خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
5 فروردین 1387

حضور نام حسین علیزاده برای ساخت موسیقی یک فیلم به تنهایی دلیل محکمی است برای دقت بیشتر بر موسیقی متن آن فیلم! فیلم آواز گنجشک ها اولین همکاری علیزاده و مجید مجیدی است؛ همکاری که سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را برای علیزاده به ارمغان آورد.
داستان فیلم درباره مردی به نام کریم است که شیوه ی ساده ی زندگیش تغییر می کند و تبدیل به مردی مادی گرا می شود و در نهایت پی به درستی زندگی گذشته خود می برد. آهنگساز نیز سعی در نشان دادن تغییرات زندگی کریم دارد.
موسیقی تیتراژ شروع فیلم بیانگر سکون است ولی در عین حال نوید دهنده ی تغییراتی که این سکون را خواهد شکست، می شود. سکوت پس از تیتراژ تا چندین دقیقه ادامه پیدا می کند تا زمانی که سکون داستانی فیلم از بین می رود و موسیقی نیز به آن دامن می زند. فرار یک شتر مرغ از شتر مرغ های مزرعه است که باعث تغییر در روند زندگی کریم می شود. فرار شتر مرغ با یک موسیقی راپسودی همراه است؛ شوری که حیوان از آزادی به دست آورده خود دارد. ولی این شور که انعکاسش در موسیقی وجود دارد جای خود را کم کم به یک حزن می دهد؛ حزنی که کریم به خاطر از دست دادن یکی از شتر مرغ ها دارد. تصویر قرمز غروب خورشید نیز در این لحظه اندوه را تشدید می کند و تبدیل به یک همبستگی میان تصویر و موسیقی می شود. در ادامه موسیقی همپای داستان فیلم پیش می رود که زندگی روزمره و عادی ولی متفاوت کریم را نشان می دهد. داستان برای دومین بار روندی ساکن را در پیش می گیرد و به همین دلیل است که موسیقی تیتراژ اول فیلم چندین بار تکرار می شود و نتیجه اش جز کسالت آوری برای تماشاگر چیز دیگری نیست. در اواسط فیلم تنها صحنه ی دیدن تخم شترمرغ توسط کریم است که باعث تغییر رنگ و بوی موسیقی بعد از چند سکانس می شود. در این بخش آهنگساز از توانایی و شناخت خود از موسیقی مدرن استفاده می کند تا فضایی شک برانگیز را تداعی کند که نشأت گرفته از احساس درونی کریم است. آهنگساز از این تکنیک نیز برای نشان دادن تغییر روند انتخابی زندگی کریم استفاده می کند که با استفاده از موتیف های ساده و کوتاه به این امر نائل می آید.
یک سوم پایانی فیلم به زندگی خانواده و اطرافیان کریم می پردازد که دارای پاکی و سادگی هستند که کریم در طول زمان آنرا از دست داده و آهنگساز نیز در این هنگام فرصت ساخت فضای متفاوتی را پیدا می کند. آهنگساز سعی در نشان دادن سادگی و بی آلایشی هرچه بیشتر اطرافیان کریم دارد و همچنین شور و شوق پسر کریم و دوستانش برای جمع آوری ماهی های قرمز. در صحنه ی ریخته شدن ماهی ها از دست بچه ها بر روی زمین کارگردان سعی در ساختن فضایی معلق را دارد، آهنگساز با استفاده از آکوردها و تمپو مناسب انتخابی خود این فضای معلق را می سازد ولی به علت ضعیف از آب در آمدن تصویر، چندان موفقیتی در پی ندارد.
برای قطعه پایانی فیلم که تصویر رقص یک شتر مرغ است، موسیقی موزونی با استفاده از میزان ترکیبی ساخته شده است و شادی آن، نشانگر بازگشت کریم به زندگی گذشته و درک خوبی های فراموش شده اش است.
در کلیت اثر، موسیقی پا به پای فیلم دچار اوج و فرودهای کیفی می شود. سکانس نخستین فیلم دارای شروعی قدرتمند و ملموس است ولی کم کم در طول فیلم دچار افت می شود، افتی که از کلیت فیلم حاصل می شود و دستخوش تصاویر است.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: