بنا به قراری هر هفته سه شنبهها در ساعت 6 الی 8 از طرف انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند در خانه هنرمندان تالار بتهون علاقمندان به فیلم مستند. اثر فیلمسازان این عرصه را به بوته نقد گذاشته مورد بحث و بررسی قرار میدهند شاید این خبر بنا به دلایلی دیر به گوش شما مخاطب عزیز میرسد اما به گفته مثل معروف «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازهست» بنابراین به امید اینکه بتوانیم رویکرد مناسبی را در اختیار شما قرار دهیم بر این باوریم که با نقدی منصفانه آثار هنرمندان این عرصه را مورد بررسی قرار داده و شما را برای تماشای این اتفاق هر سهشنبه به خانه هنرمندان دعوت نمائیم.
این هفته در تاریخ 12/4/1386 سه اثر کوتاه از مستندسازان خوش ذوق به نامهای احورانی ماندگار ساخته آیدا فیض جعفری متولد 1360 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی؛ فیلم «م جامع از فریومد» اثر حمید اسماعیلی متولد 1357 لیسانس کارگردانی سینما، تهیهکننده، کارگردان و نویسنده .... و تیشتر به کارگردانی حسن نقاشی متولد یزد 1354 دارای مدرک کارشناسی ادبیات دراماتیک و فیلم سازی به نمایش درآمد که به تفضیل با اشاره به نکاتی چند به بررسی آنها میپردازیم.
فیلم "اهورانی ماندگار" ماجرای مهر باربد خناگیر (آهنگساز) دوره ساسانی است که از خوابی طولانی برخواسته جستجوی اهورانی عشق دوران جوانی اش وارد شهر میشود تا به مقصود میرسد این فیلم باور نکردنی تجربی سعی دارد با شخصیت دادن به مهرهای مربوط به این دوره تاریخی با طرح نوعی روایت پرداخته با پر رنگ کردن خط روایی ماجرای فیلم خود واقعیت مربوط به این آثار را از دیدگاه دیگری به تصویر میکشد.
به این ترتیب اشیاء بجا مانده از سلسله ساسانی فقط به عنوان میراث بازمانده این فرهنگ نیستند بلکه روحهای وسعت یافتهای هستند که در مسیر تطور و تکاملی تاریخ به امروز رسیدهاند، فیلمساز با تزریق روایتی ساده در پی نوعی اثرگذاری دراماتیک است که در عین در نظر داشتن واقعیت هستند در لایه دیگر خود با طرح این روایت در نظر دارد با ایجاد تعلیقی دوگانه مخاطب را تا پایان اثر همراه داشته باشد. اما باید توجه داشت که طرح این روایت چقدر میتواند در قالب نرم، محتوا و ساختار مورد نظر کارایی داشته باشد. دیالوگهایی که شخصیتهای مهرها به بیان آن میپردازند پختگی و قوام چندانی ندارند و در همان سطح مانده مخاطب را درگیر فضایی حاصل از اجرای این تکنیک نمیکند حتی در بعضی جهات حالتی تندگونه را تداعی میکنند در ضمن کارایی این تکنیک شاید با تکرار کمتر موقعیت بهتری را در فیلم ایجاد میکرد اما از نکات قابل توجه اینکه با رسیدن به نوعی فرم با ایجاد 2 روایت موازی در کنار هم و مکمل هم در حالیکه به بیان روائی خود نظم میدهد فضای مستند اثر رانیز پیش میبرد. میتوان گفت فیلمساز در جهت پیشبرد این قسمت از اثر با استفاده مناسب از اینسرتهای خوب «مثلاً ساعتی که عقربه ندارد و تصاویری چند از سازها و ابزار موسیقی تکامل یافته در محیطی در حال رشد موفق عمل میکند و با رسیدن به نوعی مونتاژ موازی در جهت تکامل روایت داستانی فیلم و جریان مستند اثر گام برمیدارد و در نهایت با پیدا شدن مهر اهورانی و جای گرفتن آن در کنار دیگر مهرها در مجموع به نتیجه مناسبی دست پیدا میکند .... امید است فیلمساز با بهرهگرفتن از تجربههای خود آثار بهتری را در این عرصه به مخاطبان ارائه نماید.
