خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
19 آذر 1386

یاسوجیرو ازو در دوازدهم دسامبر 1903 در توکیو متولد شد. در ده سالگی با مادر و دو برادرش به ناگویا زادگاه پدرش نقل مکان کردند و او همانجا مشغول به تحصیل شد اما پدرش برای کار در توکیو ماند. مادر ازو برای جبران کمبود حضور پدر بسیار با ازو مهربان بود و این مسئله تاثیر زیادی بر روی او و آینده‌اش گذاشت. در دوران دبیرستان به سینما علاقه‌مند شد و کم‌کم تب فیلم دیدن در او به حدی بالا رفت که بارها و بارها فقط برای دیدن فیلم به شهرهای مجاور می‌رفت. همزمان شروع به حفظ کردن نام و مشخصات فیلمهای مورد علاقه‌اش نیز کرد. وقتی او در 1920 به علت دعواهای، زیاد نوشتن نامه عاشقانه برای یکی از دخترهای همکلاسی‌اش و حتی مشروب‌خواری از خوابگاه مدرسه اخراج شد قرار شد عبور و مرور او در خانه به وسیله دفترچه‌ای کنترل شود اما این بار هم او با جعل امضای مادرش از خانه خارج می‌شد و به سینما می‌رفت. او به رغم این سرکشی‌ها در مقابله با زنها همواره دچار مشکل بود و این خجالتی بودنش باعث شد هرگز ازدواج نکند. پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان دیگر ادامه تحصیل نداد و شغلی را انتخاب کرد که احتیاج به مدرک دانشگاهی نداشت یعنی دستیار معلم شد. بنابراین او را برای تحصیل به یک روستای کوهستانی دور فرستادند و او یک سال در آنجا ماند. در بیست سالگی پدرش او و بقیه اعضای خانواده را به توکیو برگرداند در حالی که مجبور بود بدهی‌های ناشی از مشروب خواری پسرش را تصفیه کند. یک سال بعد عموی ازو او را به کمپانی فیلمسازی شوچیکو معرفی کرد و ازو به رغم مخالفت‌های پدرش به عنوان دستیار فیلمبردار مشغول به کار شد و به رغم فعالیتی که عموما جسمی بود با کنجکاوی‌های خود اولین تجربیاتش را در زمینه سینما بدست آورد و آرامش ناشی از همراهی با سینما او را از سرکشی‌های دوران کودکی دور کرد. در 1924 او به ناچار به خدمت سربازی رفت و انقدر خود را به مریضی زد تا با دردسر کمتری بعد از یک سال مرخص شد و به سر کار خود بازگشت. در 1926 به تشویق یکی از دوستانش دستیار کارگردان شد و بیشتر در طراحی ایده‌های کمیک به کارگردانان کمک می‌کرد. در همین دوران بود که او خانه پدری را ترک کرد و به همراه چند تن از دوستانش که بعدها با هم همکار شدند خانه‌ای در نزدیکی استودیوی محل کارش اجاره کرد. او یک سال دستیار کارگردان بود و در همین دوره اولین فیلمنامه خود را نوشت که یک درام تاریخی بود و بعدها توسط «کینتارو اینوئه» دوست صمیمی ازو ساخته شد و بالاخره او در 1927 اولین فیلمش را با نام «شمشیر توبه» ساخت، بر اساس فیلمنامه‌ای که قصه‌اش را از فیلم امریکایی «ضربه» ساخته «جورج فیتز موریس» برداشت کرده بود و فیلمنامه‌اش را یکی از دوستانش به نام «کوگو نودا» نوشته بود. او با سرعت کارگردانی را ادامه داد و در 1928 پنج فیلم، در 1929 شش فیلم و در 1930 هفت فیلم ساخت که از مهمترین‌ها در این دوره می‌توان از «فارغ‌التحصیل شدم اما ...»، «زندگی یک کارمند»، «پسرک سر به راه» و «مردود شدم اما ...» (با اولین بازی بازیگر ثابت اکثر فیلم‌های بعدی‌اش «چیشو ریو») نام برد که عموما فیلمهای کمدی خانوادگی یا بعضا تاریخی بودند که امروزه از اکثر آنها هیچ نسخه‌ای در دست نیست.
