فی الوااقع این روزها مهم ترین مساله کشور انتخابات هشتمین دوره مجلس است البته بعد از انتخاب مربی تیم ملی فوتبال!
البته راجع به انتخابات مواردی چن قابل تذکار است که ذیلاً تقدیم حضور می شود: آنچه که در انتخابات از اهمیت به سزایی برخوردار است، مقوله تبلیغات است. امروزه در دنیا برای تبلیغات انتخاباتی شیوه های نوینی اتخاذ می شود. مثلا در خبرها آمده بود در ایتالیا یکی از احزاب بین مردم چیپس و پیراشکی توزیع کرده و نتیجه هم گرفته است. البته حسن و قبح این عمل برای ما واضح و مبرهن است و در ناکارامدی آن در کشور ما نیاز به اقامه دلیل نیست (حسنش این است که چیزی نصیب خلق الله می شود و قبحش هم این است که بعد از خوردن حلیم این، دیگ آن یکی را هم، می زنند!)
ولی در آمریکا که قبله ی عالم است، مدتی است روی مقوله افشای مگوهای رقیب کارهای هوشمندانه ای انجام می دهند. من باب مثال، حزب دمکرات افشا کرده که خانم دکتر کاندولیزا رایس انحرافات جنسی دارد و از آن نجابتی که دختران هم سن و سال او در ایالات متحده برخوردارند، برخوردار نیست. (اصولاً دختران آمریکایی بدجور نجیبند!)
اما در مقابل جمهوری خواهان بدون این که مانند جناح های خودمان، عصبانی شوند و فرافکنی کنند، با استفاده از مبانی خود تحریف، سند ارائه کرده اند که خانم هیلاری کلینتون هم پالانش کج است و او هم درست از همان ناحیه، از نجابتی که یک خانم محترم همسردار در کشورشان از آن برخوردار است، برخوردار نیست! (پدرسوخته ها تنها به این هم اکتفا نکرده اند بلکه با اشاره به تعاملات مشهور آقای بیل کلینتون و منشی اش خانم مونیکا، گفته اند : «حالا ما اگر از پشت پرده زندگی این خانم بگذریم، روی پرده را چکار کنیم؟ این زنکه که نمیتواند شوهرش را جمع کند چطوری می خواهد مملکت را اداره کند؟»)
البته به نظر کارشناسان هر چند در مملکت ما از قدیم الایام از این شیوه انتخاباتی کم و بیش استفاده شده و می شود اما چون بسترسازی لازم صورت نگرفته ان طور که باید کارساز نیست و حتی این احتمال وجود دارد نتیجه عکس بگیرد، لذا بهتر ست جناح های مختلف در عرصه انتخابات از خیر آن بگذرند.
اما شیوه ی دیگری که اخیراً در منطقه خاورمیانه رایج شده که از قضا نتیجه بخش هم هست، شیوه ای است که ما عجالتاً از آن به عنوان طرح X یاد می کنیم. در 14 فوریه 2005 وقتی رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان در یک حادثه تروریستی علی رغم میل خودش کشته شد، کسی فکر نمی کرد این حادثه، این طور بتواند حزب او را از آن بدنامی در آورد و یک ماه بعد در انتخابات پارلمان، اکثریت را به دست بگیرند. فراموش نکنید آن مرحوم خیلی آدم دست پاکی نبود و متهم بود کمک های بین المللی را که برای ابزسازی کشورش جمع کرده بود، در بنگاه اقتصادی خود هزینه کرده و به نام خود گمرک ساخته و خلاصه کشورش را تا الی الابد بدهکار کرده است. لذا تا وقتی زنده بود نتوانست از خود حمایت کند و در نتیجه از اریکه قدرت به زیر افتاد ولی با مرگ شکوهمند خود دوباره حزبش را و پسرش را چنان بر اریکه قدرت سوار کرد که حالا مردم لبنان با هیچ زبانی نمی توانند پایینشان بیاورند!
اخیراً تجربه لبنان در پاکستان هم مورد ارزیابی قرار گرفت و باز نتیجه مثبت بود. به یاد دارید هشت و نُه سال پیشخانم بی نظیر بوتو به دلایل فساد مالی شوهر و دیگر نزدیکانش و سیسات های غلطش در پرورش طالبان، از کار برکنار شد و بعد از بگیر و ببندهایی با وساطت بزرگان، و با آبروریزی از کشور تبعید شد. تحلیل گران سیاسی که چیزی سرشان نمی شود جز بیهوده گویی، خیال می کردند پرونده خانم بوتو برای همیشه در پاکستان بسته شد! اما دیدید و دیدیم چند ماه پیش او با حمایت آمریکا از تبعید بازگشت تا دوباره دولت پاکستان را به دست بگیرد. باز این تحلیل گران سیاسی افاضه می فرمودند عمراً از این ضعیفه در برابر ژنرال قدرتمندی مثل پرویز مشرف کاری برآید! چون به خیالشان نه حزبش خوشنام بود و نه شوهرش متنبه شده بود. اما دیدید و دیدیم او با کشته شدن شکوهمند خود توانست حزب و شوهرش را محبوب کند و پسرش را به قدرت برساند وحتی قیمت نفت را هم سی و چند سنتی افزایش دهد!
هر چند ما استفاده از این روش را به رهبران جناح های خودمان توصیه نمی کنیم اما به نظرمان شیوه ای قابل تامل است و حداقل روی افزایش قیمت نفت هم ده دلاری تاثیر خواهد گذاشت، والامر الیکم!