عنوان فیلم شاید یکی از دقیق ترین انتخاب هایی باشد که در چند سال گذشته در سینمای ایران صورت گرفته است . " به همین سادگی" . و به همین سادگی یک زندگی را روایت می کند. زندگی که آن قدر ساده و بی سر و صدا در اطراف ما جریان دارد که گاه آن را نمی بینیم و از کنارش رد می شویم و با خود فکر می کنیم . خوب همه چیز درست سر جای خودش است. حتی شک هم نمی کنیم که یک نفر در کنارمان بی صدا می شکند. میر کریمی شاید فقط فوکوس عدسی دوربین را کمی جا به جا کرده تا ما آن چه هست و می گذرد را به تر ببینیم.
ساختن فیلمی این چنین دشوار و با ساختاری متفاوت با کار های گذشته ی میرکریمی شاید ریسکی بود که بسیاری از کارگردانان سینمای ایران آن را نمی پذیرفتند. آن هم بعد از موفقیت چشم گیری که میرکریمی با " خیلی دور ، خیلی نزدیک" به آن رسید. فیلم یک داستان یک خطی بدون فراز و نشیب آن چنانی است. اما آن قدر هنر مندانه روایت شده و آن قدر پرداخت های به جا روی آن صورت گرفته که بیننده بی شک از دیدن آن لذت خواهد برد. و اصلا تمام ارزش و اهمیت فیلم به همین سادگی ایده ی اولیه فیلم است و هنر کارگردان،که نویسنده اثر نیز هست، در به تصویر کشیدن همین ایده ی ساده با تمام جزییات قابل شرح آن است. میر کریمی می کوشد در "به همین سادگی " به ما نشان بدهد آن چه به همین سادگی از کنار آن رد می شویم چه قدر عمیق و گاه ناراحت کننده است.
اصلا بگذارید این امانت داری و عدم افشای داستان فیلم را کنار بگذارم و راحت تر بگویم. داستان روایت زندگی یک روز یک زن خانه دار ایرانی است. یک روز عادی با این تفاوت کوچک که او قصد دارد در انتهای روز همسر و بچه هایش را ترک کند. داستان همان طور که گزارش لحظه به لحظه ی یک روز تکراری زن را می دهد با نگاهی حساس و به دور از شعار زدگی بیننده را با عوامل و اتفاقاتی کهزنان امروز ما را به این ورطه می کشد به بازی می پردازد. فیلم علاوه بر روایت خطی یک روز زنانه پی رنگ هایی دارد که نیمی از بار انتقال معنا را به دوش می کشد.
میرکریمی یک دو جین زن نمونه ای را آن گونه که در حقیقت جامعه حضور دارند به تصویر می کشد. و آن ها را طوری لا به لای داستان می چیند که روایت اصلی را پر رنگ تر و قابل درک تر می کنند. شخصیت پردازی های کوتاه اما تاثیر گذار این زن ها از شناختی است که میر کریمی از جامعه زنان پیدا کرده . فیلم به گونه ای ببینده را متعجب این می کند که یک فیلم ساز مرد چگونه این قدر باور پذیر و هنرمندانه فضایی این چنین زنانه را می سازد. فضایی که پرداخت ها پی رنگ ها پرسوناژ ها و حتی دیالوگ های شدیدا زنانه آن را عمیقا باور پذیر کرده است. این نتیجه ی دیدنی حاصل فرآیندی است که میرکریمی در نگارش فیلم پیش گرفته است. وسواس شدید او در نگارش فیلم نامه و مشورت های فراوانی که قبل از نگارش آن انجام داده است.او علاوه بر مشورت با اصحاب سینما به سراغ نویسندگان زن هم می رود و داستان اولیه فیلم نامه به ان ها می دهد و از آن ها می خواهد هر کدام بیست صفحه درباره شخصیت اصلی فیلم بنویسند. خیلی دور از ذهن نیست که این فضای جا افتاده و باور پذیر زنانه را تاثیر این مشورت های هوشمندانه میر کریمی بدانیم. میر کریمی نشان داده که بر خلاف بسیاری کارگردانان صاحب نام سینمای ایران که گاه خود را مولف نیز می دانند با دو عنصر مهم در روند تولید و ساخت فیلم آشتی است. او فیلم نامه و ابعاد ان را درست می شناسد و تاثیر آن بر پیکره فیلم را به خوبی درک می کند. و از سوی دیگر حتی با وجود دو موفقیت پیاپی با "زیر نور ماه" و "خیلی دور ، خیلی نزدیک" میرکریمی خود را از مشورت با اهل فن بی نیاز نمی بیند. مشورت های فراوان او در مراحل مختلف نگارش فیلم نامه و نوع برخورد با این مقوله فیلم او را به حاصل یک تجربه و شعور جمعی بدل کرده است. فیلم از نظر فیلم نامه و نگارش بی عیب نیست اما نقاط قوت آن به قدری پر رنگ و تاثیر گذار است که ندیدن آن نقطه ضعف ها به انصاف نزدیک تر است.
فیلم جدا از آن چه یاد شد بی شک وام دار بازی دیدنی " هنگامه قاضیانی" است. قاضیانی که اصالتا بازی گر تاتر است یک بازی سینمایی هنرمندانه را به نمایش می گذارد. داستان فیلم که تماما حول و حوش شخصیت طاهره (قاضیانی) است در بسیاری از سکانس ها بیش از این که با عوامل روایی و داستانی روایت شود در پس حس عمیق چهره ی قاضیانی نمایش داده می شود.
فیلم با همه این توصیفات خالی از اشکال هم نبود. روایت ÷س از ورود همسر طاهره به خانه رنگ عوض می کند و کمی غلیظ تر و شعار زده می شود. تا ان جا که زندگی طاهره با بچه ها می گذرد و درگیر هم سایه هاست غربت زنانه ی او آرام و بدون هیجان اضافه و وارد کردن شوک های ناگهانی در ذهن مخاطب ته نشین می شود. اما با حضور همسر طاهره که از قراری مقصر بزرگ داستان است. این آش آن قدر هم می خورد و ان قدر این تقصیر و اعمال مقصر آن در چند دقیقه کوتاه به چشم می آید که اگر فیلم زود تمام نمی شد بیننده را زده می کرد.
با این همه " به همین سادگی" فیلمی است که ارزش دیدن دارد. حتی اگر قرار باشد به خاطرش در سرما توی صف های دراز جشنواره منتظر بمانی. فیلم را حتما در کنار همسرانتان ببینید. به تر است.