خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
داستان کوتاه
20 مهر 1387
10 مهر 1387
26 مرداد 1387
12 مرداد 1387
3 مرداد 1387
داستان کوتاه کوتاه
5 مهر 1387
27 شهریور 1387
15 شهریور 1387
داستان دنباله دار
22 شهریور 1387
11 شهریور 1387
تحلیل
15 خرداد 1387
18 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
نقد و بررسی
19 شهریور 1387
گفتگو
15 مهر 1386
یک نویسنده، یک کتاب
31 شهریور 1387
17 شهریور 1387
2 شهریور 1387
30 مرداد 1387
16 مرداد 1387
کارگاه
25 شهریور 1387
21 مرداد 1387
14 مرداد 1387
گزارش
5 شهریور 1387
1 شهریور 1387
8 مرداد 1387
26 اردیبهشت 1387
21 اردیبهشت 1387

نشست نقد و بررسی «ترجمه آثار معاصر ادبی در جهان» صبح روز جمعه با حضور محسن مومنی، منوچهر اکبرلو «نویسنده» و عباس کریمی به عنوان مجری و کارشناس در سرای اهل قلم نمایشگاه کتاب تهران با نیم ساعت تاخیر برگزار شد.
این نشست علی رغم اعلام قبلی، بدون حضور احمد دهقان و اسپراکمن مترجم آمریکایی جریان یافت و منتقدین به بحث پیرامون نقاط ضعف و قوت کار ترجمه آثار ایرانی به زبان های دیگر پرداختند.
در ابتدای این مراسم منوچهر اکبرلو وضعیت ترجمه در کشورمان را جدای از کشورهای غربی و فقط در بین همسایگان خودمان، بسیار بد توصیف کرد و گفت: «معتقدم آثاری در خارج از کشور ما قابلیت ترجمه شدن دارند که از صافی فرهنگ ما گذشته باشند و این بومی بودن را در خودشان حفظ کنند. والا کارهایی که به تقلید از کافکا و امثال آن، که بیشتر بر مبنای تکنیک و روش نوشته می شوند، چندان خریداری در آن سوی مرزها ندارند.»
وی ادامه داد: «توجه افراطی بسیاری از نویسندگان ما به فرم و تکنیک باعث معنا گریزی در داستان ها شده است و این دقیقا همان مطلبی است که در ادبیات کلاسیک ما دیده نمی شود و به همین خاطر آن آثار همیشه مخاطب خاص خود را در جهان دارند.»
این منتقد و نویسنده برجسته کشورمان همچنین افزود: «این روزها نویسندگان ما در رمان و فیلم نامه و بسیاری از گونه های ادبی، به بن مایه های کتاب مقدس و همچنین به اسطوره ها توجهی نمی کنند و اینان خود را از این سرمایه عظیم محروم ساخته اند.»
وی که برای حضار دلایل کم رونقی ترجمه آثار کشورمان را بر می شمرد، در قسمت هایی به چند مورد کلیدی و مهم اشاره کرد که جالب توجه می نمود:
_ عدم تعامل نویسندگان با خارج از کشور
_ شتاب در امر آفرینش به علت مسائل اقتصادی و غافل ماندن از امر مهم تحقیق و دانش اندوزی
_ نبود نقد خلاق به علت رودر واسی های حاکم بین ما ایرانی ها
_ طی نشدن یک مسیر ادبی خاص در بین نویسندگان و اینکه هر کدام آنها دوست دارند در هر زمینه ای دست به تجربه بزنند!
_ نبود درک متقابل بین نویسندگان خودی
_ بین المللی نبودن زبان فارسی و آشنا نبودن کشورهای دیگر با این زبان
_ خلاء یک جنبش ادبی در کشور
_ اینکه از آثار متفاوت حمایت نمی شود و اغلب شاهد جوانمرگی در ادبیات می شویم
_ نبود تعامل بین نویسنده و مخاطب که به تبع آن خود شیفتگی نویسنده را منجر می شود

 

 

 

محسن مومنی یکی دیگر از شرکت کنندگان در این مراسم بود که از اقدامات صورت گرفته در رابطه با رونق ترجمه آثار به زبان های دیگر، صحبت کرد:
«در این چند سال ما به جهت ارتباط هر چه بیشتر با همتایان خودمان در حوزه نشر در ادبیات عرب، فصل نامه ای به نام «شیراز» را توسط حوزه هنری منتشر می کنیم که تا به حال 9 نسخه آن به چاپ رسیده است. البته این فصلنامه فعلا فقط به دست نویسندگان آنجا می رسد و سعی می کنیم با پیگیری های بیشتر بتوانیم آن را وارد بازار آنجا نیز بکنیم.»
رئیس مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری سپس در مورد آثاری که این روزها به زبان های انگلیسی بوسیله انتشارات سوره مهر ترجمه شده است بیان داشت: «کارشناسان ما پس از جلسات بسیار، 10عنوان کتاب را برای ترجمه انتخاب کردند که 3 مورد آنها در مرحله اول برای ترجمه انتخاب شد و باقی آنها در نوبت چاپ قرار گرفتند.»
کتاب های «شطرنج با ماشین قیامت»، «سفر به گرای 270 درجه» و این اواخر رمان «فال خون» به زبان انگلیسی ترجمه شده اند که به گفته مترجم با اقبال نسبتا خوبی در آن کشورها و علی الخصوص در بین دانشگاهیان به علت فضا سازی های جدید مواجه  شده است.
مومنی در ادامه راجع به موانع کار ترجمه آثار ادبی افزود: «معمولا ما توجه نمی کنیم کسی که قرار است کتابی را ترجمه کند باید با زبان و فرهنگ زبان مقصد آشنایی کامل داشته باشد و اغلب این مشکل برای مترجمان ما وجود دارد که نمی توانند معادل های درستی برای بعضی از واژه های فارسی پیدا کنند.»
نویسنده کتاب «زمانی برای بزرگ شدن» ادامه داد: «با صدور هر قطع نامه ای بر علیه کشورمان در سازمان ملل کار چاپ کتاب ها به تعویق می افتاد، به نحوی که رمان «فال خون» مدت ها در نوبت چاپ قرار داشت.»

