خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
13 بهمن 1386

داستان «فاصله تا خوشبختی» در یکی از دور افتاده ترین مناطق استرالیا می گذرد. دسته ای مهاجر غیر قانونی عراقی و اندونزیایی در ساحل جنوب شرقی استرالیا پیاده می شوند. اما جایی که آنها را پیاده کرده اند بیابان برهوتی است که صد ها کلیومتر تا اولین شهر فاصله دارد. مهاجران چند دسته می شوند و هر کدام راه خود را می روند. در این بین نیروهای گارد ساحلی استرالیا هم به دنبال آنها هستند. نیروی داستانی مهم فیلم در سرنوشتی که هر کدام از این مهاجران پیدا می کنند شکل گرفته است. داستان فیلم ابتدا سعی در تعریف موقعیت مضحک و ابسورد مهاجران دارد. با پیشرفت داستان کم کم روایت فیلم کمی منطقی می شود و داستانی جاده ای را تعریف می کند.در ابتدای فیلم هر کدام از مهاجران گویی در پی مدینه فاضله ای هستند و این بیابان بی انتها اگر تمام شود آنها غایت آمال شان را خواهند یافت و آرام خواهند گرفت. برای همین است که در سکانس های ابتدایی شخصیت های فیلم در تنهایی و خستگی شان مدام آمال و آرزوهایشان را به یاد می آورند. با جلوتر رفتن داستان می بینیم که آنها نه تنها به جایی نرسیده اند بلکه هر چه رفته اند بیشتر در بیابان بی انتها فرو رفته اند. جایی از فیلم هست که با پیدا شدن یک نقشه ای تازه موقعیت خود را باز می یابند و تصمیم می گیرند که مسیر تازه ای را در پیش بگیرند. آنها که هر کدام رنگ و نژاد خاص خود را دارند و گویی نماینده بخشی از جامعه توسعه نیافته اند با تعمیر اتومبیلی  به سوی بهشت خود راه می افتند. اما در هیچ کجای فیلم ما با آن تصویر مدینه فاضله ای که آنها در ذهن خود ترسیم کرده اند روبرو نمی شویم. آنچه ما می بینیم و از همه شخصیت ها بارز تر است حضور بیابان است. آدم های فیلم در طی سفر مشقت بارشان کم کم به این نتیجه می رسند که برای رهایی در کنار هم بودن بهترین راه است. نوعی پیام اخلاقی که در انتهای داستان از طرف جهان توسعه یافته به مردمان جهان سوم ابلاغ می شود.اما فیلم در همین موقعیت های سیاسی خلاصه نمی شود. داستان های فرعی هم در کنار داستان اصلی تعریف می شود که بر جذابیت فیلم کمک می کند و آن را در بر خی مواقع از بی رمقی نجات می دهد. بازیگران همه نا بازیگر هستند و همین شیوه رئالیستی بازی آنها به ویژه بازی یوسف مهاجر عراقی بسیار یک دست در آمده است. فیلم از جنبه های کمیک هم دارای چندین سکانس خوب است که بار کمیک را بیشتر محیط به وجود می آورد تا شخصیت های داستانی. یکی از ضعف های فیلم ریتم کند و کش دار آن است که در بعضی سکانس ها به شدت به فیلم ضربه زده است.

 

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: