سکه ی مهر تو از خورشید هم زرین تر است
خون تو، از خون دیگر عاشقان رنگین تر است
رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت
می روی اما بدان دریا ز من پائین تر است
گر جوابم را نمی گوئی، جوابم کن به قهر
گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین تر است
ما چنان آئینه ها بودیم رو در رو ولی
امشب این آئینه از آن آینه غمگین تر است
سنگ دل، من دوستت دارم فراموشم مکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین تر است
سکه ی مهر تو را گم کرده ام چون پادشاه
پادشاهی کز غلامان خودش مسکین تر است