ازو طی یک دوره پنج ساله فیلمسازی از راه آزمایش و خطا فهمیده بود که در چه کاری خبره است. گرچه گاه و بیگاه فیلم‌های عاشقانه هم می‌ساخت اما مشخص شده بود که نوع سینمایی که بهتر از او بر می‌آمد همان است که بیشتر از همه در آن قالب کار کرده است. اولین فیلم از آثار برجسته او «متولد شدم اما ...» محصول 1932 داستان دو پسر بچه است که نمی‌توانند تحمل کنند پدرشان که خیلی هم دوستش دارند، به رئیسش تعظیم می‌کند و بیش از حد فرمانبردار است در حالی که خودشان پسررئیس را به باد کتک می‌گیرند. در نهایت طی سیری که با لج بازی و اعتصاب غذای بچه‌ها همراه است آنها اندکی به مناسبات بزرگترها پی می‌برند. ازو با این فیلم به شکل تقریبا کاملی عناصر مختلفی را که سازنده سبک او و نمایشگر شیوه خاص نگاه او به دنیا بود گرد هم آورد. این فیلم درباره بچه‌هایی است که به نحو معصومانه‌ای خطا بودن جامعه آدم بزرگ‌ها را بازتاب می‌دهند. او در سالهای بعد چند ملودرام مثل «زنی از توکیو» و « دختری در دام» را در 1933 ساخت ولی در همان سال با ساخت «هوس گذرا» دوباره به تم خاص خودش برگشت، یعنی زندگی عادی خانواده و تنها شدن غیر قابل اجتناب یکی از آنها. در 1934 پس از احضار مجدد به ارتش و حضوری دو روزه «مادر را باید دوست داشت» را ساخت که در خلال ساخت آن پدرش فوت کرد. در طول سالهای بعد روند دیدگاه سینمایی ازو تکمیل‌تر شد. غیر ممکن بودن غایی درک انسانها از سوی یکدیگر، شکست محتوم اعتماد، مورد تردید قرار دادن ارزشهای اولیه انسانی مثل عشق، دوستی و ارزش خود زندگی و این حقیقت مسلم که در این جهان تنهاییم در فیلم‌های بعدی ازو مثل «تنها پسر» محصول 1936 (اولین فیلم ناطق او) به وضوح مشخص است. در 1937 با اعزام به جبهه جنگ با چین چند سالی از سینما دور ماند تا 1941 که «برادران و خواهران خانواده تودا» را ساخت که مبدل به اولین فیلم پرفروش ازو شد. فیلم مهم بعدی‌اش «پدری بود» (1942) نام دارد که یکی از بهترین فیلم‌های ازو است. پس از یک احضار مجدد از طرف ارتش این بار برای ساخت فیلم‌های تبلیغاتی در سنگاپور فرصتی بدست آورد تا بسیاری از فیلم‌های امریکایی را ببیند و در میان آنها شیفته همشهری کین شد. با اسارت در جنگ شش ماه زندانی، و در فوریه 1946 آزاد شد و قدم به توکیوی ویران شده گذاشت، در دورانی که محل خاطرات جوانی‌اش به کل نابود شده بود. او دوباره شروع به فیلمسازی کرد و بعد از ساخت دو فیلم با موضوعاتی راجع به بازماندگان جنگ دوباره با «آخر بهار» در 1949 به مضمون سابق فیلم‌هایش بازگشت و فیلم‌های بعدی‌اش نیز عموما مضمونی خانوادگی و بعضا سیاه داشت. در ادامه همین روند او در 1953 «داستان توکیو» را ساخت که یکی از شاهکارهای ازو و سینمای ژاپن محسوب می‌شود و داستان آن طیف گسترده‌ای از روابط سرد انسانی بین دو نسل را در بر دارد و البته یکی از نمونه‌ای‌ترین فیلم‌های ازو در استفاده از نمای دوربین منحصر به فردش است. ازو عادت داشت برای نمایش فضای داخل خانه سطح دوربین را هم سطح چشم کسی که کنار میزهای کوتاه سنتی ژاپنی نشسته قرار دهد و حسی شبیه به همراهی با آنها را به بیننده منتقل کند. ازو اولین فیلم رنگی‌اش را با عنوان «گل بهاری» در 1958 ساخت و از این فیلم به بعد علاقه‌اش به نسل جوان و جسارت و عصیان آنها بیشتر شد. ازو تا پایان عمرش پنج فیلم دیگر ساخت که عموما همین حال و هوا را داشتند و بعضا آثار بسیار زیبایی هم در بین آنها یافت می‌شود مثل «پایان تابستان» محصول 1960 و حتی یک بازسازی از آخر بهار نیز در آن دیده می‌شود (آخر پاییز محصول 1960). آخرین فیلم ازو «یک بعد از ظهر پاییزی» محصول 1962 است، سالی که مادر ازو فوت کرد. یک سال بعد ازو دقیقا در شصتمین سالروز تولدش بر اثر ابتلا به سرطان در ناحیه گردن درگذشت. امروزه تنها سی و شش فیلم از مجموع پنجاه و چهار فیلمی که ازو کارگردانی کرده باقی مانده‌ است.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: