هانری لانگلوا، پدر تمامی آرشیویستهای فیلم و خالق اولین سینماتک تاریخ سینما، در 13 نوامبر 1914 در ازمیر ترکیه متولد شد. شروع آرشیو او، با تعداد کمی فیلم و با هزینه شخصی خود بود. او ابتدا یک کلوب فیلم برای تماشا و بحث درباره فیلمهای کلاسیک برای طرفداران جدی سینمای کلاسیک براه انداخت، در حالی که تنها ده فیلم در آرشیو خود داشت. او همین مسیر را ادامه داد و در 1936 او به همراه ژرژ فرانژو و ژان میتری تصمیم گرفتند تا آرشیو فیلمشان که آن را سینماتک مینامیدند را گسترش دهند، نتیجه این تصمیم این شد که آنها تا اوایل دهه هفتاد تعداد فیلمهایشان را به بیش از شصت هزار فیلم رساندند که گاه برخی از فیلمهای موجود در این آرشیو تنها نسخه موجود از آن فیلم بود. با گذشت مدتی از شروع کار دولت فرانسه نیز با حمایت مالی خود به آنها کمک میکرد. لانگلوا تنها یک آرشیویست نبود، او با نگهداری، ترمیم و نمایش بسیاری از فیلمها آنها را از خطر نابودی نجات داد و حتی در خلال جنگ جهانی دوم مانع نابودی بسیاری از فیلمها به دست نازیها شد. او از جمله کسانی بود که شدیدترین تاثیر را بر کارگردانان موسوم به «موج نو» که در حدود سالهای 1960 بروز کرده بودند گذاشت. سینماتک او خاستگاه جوانان عاشق سینمایی شد که مهمترین فعالیت و در عین حال تفریحشان دیدن فیلم و بحث کردن راجع به آن بود، از جمله فرانسوا تروفو، ژان لوک گدار، ژاک ریوت، کلود شابرول و دیگرانی که اصطلاحا به آنها فرزندان سینماتک میگفتند. کسانی که پایه گذار مشهورترین نشریه سینمایی دنیا یعنی «کایه دو سینما» شدند که مباحث مهم و ماندگاری چون «تئوری مولف» را مطرح کرد و در ادامه با ورودشان به عرصه فیلمسازی تحول بزرگی نیز در تاریخ سینما به وجود آوردند.
در 1968 آندره مالرو وزیر وقت فرهنگ فرانسه با متوقف کردن کمکهای مالی دولت فرانسه به سینماتک سعی کرد لانگلوا را به خاطر چیزی که آن را «تکبر و قوانین به شدت سختگیرانه» او مینامید اخراج کند که این امر با اعتراضات بسیار زیادی مواجه شد. در داخل فرانسه تظاهراتهای موسوم به می 1968 به راه افتاد و هزاران عشاق جوان سینما و حتی خود پایهگذاران کایه دو سینما و نیز کسانی مثل ژان پیر لئو و ژان پل بلموندو که با بازی در فیلمهای کارگردانان موج نو به شهرت رسیده بودند در این تظاهراتها شرکت کردند. محل انجام این تجمعها هم بیشتر جلوی سینماتک بود. از طرفی این مسائل جشنواره کن آن سال را نیز تحت تاثیر قرار داد و باعث تعطیلی جشنواره در آن سال شد. در خارج از فرانسه نیز کارگردانان سرشناس امریکایی و اروپایی طی نامهای به دولت فرانسه اعلام کردند که با ادامه یافتن این روند آنها دیگر اجازه نخواهند داد که کپی کارهایشان به سینماتک فرانسه ارسال شود. حجم بالای این اعتراضات باعث شد تا مالرو از تصمیمش عقب نشینی کند و لانگلوا را دوباره به پست خود برگرداند.
لانگلوا آرزو داشت فیلمی با همراهی مارک شاگال (نقاش) بسازد. شاگال ایده به تصویر کشیدن زندگیاش به وسیله نقاشی را مطرح کرد و بدین ترتیب فیلمبرداری در 1952 آغاز شد. در 1954 او از یوری اونز خواست تا تدوین تصاویری را که تا به حال فیلمبرداری شدهاند را بر عهده بگیرد. در 1958، وقتی اونز با همکاری دستیارش تینتو براس بیشتر قسمتهای فیلم را تدوین کرده بودند و لانگلوا نیز بالاخره فیلمبرداری را به پایان برده بود، فیلمها ناگهان گم شدند و هرگز پیدا نشدند.
در مورد او یک مستند در سال 1970 ساخته شد که مصاحبههایی بود با اینگرید برگمان، لیلین گیش، فرانسوا تروفو، کاترین دونو، و ژان مورو و تعدادی دیگر از مشاهیر سینما. همچنین در 1974 یک اسکار افتخاری به پاس «از خود گذشتگی و تلاش خستگی ناپذیر او در راه هنر سینما، و همچنین سهم عظیم او در حرکت سینما رو به جلو با حفظ وفادرانه گذشته تاریخی و پیشگیری از انحراف آن برای آیندگان» به او اهدا شد. او در سیزدهم ژانویه 1977 در اثر یک حمله قلبی درگذشت و در پاریس به خاک سپرده شد. در حالی که مدتی زیادی از اینکه شخصا تدارک تشکیل شعبه دوم سینماتک فرانسه در امریکا را دیده بود نمیگذشت. در سال 2004 کارگردانی به نام ژاک ریچارد مستند دیگر با نام «هنری لانگلوا: شبح سینماتک» ساخت که در آن با تعدادی از دوستان و همکاران لانگلوا و همچنین شابرول و گدار و تنی چند از سینماگران قدیمی فرانسه گفتگو کرده بود.
جمله مشهوری از او نقل میشود که گفته است: «فیلمها مانند قالیهای ایرانی هستند، برای نگهداشتن آنها در بهترین وضعیتشان باید از آنها استفاده کنید. قبل از اینکه شما بتوانید یک فیلم قدیمی را نشان بدهید، آن فیلم باید وجود داشته باشد. پس باید نگهداری شده باشد. و اولین قدم صحیح برای نگهداری از آنها جمعآوری آنهاست. یعنی جلوگیری از دور انداختن آنها توسط دیگران. سینما یک وسیله است به سوی کشف دانشی در آداب سَنت توماس قدیس: لمس از نزدیک. در مورد عشق هر چه میتوانید بخوانید، اما اگر عاشق نشوید، هر فکری که در مورد عشق میکنید کاملا غلط است»