ایرانیان در جهت قرار گرفتن در بخش جغرافیایی خاص و وجود کویر از همان ابتدا احترام خاص برای آب قایل بودهاند؛ جنگ تیشتر (ایزدباران) و آپوش دیو خشکسالی ماجرای نبردی است که در اسطورههای این مرز و بوم دارای جایگاهی خاص بوده و حتی با گذر زمان و آمد و رفت فرهنگهای مختلف همچنان حضور خود را در فرهنگ غنی و بینظیر ایرانیان حفظ کرده است. در این نبرد انسان حضوری دیگر گونه داشته و برای پیروزی تیشتر با دعا و نیایش او را به درگاه اهورا مزدا یاری نموده و نیرو میبخشد.
رویکرد حسن نقاشی در این اثر رویکردی سمبلیک است تعریفی شاعرانه از اتفاقی هستند و رسمی پایدار که به تعریف کشمکشهای درونی انسان در مقابل رنجها، سختیها و کمبودها پرداخته خشکسالی وجود او را با کمک و پیروزی تیشتر در مقابل آپوش دیو خشکسالی با باریدن باران شستشو میدهد.
در بعضی از پلانها فیلمساز با استفاده از بازیگر یا پرداخت سمبلیک اثر خود سعی در بیان صورت و معنا داشته در حقیقت آگاهی را مبنای وجود این فرهنگ قرار میدهد اما فیلمساز همانقدر که توانسته در بیان شاعرانه خود و تلفیق آن با مستندات این جریان موفق عمل نماید باید گفت که واقعیت مطلب را از دست داده و در نهایت با برداشت یک محصول یعنی اهداف موجود در این المان فرهنگی را تعریف میکند در حالیکه هیچ اشارهای به ترتیب اجرای این سنت نداشته مخاطب را به حال خود وا میگذارد و کیفیت مستند فیلم خود را زیر سوال میبرد. بدین ترتیب کماکان این سوالات در ذهن مطرح میگردد که این پیشینه فرهنگی، چگونه اجرا میگردد؟ در چه زمانی؟ در کجا؟ و آیا به همان شکل و ترتیب اولیه خود اجرا میشود یا تغییراتی به مرور زمان در آن صورت گرفته است؟ و .... با طرح این مسائل آرزوی موفقیت را در کارهای بعدی این فیلمساز خوش ذوق آرزومندیم.
فیلم «م جامع از فریومد» ساخته حمید اسماعیلی با رویکردی تجربی از دیدگاهی خاص هویت بناهای تاریخی و عملکرد جامع را در این امر مد نظر دارد. بیانی مستند با تکنیکی خاص از جنس تألیف به شیوه حمید اسماعیلی تأمل برانگیز و منحصر به فرد با ساختاری بهم ریخته و متلاشی که بیانگر و شیوه رفتار ما با آثار باستانی و مرمت آنهاست. فیلمساز با ایجاد فضایی performance (اجرایی نمودن) این مسئله را به چالش کشیده در فرمی تنفر آمیز به بیان آن میپردازد او با آگاهی از ابزار ممکن و نگاهی تیزبین با در نظر گرفتن مولفهها پست مدرن به تعریفی جامع از اثر خود «م جامع از فریومد» میپردازد.
نگاه طناز فیلمساز شوخیهای دم دستی و هجو آمیز نیست بلکه حقیقتی است مستند از گردهمایی پارادکسها و ضد و نقیضهایی که در این مورد مخصوص به وضوح به چشم میخورد، واقعیتی انکارناپذیر که در رگها متلاطم متن جاریست حقیقتی دل آشوب که عقل را به تفکر، لب را به خنده و دل را به درد وامیدارد، ساختار پست مدرن در روایتی مستند و فرمی تنفر آمیز شگرد فیلمساز را در بیان انتقادیش ترمیم میکند.
با همه این تفاسیر باید گفت از آنجائیکه این فیلم وابستگی بسیار زیادی به صدا، افکت و ..... دارد آیا این نکته که به نظر بدرستی کاربرد داشته و به جا استفاده شده است نمیتواند نقطه ضعفی برای این اثر فرض شود؟ در هر صورت چینش پلانی مناسب در اختیار متن است و صداها و ساند افکتها مکمل اجرای آن و با در نظر گرفتن این امر تا حد زیادی نمیتوان این مسئله را نقطه ضعفی برای فیلم در نظر داشت به هر حال به نظر میرسد که فیلمساز به خوبی از پس این کار برآمده و اهداف خود را با آگاهی بیان نموده است به امید موفقیتهای روزافزون برای او و دیگر فیلمسازان این عرصه سینما ....