فاضل نظری برای اغلب -اگر نگویم همه- شعردوستان نام آشنایی است. کتاب «گریه های امپراتور» وی مشتمل بر چندین غزل زیبا از جمله غزل معروف او با مطلع «بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست...آه! دلتنگ شدن عادت کم حوصله هاست»، یکی از بهترین آثار به چاب رسیده در سال انتشار خود (1382) بود. نظری پس از «گریه های امپراتور» مجموعه ی دیگری از غزلهای خود را با نام «اقلیت» به چاپ رساند. شعری که در ذیل می خوانید از این کتاب انتخاب شده است.
این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گِل ریخته
موج، ماهی های عاشق را به ساحل ریخته
بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره ایست
بعد از این در جام دریا ماه کامل ریخته
مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است
زندگی در کام ما زهر هلاهل ریخته
هرچه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند!
حال، صدها دام ِ دیگر در مقابل ریخته
هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست
هرکجا پا می گذارم دامنی دل ریخته
عارفی از نیمه ی راه تحیر بازگشت
گفت: خون عاشقان منزل به منزل ریخته...