 

منوچهر اکبرلو در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون «ترجمه آثار معاصر ادبی در جهان» گفت: «مترجم یک اثر باید هم به ظرافت های زبانی مبدا و هم به ظرافت های زبانی مقصد اشراف کامل داشته باشد و بتواند از پس یک متن به سادگی بر بیاید.
متاسفانه دانشکده های زبان ما در تعامل با یکدیگر نیستند و به عنوان مثال یک دانشجوی زبان نمی تواند از پس ترجمه یک متن ساده فارسی برآید و ترجمه او بسیار خنده دار می نماید و به همین دلیل اغلب آنها جذب فعالیت های دیگر اقتصادی می شوند.»
وی در ادامه گفت: «انتشاراتی های چند زبانه ما اصلا جدی گرفته نمی شوند و در چنین وضعی درست مانند معماری هستیم که مقدمات کار ساختمان سازی را نمی دانیم و در عین حال انتظار داریم شاهکار معماری نیز در جهان خلق کنیم.»
اکبرلو تصریح کرد: «ما باید با آژانس های ادبی وارد مذاکره بشویم، زیرا آنها تخصصشان بازار یابی است و از این طریق ما می توانیم محصولات خودمان را به جهان عرضه کنیم. به عنوان مثال خود من وقتی می خواهم اثری ترجمه شده را بخوانم همیشه مضطربم از اینکه نکند این نسخه اصلی نویسنده نباشد و بر طبق سلیقه مترجم و انتشارات دست خوش تغییرات شده باشد، اما به محض اینکه مقدمه ای از نویسنده را در ابتدای اثر می بینم به کل خیالم راحت می شود و می فهمم که این اثر زیر نظر نویسنده ترجمه شده است. به همین دلیل می گویم که باید با بازار یابان وارد مذاکره بشویم، چرا که یکی از وظایف آنها اعمال نظر نویسنده بر کل فرایند ترجمه است.»

 


در ادامه این نشست، عباس کریمی با ذکر خاطره ای پیرامون یکی از مترجمان خارجی و اینکه چگونه او به خاطر خواندن یک رباعی از خیام در سن 12 سالگی به زبان فارسی علاقه مند شده بود پرداخت و به همین دلیل از محسن مومنی پرسید: «آیا آثاری که این روزها به زبان انگلیسی چاپ شده اند، قابلیت این را دارند که با یک بار خواندن توسط مخاطب، آنها  را شیفته فرهنگ ایرانی بکند؟»
مومنی در جواب با ذکر این مطلب که این روزها تلاس های بسیاری می شود تا کمتر کسی به سمت خواندن آثار ایرانی روی بیاورد، گفت: «قطعا بی تاثیر نیست و ما امیدواریم این آثار مردم آنجا را به فرهنگ غنی ایرانیان علاقه مند کند.»

منوچهر اکبر لو به گفته خودش زیاد دوست نداشت از وضعیت نشر انتفاد کند، اما همه حرفهای او به گونه ای بود که خلاف این مطلب را به ما می رساند: «ما نیازمند بنگاه های ادبی هستیم و تا زمانی که ما به جای فرستادن کارشناسان خبره به جشنواره های بزرگ، فقط ناشران را بدون داشتن تسلط کافی بر انگلیسی بدان جا می فرستیم، وضع بهتر بشو نیست و آش همان است و کاسه همان کاسه!»
وی در پایان صحبت هایش یک پیشنهاد دلسوزانه نیز برای مسئولان داشت: «بسیاری از مسئولین فرهنگی ما بر این عقیده اند که سیاست های دنیا بر این منوال است که آثار ایرانی به علت پاره ای از مسائل سیاسی بدون خواندن از بخش مسابفه های بزرگ ادبی نظیر نوبل و غیره حدف می شوند، اما باید اشاره کنم این ستاره سازی ها و و جایزه بردن ها و نبردن ها قواعد خاص خودش را دارد و اگر ما دوست نداریم که بازی بخوریم، باید قواعد آن را کم و بیش فرا بگیریم.»
وی افزود: «نفی کردن این قواعد به همان اندازه منفی است که ادبیات خود را، بی نیاز از جهان دانستن و کعبه آمال قرار دادن، منفی است و ما باید روزی مثل ادبیات کلاسیک مان جایگاه واقعی خودمان را که شایسته آنیم بدست آوریم.»       

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: