خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
30 آبان 1386

هانری ژرژ کلوزو در 20 نوامبر 1907 در نیورت فرانسه متولد شد. در اوایل جوانی ابتدا به عنوان متخصص در نیروی دریایی فرانسه مشغول به کار شد اما در آنجا به خاطر مریضی جسمی و نیز دید ضعیفش چندان دوام نیاورد. سپس به تحصیل علوم سیاسی به قصد ورود به عرصه سیاست روی آورد و بعد از فراغت از تحصیل نیز مدتی در خدمت جناح راست بود. او نوشتن را از اواخر دهه بیست و با روزنامه‌نگاری شروع کرد و در عین حال مدتی نیز برای یک کمپانی دوبله فیلم در برلین کار می کرد و همین امر باعث شد تا از نزدیک با سینمای آلمان آشنا شود. پس از بازگشت به فرانسه از اوایل دهه سی شروع به نوشتن فیلمنامه و نمایشنامه کرد. در همین سالها نمایشنامه‌های زیادی نوشت و در کنار دستیاری کارگردانانی چون آناتول لیتواک و کارل هارتل خود نیز فیلم کوتاهی را در 1931 ساخت. در 1933 اولین فیلم بلندش با عنوان «هوس شاهزاده» را ساخت ولی ضعف جسمانی و بیماری او را مجبور کرد چند سالی از سینما کناره‌گیری کند و به همین دلیل بیش از چهار سال فیلم نساخت. در 1938 با فیلمنامه نویسی دوباره به عرصه سینما بازگشت و فیلم بعدی‌اش را در 1942 با عنوان «قاتل در شماره بیست و یک زندگی می‌کند» ساخت که فیلمی پیچیده راجع به یک قاتل سریالی و کارآگاهی است که او را تعقیب می‌کند. او این فیلم را در بخشی از فرانسه ساخت که تحت اشغال نازیها و زیر نظر جوزف گوبلز اداره می‌شد. گوبلز کمپانی‌های فیلمسازی را وادار می‌کرد فیلم‌هایی جذاب بسازند تا بتواند آنها را جایگزین فیلمهای هالیوودی بکند که در زمان اشغال نمایش آنها ممنوع بود .
 کلوزو فیلم بعدی‌اش «کلاغ» را در 1943 ساخت که این فیلم نیز فضایی سیاه با داستانی پیچیده دارد راجع به جامعه‌ای که تلخی‌ها و مشکلات اجتماعی آن را فرا گرفته تا اینکه یک نفر تصمیم می‌گیرد آنها را برملا کند و همین امر باعث آشوب در شهر می‌شود. سپس در 1947 «مقر پلیس پاریس» را ساخت که یک تریلر دیگر بود این بار راجع به قتل رئیس یک کمپانی فیلمسازی توسط قاتلی ناشناس. سپس در 1949 «مانون» را ساخت که برای آن برنده شیر طلایی ونیز شد و در همان سال فیلم دیگری به نام «بازگشت به زندگی» ساخت و فیلم بعدی‌اش «میکت» را در 1950 کارگردانی کرد. پس از ناتمام گذاشتن یک فیلم دیگر در همان سال در 1953 «مزد ترس» را ساخت که راجع به سفر چهار نفر برای رساندن دو کامیون حاوی نیتروگلیسیرین به یک چاه نفت آتش گرفته است که در این راه آنها مجبورند از جاده‌ای پر خطر و از موانع بسیار عبور کنند. فیلمی با تعلیق بسیار بالا درباره تلاش انسان برای مقابله با تقدیر. در این فیلم برای اولین بار ورا کلوزو (همسر هانری ژرژ کلوزو) نقشی را بر عهده گرفت و نیز فیلم برنده جایزه خرس طلایی جشنوار برلین شد. سپس در 1955 «شیطان صفتان» را ساخت. داستان یک مدیر مدرسه که تحت آزارهای شوهرش به پیشنهاد دوستش تصمیم می‌گیرد او را بکشد و پس از قتل با مفقود شدن جسد هر روز شواهدی مبنی بر زنده بودن مرد بدست می‌آید. در نهایت با مواجهه ناگهانی زن با شوهرش و مرگ زن از شدت ترس مشخص می‌شود که همه چیز نقشه‌ای بین دوست زن و مرد بوده است. فیلمی باز هم تلخ و سیاه راجع به خیانت و دروغ و البته