خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
11 اردیبهشت 1387

یازدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران

یادداشتی بر نمایش «آن شب که تورو زندانی بود»  

تفاوت تئاتر کمدی با ابزورد و یا تفاوت ابزورد با تراژدی چیست؟ این تفاوت را شاید بتوان در فن شعر ارسطو هم خواند و به آن پی برد(البته به استثنای ابزورد) اما در تئاتر امروزی، این ساختار است که می تواند یک تراژدی را به یک پارودی یا یک ملودرام را به یک پارودی تبدیل کند. اغلب کارگردانان جوان و تماشاگران تئاتر ما ثابت کرده اند که از درک چنین مفهومی، فاصله ی فراوانی گرفته اند و قادر به درک تفاوت بین مفهوم و ساختار نیستند.
«آن شب که تورو زندانی بود» نمایشی بود از گروه تئاتر 70 که در سالن اصلی مولوی در قالب یازدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی به روی صحنه رفت. «آن شب که تورو زندانی بود» نوشته ی جروم لارنس و روبرت ای.لی است که شکوفه ماسوری آن را کارگردانی کرده بود. نمایش، نشان دهنده ی داستان شخصیتی به نام «هنری» بود؛ معلمی که با اطراف خود تضاد فکری زیادی دارد و ایده آل های خاصی را دنبال می کند که به خاطر این ایده آل ها به زندان می افتد و ...

در اجرای این نمایش طراح صحنه، صحنه را بوسیله ی خطوط سفید رنگی به چهار قسمت تقسیم کرده بود که در آن واحد بازیگران بتوانند در موقعیت های گوناگون حاضر شوند و اجباری برای تعویض دکور یا آکساسوار وجود نداشته باشد. صحنه به محلی برای سخنرانی و از آن محل به باغ خصوصی، زندان و خانه تبدیل می شد که بسیار باورپذیر بود اما اشکالی که در جابجایی موقعیت وجود داشت، حد فاصل تعویض مکان های بازیگران بود که به عنوان مثال، صحنه تاریک می شد و نوری به صورت افقی بازیگر را از سمت چپ صحنه به سوی سمت راست صحنه دنبال می کرد که در نوع خود ممکن بود جذاب باشد، اما موجب می شد تا مکث طولانی بین صحنه ها و اتفاقات آن ایجاد شود و ریتم اجرا کند شود.

آن شب که تورو زندانی بود / لوح ، پایگاه فرهنگ و ادب پارسی

 


به غیر از سکون و مکثی که در تعویض صحنه ها اتفاق می افتاد، در بازی ها و میزانسن ها هم این مکث لطمه ی بزرگی به کار می زد و شاید بخش عظیمی از این نقص متوجه بازی تصنعی و ماشینی بازیگران بود. آنها هنگام اجرای نقش خود فریادهای زیادی می کشیدند که مفهوم دیالوگ ها را جابجا می کرد و باعث می شد تا تماشاگر از هدف به وجود آمدن مضمون آن دور شود و شاید هم اصلاً آن را متوجه نشود. حرکات اغراق آمیز که شاید در تئاتر کشورمان همه گیر شده است در «آن شب که تورو ...» کم نبود و اتفاقاً بیش از حد انجام می شد. وقتی که بازیگر می خواست فریاد بزند یا خوشحال شود، بیش از اندازه ی لازم دستش را بالا می برد و فریاد می کشید و این اکشن ها در سالنی مانند مولوی که به نسبت کوچک است، کاملاً بی مورد به نظر می رسید.

آن شب که تورو زندانی بود / لوح ، پایگاه فرهنگ و ادب پارسی


تم یا مفهوم کلی «آن شب که تورو ...» را می توان چیزی مثل آرمانگرایی دانست که این هدف، هم در گروه اجرا کننده و هم در تماشاگران گم شده بود. گروه اجرایی در برخی از صحنه ها خوشحالی بیش از حد شخصیت ها را با اتفاق های خنده دار کوتاه برای تماشاگران اجرا می کردند و تماشاگران هم با کوچک ترین حرکتی که از سوی بازیگران صورت می گرفت که واقعاً هم خنده دار نبود؛ می خندیدند و این ها دست به دست هم داده بود تا جدیت اثر فراموش شود. در هنگام اجرا، بهزاد فراهانی در سالن حضور داشت و جالب بود که به عنوان یک شخصیت حرفه ای تئاتر همانند دیگر تماشاگران به حرکات بازیگران نمی خندید و مثل بعضی های دیگر منتظر عملی واقعاً خنده دار بود و تمام این ها یعنی دریافت غلط کارگردان، گروه اجرایی و تماشاگران از مفهوم کار که در حقیقت برعکس متن اصلی صورن گرفته بود.    

آن شب که تورو زندانی بود / لوح ، پایگاه فرهنگ و ادب پارسی

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: