کوآرون را دیگر باید نامی شناخته شده در سینمای جهان دانست. مرد مکزیکی میان سالی که یکی از بزرگترین بلاک باستر های تاریخ سینمای هالیوود (مجموعه هری پاتر) را نجات داد. سازنده فیلم تحسین شده ی "مادر نیز هم" که مثل بسیاری از آثار خوب این روز ها در قهر با سینمای هالیوود در مکزیک کارگردانی شد. او در سالی که گذشت با "فرزندان انسان" نمونه ی متفاوت از سینمای علمی تخیلی را آفرید.
فرزندان انسان را بسیاری ستودند. برخی تکنیک های فیلم برداری بی نظیر و نوظهور امانوئل لوبزکی را تحسین کردند و عده ای داستانی که فیلم روایت می کرد را مورد توجه قرار دادند و به فضای وهم آلودی که آفریده پرداخته اند. به حق هر دوی این ها نقاط قوت فیلم است. و در کنار بازی خوب کلایو اون و صحنه پردازی های بی نقص فیلم تکمیل می شود. یک علمی تخیلی کم خرج اما تاثیر گذار با روایتی عمیق و فلسفی ، بدون لیزر و سفینه فضایی و آدم های یک چشم. شاید پر خرج ترین اتفاق فیلم ساخت وسیله ای جدید برای فیلم برداری در فضای بسته ماشین باشد.وسیله ای که کوآرون و امانوئل لوبزکی با هم طراحی کردند تا صحنه های درون ماشین را با چرخش 360 درجه دوربین بگیرند ، ایده ای که حتی آن را به نام خود ثبت نیز کرده اند. فیلم را چه از زاویه تکنیک های سینمایی نگاه کنیم چه از نگاه روایت و داستان قابل تامل است. اما آن چه بیش از همه تامل برانگیز است نحوه روایت سینمایی است که برای آن چنین انرژی عظیمی صرف کرده اند و بیش از آن تطابق آن با مفهوم داستان است.
فیلم ماجرای جهان را در 2027 روایت می کند . تاریخی که خیلی هم دور نیست. فیلم با اعلام خبر فوت جوان ترین انسان از تلویزیون آغاز می شود. اما این جوان ترین نوزادی یک روزه نیست جوانی 18 ساله است. مردم دنیا 18 سال است که صدای گریه کودکی را نشینده اند. فضای مه گرفته لندن در افسردگی شدید ودر دنیایی که تمام ساختار های تمدن بشری در آن از دست رفته و تنها بریتانیا ست که بر پا های خویش ایستاده. بریتانیایی که در کوچه ها و خیابان های آن هر روز صد ها مهاجر غیر قانونی که از بل بشوی دنیای بیرون به آن جا پناه آورده اند را مانند حیوانات دسگیر می کنند تا پا بر جا بمانند. فیلم ماجرای تلاش و درگیری انسان ها برای اخرین امید بقای نسل بشر است. دنیایی که از بنیادگرایی و سرمایه داری نابود شده. اما نه با جنگ که با رخت بر بستن بزرگترین نعمت امید الهی یعنی نسل های آینده!
در این فضای داستان کوآرون دوربین را روی شانه های امانوئل لوبزکی می گذارد. و او را رها می کند تا هر چه باید را ببیند. کوآرون به جای تنظیم کادر دوربین دنیای که می خواهد را جلوی دوربین می سازد و آن را شکل می دهد. دوربین را کات نمی دهد تا زاویه ای مناسب بیابد و صحنه ای مطلوب بچیند. فضای مطلوبش را می سازد و دوربین را آزاد می گذارد تا در آن بچرخد. سکانس پلان های بلند این فیلم آن قدر تمرین شده و تنظیم شده و هنرمندانه است که آدم را به این باور می رساند که یک مستند جنگی می بیند . کوآرون کارگردانی نیست که قواعدکلاسیک سینما را نشناسد. کارهای خوب او گواه این است که او ابزار را به خوبی می شناسد و همین تسلط بر ابزار است که او را توانا ساخته تا طوری دیگر از ان بهره جوید و آن را پیشرفت دهد. ابداع جدید او در طراحی وسیله ای که با آن می توان دوربین را 360 درجه و در مدت طولانی در ون ماشین گرداند بدون محدود کردن کار بازیگران و فیلمبردار بدون مقایسه من را به یاد ابداعات استاد سینما استنلی کوبریک می اندازد. مردی که تکنیک های سینما از توقعات او از کارهایش عقب بود و این او بود که روش های جدید را پیدا می کرد. کوآرون هم وسیله ای ساخته تا بتواند یک سکانس پلان 6 دقیقه ای را در درون ماشین بگیرد. و به حق این کار او نه یک فخر فروشی تکنیکی و نه یک بازی غیرحرفه ای با تکنیک سینماست. محال است بشود آن 6 دقیقه را به روش دیگری گرفت و به فضایی که کوآرون ساخته رسید. دوربین آزاد می گردد ، بازیگران با هم در ماشین حرف می زنند. و دوربین هنوز بازی ها را دنبال می کند. یک نفر بر می گردد و با پشت سری ها شوخی می کند. دوربین هنوز آزاد می گردد . به ماشین حمله می کنند. یک نفر زخمی می شود. بقیه سعی می کنند کمکش کنند و دوربین هنوز آزاد می گردد. فرار می کنند و به پلیس بر می خورند. مجبور می شوند توقف کنند. حالا دوربین بعد از 6 دقیقه استراحت می کند و کات می خورد. واقعا باید فیلم را ببینید تا بفهمید چه قدر ظریف این بازی بین راحتی و آزادی دوربین و ره حوادث از مقابل آن انجام می شود. این درباره چند سکانس پلان دیگر فیلم هم که یک 6 دقیقه ای دیگر هم در میان آن هاست صادق است. با این تفاوت که این یکی از ابتدا در میدان جنگ شروع می شود و دوربین یک ناظر آزاد است که کلایو اون را دنبال می کند . هماهنگی صحنه و ترتیب بازیگران در این صحنه ها عالی است. این پرداخت عالی کاملا این حس را القا می کند که شاهد یک مستند شجاعانه هستید.
هماهنگی مثال زدنی تکنیک و مفهوم فضای پرتنش و محو و مه آلودی که کوآرون خلق کرده بسیار قوام یافت و جا افتاده از کار درآمده. فرزندان انسان فیلمی است که از عهده ساختن فضا های مورد نیازش به خوبی برآمده و از سوی دیگر از آن ها به خوبی استفاده کرده تا داستان خود را روایت کند. این علمی تخیلی متفاوت فیلم شایسته ای در کارنامه روشن کوآرون به حساب می آید.