عمده تاثیر «آپارتمان» ناشی از فیلمنامه دقیق آن است. پیچیدگی و نحوه چینش بسیار خوب حوادث در این فیلم از جنبهای حائز اهمیت است که از ابتدای فیلم به نظر میرسد همه اتفاقات ظاهرا مبتنی بر تصادفات مبهمی پیش میرود که شخصیت اول فیلم یعنی مکس شاهد آنهاست، اما هر چه فیلم پیش میرود با نمایش فلاشبکها مشخص میشود که هیچکدام از اتفاقات تصادفی نیستند و مسیری کاملا چیده شده دارند. در نظر گرفتن این ایده که یک دختر (آلیس) تمام سعیاش را می کند تا پسر مورد علاقهاش (مکس) را از دختر مورد علاقهاش (لیزا) دور کند، در حالی که در اصل این خود او بوده که به طور اتفاقی باعث آشنایی این دو با یکدیگر شده، از منظری بسیار جذابتر شده که این روابط از دید پسری که محور این کشمکش است روایت میشود، در حالی که غیر از خود آن دختر یا همان آلیس کسی از این اتفاقات و ربط حوادث خبر ندارد. فیلم، مبتنی بر این فیلمنامه، کارگردانی خاص و ویژهای ندارد و تصاویر تحت تاثیر شیوه روایت قصه، به سادهگی چیده شدهاند و نهایتا به جز چند نقطه گذاری یا قرینه سازی اتفاق خاصی در خصوص کارگردانی در فیلم رخ نمیدهد. مثل آوازی که در یک صحنه معاشقه گرم بین مکس و لیزا در حالی که آلیس آنها را مخفیانه و با حسرت نگاه میکند بر صحنه حاکم است و همین موسیقی صبح فردای اولین شبی که لوسین (دوست مکس) در خانه آلیس حضور دارد پخش میشود و برای آلیس تداعی کننده خاطرهای میشود. یا قرینه سازی نمای نزدیکی که در ابتدای فیلم از پاسپورت مکس در فرودگاه نشان داده میشود که برای خروج مکس کنترل میشود در حالی که مکس سفرش را کنسل میکند، با همین نما به شکل قرینه در پایان فیلم که این بار پاسپورت آلیس به قصد عدم خروج او کنترل میشود اما در نهایت او میرود. حتی موضوع تئاتری که آلیس مشغول بازی در آن است و کاملا منطبق بر شرایطی است که برای خودش پیش آمده، بیشتر یک ترفند فیلمنامهای به نظر میرسد تا یک ایده کارگردانی. حال با در نظر گرفتن این حد از تسلط فیلمنامه، بازسازی این فیلم امری مسخره به نظر میرسد و به همین دلیل نمونه امریکایی از بسیاری جهات نعل به نعل شبیه به فیلم فرانسوی از آب درآمده است و به جز اسامی مکس و لوسین که به متی و لوک تغییر یافته، آلیس به الکس تبدیل شده و نام لیزا و مزاحمش دانیل هم اصلا عوض نشدهاند. موقعیتها دقیقا همانها هستند و حتی از همان نیمچه هوشمندی در قرینهسازیهای نسخه فرانسوی خبری نیست و در نهایت اوج خلاقیت کارگردان، آوردن نام هشت و نیم و طعنه زدن از شماره پای دختر به فیلمی با این نام ساخته «فدریکو فلینی»، یا گذاشتن نام «بلوچی» بر روی رستوران محل قرار (با نمایش چندباره این نام در یک قاب کامل) احتمالا فقط به قصد ادای دین به «مونیکا بلوچی» بازیگر نقش لیزا در نسخه اصلی است. حتی زمان بندیها نیز تا حد زیادی با نسخه فرانسوی منطبق است، مثل مدت زمان عنوان بندی اول فیلم و نیز اولین برخورد متی و لوک که حدود دقیقه سوم است. البته کارگردان نسخه امریکایی چون یک فیلم کاملا ساخته شده را در دست داشته به خوبی تمام سعیاش را کرده تا نسخه را به چیزی که امریکایی پسندتر است نزدیک کند و اگر چه در نسخه فرانسوی لیزا توسط دانیل کشته میشود و لوسین نیز در نهایت آلیس را ترک میکند، اما اینجا فیلم با رسیدن متی و لیزا به هم به پایان میرسد که نسبت به نسخه فرانسوی با افزایش تعلیق و نیز طرفند هیچکاکی گفتن تمام اتفاقات توسط آلکس به لیزا با تلفن در کمتر از چند از لحظه در حالی که صدایش را نمیشنویم (در حالی که در واقعیت گفتن تمام این حرفها بیشتر از این طول میکشد) و نیز به کمک ترانه scientist از گروه cold play پرداخت بهتری دارد و با توجه به روند فیلم، انتخاب درستتری به نظر میرسد. اما در بعضی نقاط هر دو فیلم دارای مشکلات واحدی هستند. مثل فصل افتتاحیه فیلم و اولین برخورد مکس و لیزا در رستوران در حالی که لیزا مشغول صحبت با دانیل است، حال آنکه جلوتر وقتی همین تصویر از منظر لیزا پخش میشود او مشغول صحبت با آلیس است. یا برغم اینکه آلیس تمام سعیاش را میکند تا مکس را از لیزا جدا کند مشخص نمیشود چرا پس از موفقیتش به سراغ مکس نمیرود و با او ارتباط برقرار نمیکند. یا حتی موقعیت دانیل نیز درست توضیح داده نمیشود و مشخص نیست که اگر میزان علاقه او به لیزا آنقدر زیاد است که مزاحمتهایش لیزا را مجبور به فرار از خانه میکند (و در نسخه فرانسوی در نهایت به مرگ لیزا نیز منجر میشود) چرا در طول رابطه لیزا با مکس از او خبری نیست و بعد از آن است که دوباره سر و کلهاش پیدا میشود. و این در حالی است که قاعدتا این مشکلات در نسخه امریکایی باید برطرف می شد اما نشده است. جدای از اینها در نسخه امریکایی به وضوح سعی شده تا شدت روابط عاشقانه نسبت به نسخه فرانسوی کمتر باشد، چه اینکه در نسخه فرانسوی آلیس یکبار دست به خودکشی میزند، در زمان اولین حضور مکس در خانهاش از او دعوت میکند که برای خواب پیش او برود ولی مکس کاناپه را برای خوابیدن انتخاب میکند، و در فصل اجرای نمایش با دیدن مکس بیهوش میشود، اما در نسخه امریکایی در صحنههای مشابه آلکس فقط شدیدا ناراحت است، از متی میخواهد تا بر روی کاناپه بخوابد، و بر روی سن نیز خونسردیاش را حفظ میکند. یا دانیل که در نسخه فرانسوی خودش و لیزا را میکشد، اما در نسخه امریکایی تنها او را ترک میکند.
اصلیترین و مهمترین شاخصه «آپارتمان»، خلاقانه بودن ایده اولیه و فیلمنامه است و بر این مبنا معلوم نیست اصلا چرا این فیلم، بدون ایجاد اختلاف عمیقی با نسخه اصل در فرم یا شیوه روایت بازسازی شده است.