خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
16 مهر 1386

جوزف فرانسیس کیتن در 1895 در کانزاس امریکا متولد شد. پدر و مادرش نمایشگرهای دوره‌گرد بودند و او از همان کودکی بر صحنه حضور یافت. زمانی که کیتن شش ماهه بود از یک حادثه سقوط از روی صندلی به طرز عجیبی جان سالم به در برد و به همین دلیل هودینی (شعبده‌باز و نمایشگر معروف) نام باستر (به معنای شگفت‌انگیز و عجیب) را بر او گذاشت. وقتی شش ساله شد به یک آکروبات باز ماهر و توانا تبدیل شده بود که در عین حال قریحه کمدی و طنز و موقعیت سنجی و شوخی را نیز با خود همراه داشت. در اوایل 1917 گروه نمایشی خانوادگی‌اشان به دلیل اعتیاد پدر باستر به الکل از هم پاشید و همان زمان به باستر پیشنهاد شد تا در نمایشهایی که در نیویورک اجرا می‌شد به ایفای نقش بپردازد، اما باستر سینما را ترجیح می‌داد. ابتدا در یک رشته کمدی‌های کوتاه مدت به کارگردانی روسکو فتی آرباکل بازیگر نقش دوم شد. بسیاری از این فیلمها که در حد فاصل 1917 تا 1919 ساخته شد مفقود شده و تعدادی دیگر با نامهای فرعی کمتر شناخته شده‌ باقی مانده‌اند. فعالیت کیتن هنگام ساخته شدن این آثار با آغاز خدمت نظام او در فرانسه در آخرین روزهای جنگ جهانی اول قطع شد ولی در اواخر سال 1919 جوزف ام شنک (تهیه کننده فیلمهای آرباکل-کیتن) یک شرکت تهیه فیلمهای کمدی با بازیگری باستر کیتن تاسیس کرد. به همین منظور استودیوی قدیمی چارلی چاپلین خریداری و استودیوی باستر کیتن نامیده شد. نخستین فیلم این گروه در 1920 پخش شد و در همان سال نخستین فیلم بلند او با بازی کیتون در نقش اصلی به نام کودن به نمایش درآمد. هر چند که این فیلم با اقبال توام تماشاگران و منتقدین روبرو شد اما کمتر از آثار کوتاهش سرگرم کننده و واجد ویژگی های حضوری کیتن بود. نخستین اثر مهم کیتن با عنوان یک هفته نیز در همان سال ساخته شد که این بار کیتن علاوه بر بازی با نویسنده و کارگردانش نیز همکاری داشت. در اواسط 1921 شرکت شنک به شرکت تولید فیلم باستر کیتن تغییر نام داد و کیتن نیز با ناتالی تالماج که دخترخوانده جوزف شنک بود ازدواج کرد و این دو در سه فیلم با هم همبازی بودند. در همین سال یک شکستگی قوزک پا او را برای مدتی خانه نشین کرد و تولید فیلم خانه برقی را به تعویق انداخت اما کمی بعد کیتن فیلم موفق تماشاخانه را ساخت که در آن یک متخصص جلوه‌های ویژه به نام فرد گابوری با او همکاری می‌کرد. گابوری در فیلم بعدی باستر کیتن به نام قایق که یک کمدی کوتاه مدت بود نیز با او همکاری کرد و این فیلم موفقیت دیگری را برای هر دوی آنها رغم زد. آخرین کمدی کوتاه مدت و موفق باستر کیتن پلیسها نام دارد که در سال 1922 ساخته شد و سایر فیلمهای کوتاهی که او پس از این فیلم ساخت فاقد تازگی و ظرافت فیلمهای اولیه او بودند. در این دوره شخصیت و سبک سینمایی کیتن کاملا تثبیت شده بود و هم پایه چاپلین که ولگرد کوچک نامیده می‌شد او نیز صورت سنگی نام گرفت. در 1923 به اتفاق جوزف شنک تصمیم گرفتن که به تولید فیلمهای بلند مدت روی آورند و نخستین محصولشان با نام سه دوره هجویه‌ای بر فیلم مشهور گریفیث به نام تعصب (1916) بود. نخستین شاهکار بلند مدت او مهمان نوازی ما در 1923 ساخته شد و از این به بعد است که به تدریج ذوق و استعداد او به عنوان کارگردانی متبحر آشکار می‌شود و در فیلمهای بعدیش نمود پیدا می‌کند. بهترین فیلمهای او در همین سالها ساخته می‌شوند، شرلوک جونیور‌(1924)، هفت شانس (1925)، به غرب برو (1925) و بتلینگ باتلر (1926) که در همه آنها کارگردانی را نیز خودش به عهده داشت. کیتن در 1927 ژنرال را می‌سازد که به اعتقاد اکثر منتقدین بهترین فیلم اوست. این فیلم در رده بندی بهترین فیلمهای صامت تاریخ سینما در رده اول قرار دارد و همیشه در لیستهای صد فیلم برتر تاریخ سینما و در انتخابهای مختلف دارای جایگاهی ثابت است. در همین دوران او استودیوی خود را رها می‌کند و قراردادی برای بازی و ساخت فیلم با کمپانی مترو گلدن مه‌یر امضا می‌کند و با این اشتباه فرصت کنترل کامل هنری بر آثارش را از دست می‌دهد. هر چند که دو فیلم نخست او برای این کمپانی یعنی فیلمبردار محصول 1928 و ازدواج از سر لج محصول 1929 از نمونه‌های برجسته هنر کمدی سازنده‌اش هستند اما پس از این، شرایط حرفه‌ای او رو به افول گذاشت و جدایی او از همسرش در 1932 نیز این شرایط را تشدید کرد. پس از این به دلیل فشار ناشی از احساس شکست و واخوردگی به الکل روی آورد و هر چند که گاه در فیلمهای کوتاه و بلند اروپایی و امریکایی ظاهر می‌شد اما خیلی زود به ورطه فراموشی و انزوا افتاد. در 1937 پس از یک دوره معالجه روحی روانی به کار سینما بازگشت و به حرفه‌هایی مانند نویسندگی شوخی، بازیگری و دستیاری کارگردان مشغول شد و البته چند فیلم نیز ساخت که خود در آنها حضور نیافت. در 1947 در سیرکی معروف در پاریس حضوری ناموفق داشت. بیشتر فیلم‌های بلند مدتی که او در این سالها در آنها بازی کرده آثار کم ارزشی بودند که او نقش کوچکی در آنها بازی کرده است که شاید مهمترین فیلم در بین آنها شاهکار بیلی وایلدر یعنی سانست بلوار (1950) باشد که او در این فیلم در یک سکانس به نقش خودش ظاهر شده است. او همچنین در فصلی از فیلم لایم لایت (1952) به کارگردانی چارلی چاپلین نیز حضور دارد و نیز شرح حالش را در 1960 در کتابی به نام دنیای شگفت انگیز اسلپ استیک من منتشر کرده است. یکی از آخرین آثار که او در آن بازی کرده است فیلمی است به نام فیلم (1965) که ساموئل بکت نمایشنامه‌نویس معروف آن را ساخته است. چند ماه بعد کیتن در اول فوریه 1966 بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
برای او در انجمن‌ها و جشنواره‌های متعدد چه در اواخر حیات و چه پس از مرگش بزرگداشت‌های بسیاری برگذار شد اما نکته جالب اینکه خود او همیشه از اینکه از سوی منتقدین جوان به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینمای صامت جایگاه بالایی داشت بسیار متحیر بود.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: