چون گیسوان نخل، پریشان و درهمم
در های و هوی داغ عزیزان خود، خمم
امشب که مرگ، ارگ دلم را گرفتهاست
لبریز درد و نوحه -به رنگ محرمم
هی ناله پشت ناله و هی زخم پشت زخم
امشب تمام بهت کویر است همدمم
از شانههای خستهی من آفتاب رفت
ویرانترین و خستهترین شهر عالمم
مثل سوار زخمیام اکنون -اسیر خاک
در باد میوزد چه غریبانه پرچمم
خرما؟ نه، شوکران به غزلهای من بریز
تلخ است حال و روز دلم، زخمیام، بمم