با فیلمنامه‌ای بسیار خوب و دقیق و پر پیچ و خم که باز شدن تمام معماهایش را به پایان میخکوب کننده‌اش موکول می‌کند، ترفندی که کاملا با موفقیت همراه است. تصاویر فیلم عمدتا تیره و تار هستند. بخصوص در سکانس پایانی تمام تلاش کارگردان در انتقال ترس و توهم با استفاده از سایه‌های بلند و صداهای نامفهوم در نوع خود یکی از بهترین نمونه‌ها در تاریخ سینماست و البته دومین همکاری ورا کلوزو (به نقش مدیر مدرسه) و هانری ژرژ کلوزو در این فیلم رقم می‌خورد. این فیلم و فیلم قبلی‌ کلوزو درامریکا نیز به نمایش درآمدند و در نقدها جزو بهترین تریلرهای آن دهه شناخته شدند. شیطان صفتان به نوعی پیش دستی بر سرگیجه ساخته آلفرد هیچکاک بود و بعدها تعداد زیادی فیلم و سریال از آن تاثیر گرفتند. با ساخت این فیلم بود که کلوزو کاملا به عنوان یک کارگردان که در فیلم‌هایش مایه‌های تلخ داستانی و انسان‌های بیمارگونه و روان‌پریش حضور دائم دارند شناخته شد. همچنین به وضوح می‌شد در فیلمهای کلوزو نوعی بدبینی نسبت به دستگاه‌های حکومتی را یافت از این جهت که در بیشتر فیلم‌های او ارگان‌های دولتی و امنیتی نمی‌توانستند کمک چندانی به امنیت و آرامش مردم عادی بکنند. از دیگر ویژگی‌های او این بود که به مرور روش فیلمسازی‌اش سمت و سویی شخصی‌تر یافت و به عنوان مثال او هر بار تعداد برداشت‌ها را آنقدر تکرار می‌ کرد تا به برداشت مورد نظر خود برسد. و این کار را با توجه با آنکه عموما فیلمنامه‌ها را هم خودش می‌نوشت با تسلطی دو چندان انجام می‌داد.
یک سال بعد او مستند «راز پیکاسو» را ساخت که راجع به شیوه کار و نحوه خلق بعضی آثار پیکاسو بود و سال بعد از آن «جاسوس‌ها» را ساخت که یک کمدی کنایی شلوغ و پر شخصیت (به سبک فیلم‌هایی که بعدها رابرت آلتمن متخصص ساخت آنها شد) راجع به جنگ سرد بود. این فیلم آخرین همکاری او و همسرش سه سال قبل از مرگ او بود. در 1960 کلوزو «حقیقت» را ساخت که داستان زندگی مصیبت بار یک دختر است که پس از یک دوره زندگی بی بندوبار نزد عشق سابقش بر می‌گردد و وقتی از طرف او پس زده می‌شود او را به قتل می‌رساند و وقتی در نهایت دختر در دادگاه پیروز نمی‌شود اقدام به خودکشی می‌کند. این فیلم نیز لحن تلخ کلوزو را با خود دارد و سیاه اندیشی کلوزو بر آن سایه انداخته است. از نکات جالب فیلم هم می‌توان به استفاده کلوزو از آثار بتهوون و ایگور استراوینسکی به عنوان موسیقی فیلم نام برد.
در این سالها بود که ضعف جسمانی او دوباره بروز کرد و مانع فعالیت جدی او در سینما شد و او مجبور شد پروژه بعدی اش با نام «دوزخ» را در 1964 کنار بگذارد. سپس در 1967 مستندی با نام «جوزپ وردی: رکوئیم» را ساخت و آخرین فیلمش را در 1968 با عنوان «زندان زنان» با اقتباسی از مارسل پروست ساخت.
او در 12 ژانویه 1977 در پاریس درگذشت. در همان سالی که ویلیام فریدکین «مزد ترس» را بازسازی کرده بود. کلوزو در سالهای پس از مرگش تا حدودی از یادها رفت تا اینکه پس از گذشت حدود یک دهه ارزش فیلم‌هایش با بازبینی مجدد مشخص شدند و حتی دولت فرانسه «راز پیکاسو» را یک گنجینه ملی اعلام کرد. همچنین در سال 1990 «شیطان صفتان» با بازی شارون استون در هالیوود بازسازی شد.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: