مرد عنکبوتی 2 شاید یکی از بهترین ابرقهرمانیهای پرخرجی باشد که در هالیوود ساخته شده است. فیلم همان قدر که از جذابیتهای بصری و جلوه های ویژه و کلیشه ثابت هیجان و تعلیق آبکی داستانهای ابرقهرمان استفاده میکند تا بیشتر بفرشد و تهیهکنندگان فیلمی چنین پرخرج را راضی نگهدارد به داستان نیز اهمیت داده. فیلم همان قدر که تجاری و جذاب از کار درآمده شخصی نیز هست. «ریمی» نشان داده مانند «نولان» میتواند حتی در بستری سطحی مانند داستانهای ابرقهرمان چون spidermem وBatman یک درام شخصیت محور بیافریند و چالشهای یک ابرقهرمان را در بستر زندگی روزمره و در کنار هیجانات بازی گونه داستان ابرقهرمانی خلق کند. داستان مرد عنکبوتی 2 بیشتر داستان زندگی یک جوان است که در مواجه با واقعیتهای سخت و گاه تلخ زندگی و مسئولیت های اجتماعی و "فضیلت های ناچیز*" زندگی با ایدهآلیسم و آرمانگراییهای جاری در زندگی یک ابرقهرمان بر سر دو راهی مانده است. هر چند در پایان فیلم به رسم "پایان خوش" تمام داستانهای ابرقهرمانی، مرد عنکبوتی بالاخره راه حلی برای این مشکل مییابد. اما با این حال فیلم فراتر از یک فیلم سطحی و هیجانی که فقط برای فروش/تهیه شده ظاهر میشود و «ریمی» نشان میدهد سطح تواناییهای سینماییاش بالاتر از «ابرقهرمان» سازی متداول در سینمای هالیوود است.
به طوری که دوستداران سینما حسرت میخورند که چرا ریمی را آزاد نمیکنند تا فیلمها شخصیتر و بهتر بسازد. اما دریغ از مرد عنکبوتی 3.
مرد عنکبوتی 3 ، نماد کامل تخریب استعدادهای یک کارگردان و نویسنده توانا توسط نظام تجاری منفعت طلب هالیوود است. نظامی که بیش از هر چیز به پروژه های تجاریاش اهمیت میدهد و تنها برای افزایش اعتبار نیمنگاهی به جوایز هنری سینمای جهان دارد و اگر حمایتی هم از فیلم های هنری و شخصی برخی استعداد های جوان می کند برای جذب این استعداد ها در نظام تجارت محور هالیوود است و آن جا که بزرگان سینما را در ساخت شاهکار هایشان یاری می دهد برای ربودن اعتباری است که در پس پرده ی این بازی برای شان نهفته است.و شاید درآمدی که از پس فروش تضمین شده ی آثار بزرگان سینما به دست می آید.
فشار و تأکید تهیهکنندگان فیلم برای اعلام زمان اکران «عنکبوتی 3» در زمان اکران عنکبوتی 2 شاید عامل موثری در شتابزدگی فیلم باشد. فیلم در حقیقت ضربه اصلی را از بینظمی و شلوغی فیلمنامه میخورد. «ریمی» این بار سعی میکند، مفهوم «انتقام» را در زندگی یک ابرقهرمان به نمایش بگذارد، مفهومی که اگر ظریف و هنرمندانه به آن پرداخته میشد «عنکبوتی 3» کم از آثار نداشت. «ریمی» با وارد کردن چند شخصیت منفی در فیلم و دوباره وارد کردن یک شخصیت منفی سابق در فیلم سر مرد عنکبوتی را آنقدر شلوغ کرده که فرصت تأملات درونی و به نمایش گذاشتن درگیریهای درونی عنکبوتی و جاانداختن مفهوم موردنظر در داستان را از فیلم گرفته است.
«سند من» یا «مرد شنی» دزدی است که عموی مرد عنکبوتی را کشته و حالا از بد حادثه به مرد شنی تبدیل شده. مردی خانواده دوست که به خاطر علاقه به دخترش و جور کردن پول بیمارستان او به خلاف کشیده شده. شخصیتی آبکی یا بهتر بگویم تفکی که معلوم نیست چرا با «مرد عنکبوتی سیاه» هم دست میشود و بعد پشیمان میشود و مهربان میشود و ... !
و مرد عنکبوتی سیاه که عکاس رقیب عنکبوت داستان است و بعد از شکست عشقی و کاری از مرد عنکبوتی به انتقام برمیخیزد. و لباس سیاه عنکبوتی که معلوم نیست چیست و از کجا آمده و تنها نماد برانگیختن غرور و خودبینی در درون شخصیتهاست. نهایتاً معلوم نمیشود چرا وارد داستان میشود. شلوغی ماجرا و گم شدن خط سیر و روابط، فیلم را حتی از حد فیلمهای سطحی ابرقهرمانی هم پایینتر آورد.
مرد عنکبوتی 3 حاصل عجله استودیو تهیه کننده و نگاه تجاری خاص هالیوود به سینماست فیلمی که تمام آبروی عنکبوتی های قبلی "ریمی" را برد.
* نام کتاب و مقاله ای از ناتالیا گینگزبورگ که در آن ارزش های زندگی را به فضیلت های عظیمِ آرمان گرایانه و فضیلت ناچیز و روزمره ی زندگی امروز تقسیم می کند.