با همه این احوال(رابرت فلاهرتی)را میتوان از اولین فیلمسازان مستند دانست که نخستین فیلم او نانوک شمال در(1922)ساخته شد که به زندگی اسکیموهامی پردازد. فلاهرتی در(32-1931)بریتانیای صنعتی را برای گریرسن کارگردانی کرد که با توجه به جهان بینی رمانتیک اوامری عجیب به نظر می رسد. در اتحاد شوروی ژیگاورتوف (1920)پیشرفتهای شوروی را به نام (فیلم حقیقت) در مستند هایی برای "کینو-پراودا" به ثبت رساند.جالب توجه آنست که رد پای دو گرایش انگلیسی را که پیشتر به آن اشاره شد را می توان در آثار او جستجو کرداو نیزهمانند گریرسن مستند را وسیله ای برای آموزش می دا نست. ورتوف یک فرمالیست آوانگارد "پیشرو" بود که ازطریق مونتاژ به مرتبه ساختارزدایی رسیده است و با نگرشی تازه میتوان گفت که دغدغه های زیبایی شناسی جنکینز در آثار او متجلیست. در دهه(1930) مدودکین روس تبار امکانات مستند را وارد مرحله تازه ای کرد او حین مسافرت به سراسر شوروی , فیلمهایش را فیلمبرداری می کرد- آنها را همانجا ظاهر می کرد و برای کارگران به نمایش می گذاشت که این فیلمها را امروزبه نام سینه - ترن معروف شده اند.با آغاز جنگ جهانی دوم و مضیقه مالی, فیلمسازان مشتاق تا زمانی که مجالی برای ساخت فیلمهای داستانیشان بدست بیاورند شروع به ساخت فیلمهای مستند کردند که (آلن رنه,ژرژفرانژو,آینیس واردا درفرانسه وکن راسل درانگلستان) از جمله آنها می باشند.در این زمان هر چند فیلمهای مستند سیاسی خوبی ساخته شد به خصوص آنهایی که نامشان ذکر شد اما به ندرت می توان گفت که جنبشی بوجود آمده باشد.بدین ترتیب سینما همینطور به کار خود ادامه می داد تا اینکه در دهه (1960)تحول مهمی در این عرصه بوجود آمد که ظهور گروه سینما وریته درفرانسه و سینمای بی واسطه درامریکا بیانگراین مهم می باشد که دو عامل تکنولوژیکی"تلوزیون ودوربین سبک وزن"مسبب این سبک بخصوص درسینمای جهان شد . دوربینهای سبک وزن به دلیل عدم مزاحمت ,تحرک بیشترو امکان شکارواقعیت وثبت حقیقت را بر روی فیلم فراهم ساختند واین امر موجب شد تا برخی سنتهای پیشین در ساخت مستند تعدیل شوند(مردم عادی به تجارب خود گواهی می دادند"روز شماریک تابستان 1961"اثر ژان روش وادگارمورن) یا تجربه مردم فرانسه ازاشغال کشور توسط نازیها"1970"اثر مارسل افوس واعتصاب معدنچیان درامریکا (هارلن کانتی"1976"اثر باربراکاپل). در دهه(1970)وقتی که درغرب موج لیبرالیسم همه جا را فرا گرفته بود گروههای فیلمسازی وفیلمسازان مستقل مستند های فراوانی درجهت نقد طبقه حاکم ساختند,که فیلمهای فمینیستی مربوط به زندگی زنان,مسئله مادر بودن وروسپیگری از جمله موفقترین آنها بودند,دراین زمان مسائلی از قبیل سقط جنین که حتی در فرانسه غیرقانونی بود مورد توجه قرارگرفت(داستان سقط جنین اثر چارلز بلمونت وماریل ایزارتر1973)هویت جنسی,نژادپرستی واستثماراقتصادی ازدغدغه هایی بود که در آن دوران فیلمسازان متوجه آن بودند. امروزه با توجه به امکاناتی که در این عرصه بکار گرفته می شود, سینمای مستند با دربرداشتن سلایق گوناگون و نگاههای متفاوت روزبه روزگسترش بیشتری یافته و فیلم مستند مراحل تازه تری را پشت سر میگذارد. با نگاهی اجمالی به تاریخچه آغاز سینمای مستند بهتر است به نظام شکل گرفته این راوی حقیقت, درانواع سبک و طریقه حظورش در ابعاد گوناگون بپردازیم مستند معمولا با در نظر داشتن زمان وقوع یک رویداد, تبعات گوناگون یک وضعیت(اجتماعی,سیاسی,تاریخی,طبیعی,هنری و...)را درنظردارد.بعضی ازمستندها در زمان حال اتفاق می افتندوبرخی حتی به آینده نقب می زنند(بازی جنگ"1965"پیتر واتکینز)و جالب اینجاست که گهگاه دریک فیلم مستند برای ارائیه روح واقعیت از بازیگرهم استفاده می شود که این خود بیانگرنگرشهای متفاوتی است که درفیلم مستند جریان دارد البته باید گفت که این نگره درهنرسینمای جهان به کشف ابعاد عمیقتری ازواقعیت پرداخته درلایه لایه روز شمارتاریخ متضمن بیانی ماندگار از وضعیتهای مختلف در زمان وقوعشان می باشد, درحقیقت مستند دریچه ایست که بروی حقیقت بازمی شود. امیل زولا می گوید"اثرهنری گوشهای از طبیعت است که از طریق سرشتی خاص دیده می شود" بدین ترتیب شاید بتوان گفت که فیلم مستندگوشه ای ازواقعیت است که ازنگاهی خاص توسط هنرمندبه آن پرداخته میشود امروزه با توجه به پیشرفتهای حاصله در امر فیلم سازی مستند و استفاده از دوربین های سبک هر چند به لحاظ ادوات این هنر صنعتی دستخوش تغییرات اساسی گشته است اما باید اذعان داشت که به همین دلیل کار فیلم ساز مستند بسیار دشوارتر از پیش میباشد چرا که با ورود افراد گوناگون با صلیقه های متفاوت و افکار تازه وبکرسینمای مستند نگاه تیز بین تری رامی طلبد.این مقال نگاهی هرچند ناقص و گذرا از سیر تطوری سینمای مستند بود که در بخشهای بعدبا رویکردی خاص و ویژه به سینمای مستند خواهیم پرداخت.