل دیگری که در مورد جنگ به آن نپرداختیم مثلا نیروی دریایی است. ما در ادبیاتمان از این منظر هیچ چیز نداریم. من با توجه به تخصص خودم - افسر نیروی دریایی- مجموعه ای دو اپیزودی را با نام های «توپ، پاشنه، سمت، ساعت دو» و «سکان_سمت_میانه اروند» در زمینه نیروی دریایی به تازگی نوشتم که اپیزود دوم آن قرار است در همین نمایشگاه در دسترس علا قه مندان قرار گیرد.»
وی تصریح کرد: «شتاب زدگی و کلی گویی هایی که در آثار دیده می شود خیلی دور از موضوع هستند و از بالای پشت بام ازطرف دیگر می افتند. طوری که اصلا وطنی نیست و رنگ و لعاب ندارد و اگر اسم شخصیت ها را عوض کنیم گویی کار ترجمه شده ای را می خوانیم.»
حمید باباوند با تایید صحبت های جلالی، گفت: «من وقتی کاری را می خوانم، آن را در موقعیت خودش نگاه نمی کنم. همین یک موضوع، بزرگترین لطمه را به ادبیات ما زده است.»
وی ادامه داد: «از ویژگی های ادبیات جنگ ما و افرادی که در این عرصه کار می کنند این است که به زبان داستان و بعد به فرم اهمیت خیلی خاص می دهند که این مطلب درسا ل های پیش کمتر دیده می شد. اینان یک زبان فاخر دارند و با دیده اغماض نگاه می کردند و این خودش یک معضل بود و تبدیل به ادبیاتی شعار زده می شد که آن وجه تحلیل گرایانه رمان را نداشت.»
نویسنده کتاب «توپ، پاشنه، سمت، ساعت دو» در رابطه با سفارشی نویسی که این روزها در محافل ادبی بحث داغی را پیدا کرده است، گفت: «فکر می کنم این جریان را که به اسم سفارشی نویسی وارد چرخه ادبی شده، بزرگترین آسیب ها را به ادبیات ما زده است. چرا که بسیاری از اهالی غیر فن باعث شدند یک سری افراد را در داستان ها ببینیم که بسیار خنثی و شبیه به هم رفتار می کنند و هیچ چیزی در داستان ها پیدا نمی شود که من مخاطب با شخصیت همذات پنداری کنم و کتاب خود به خود به اثری معمولی در ادبیات جنگ تبدیل می شود. من دوازده سال پیش «خورشید پنهان» را نوشتم که رمانی بود در چهارجلد و داستان آن از میدان شهدا شروع می شد و در عملیات مرصاد تمام می شد.اما وقتی که جلد اول را تمام کردم یکی از دوستان مرا صدا زد و گفت: «فلان شخصیت که از خانواده شهدا هم بود چرا چنین سرنوشتی پیدا کرده است.این کتاب هنوز هم در کشوی میز من – پنهان- مانده و چاپ نشده است و جلد های ما بقی به صورت دست نویس باقی مانده است.»
وی ادامه داد: «خیلی ها این کار را نمی کنند و نتیجه این می شود که شما در همه نوشته ها یک ایدئولوژی و سرنخ را می بینید و برای مخاطب باور پذیر نیستند. سفارشی نویسی زمانی خوب است که موضوع جزء دغدغه های نویسنده باشد ومسئله برای او درونی شده باشد، نه اینکه بخواهد او کوشش کند در مورد چیزی بنویسد که خودش به آن فکر نمی کند و اعتقادی به آن ندارد. نویسنده باید احساس کند که توانایی انتقال موضوع را به مخاطب دارد و بعد دست به آفرینش هنری بزند.»
محمد رضا بایرامی پیرامون سوال عباس کریمی که پرسیده بود چرا باید به ادبیات جنگ پرداخت، ابراز داشت: «عمده ترین بخش ادبیات، ادبیات جنگ است. ما در این ادبیات با دو چیز همزمان در ارتباطیم. مرگ و زندگی. هیچ جایی نیست که این دو آنقدر ملازم هم باشند. این دوست داشتن آنقدر لذت بخش است که بسیاری از نویسنده ها جان خودشان را به خاطر آن به خطر انداختند و نمونه های آن را همگی ما می دانیم. خود من کار های بسیاری از صاحب نامان جهان درعرصه داستان نویسی را، اگر از جنگ ننویسند، نمی توانم بخوانم!»
نویسنده کتاب «پل معلق» ادامه داد: «اگر این اتفاق بیفتد که نویسنده کلیات را کنار بگذارد و بیشتر به جزئیات بپردازد،همیشه آنقدر لازم نیست خودش را در مقام تحلیل ببیند و مجبور می شود تصویر کند. در این صورت او یک جانبه نگر نخواهد بود. من روزی در رمانی خواندم: «یک بعثی کافر، از خاکریز بالا می آمد.» این روزها ما نمی توانیم بگوییم کافر و در داستان این اتفاق نمی افتد. جنس داستان از نوعی است که حکم صادر نمی کند و هر چقدر جزئیاتش بیشتر باشد، کارقوی ترازی در می آید.»
وی تصریح کرد: «مساله دیگر پیامد اصلی جنگ و تاثیرات آن است که هم در ادبیات و هم در سینما به آن پرداخته می شود. پیامد هایی که مردم عادی بیشتر آن را درک می کنند، زیرا خودشان کسانی هستند که آن را از نزدیک لمس و حس کرده اند. من راجع به کار آقای زنوزی -خورشید پنهان- به خودشان گفتم که این کارشان از تمام کارهای دیگرشان ده پله بالاتر است و جای آن در بین کتاب های منتشر شده ادبیات دفاع مقدس خیلی خالی است.»
در ادامه این نشست حمید بابا وند طی صحبت هایی گلایه هایی را متوجه مسئولین عرصه صنعت نشر ساخت و سپس گفت: «نهادهای ما کوتاهی می کنند و آثاری را که در این ادبیات فاخر بودند آن چنان به مردم معرفی نمی کنند. متاسفانه ناشرانی که از بودجه های دولتی تغذیه می کردند -بر خلاف ناشرین خصوصی- چون به دنبال سود آوری نبودند، چاپ دوم کتاب را فراموش می کردند.
وی اضافه کرد: «خود من چون در چند انتشارات مشاور نیز بودم، ناشری را می دیدم که حتی کتاب های پر فروش خودش را هم تجدید چاپ نمی کرد و در کل زمان فعالیتش فقط یک کتاب را به چاپ دوم رساند که تازه آن هم مرتبط با جنگ نبود!»
لازم به ذکر است در اواخر این جلسه چند تن از حضار در اعتراض به بعضی از صحبت های مهمانان برنامه پیرامون اینکه بعضی از نویسندگان جوان چون جنگ را ندیدند و به تخیل خودشان اکتفا می کنند، اثراتی بی رنگ و لعاب تحویل مخاطب می دهند، گفتند: «باید قبول کنیم که بالاخره زمانی فرا می رسد که دیگر شما نویسنده هایی که جنگ را از نزدیک دیدید در میان ما نیستید و نویسنده های جوان باید جور شما را بکشند.»
زنوزی جلالی در جواب یکی از این اشخاص، گفت: «یکی از مسائل تخیل است و مساله مهم تری هست به نام تحقیق که این امر در ایران اصلا جدی گرفته نمی شود. مثلا «یوسا» برای نوشتن «جنگ آخر الزمان» فقط دو سال به کشوری می رود که با بازماندگان جنگ صحبت کند و شخصیت های رمانی که ما مشاهده می کنیم همگی درون کاوی شخصیت های آنجاست. شخصیت پردازی و آدم های چند بعدی از اصولی است که باید همیشه به آن توجه کنیم. اما بعضی از نویسندگان ما کلی گویی می کنند و اصلا آدم های داستانشان واقعی نیستند.»
محمد رضا بایرامی نیز در جملات کوتاهی ابراز داشت: «برای دلگرمی شما نویسندگان جوان باید بگویم نویسنده رمان «نشان سرخ دلیری» -استیفن کرین- اصلا فضای جنگ را ندیده بود، اما این رمان از اثرهای بسیارموفق در ادبیات جنگ شمرده می شود.»

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: