هامون و دریا آخرین ساخته ی ابراهیم فروزش است. فروزش یکی از سر شناس ترین کارگردانان کانونی(کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) است. فیلم کلید او یکی از به یاد ماندنی فیلم های از این دست است که به تهیه کنندگی کانون پرورش فکری ساخته شده. فروزش بعد از این با چند تجربه ی متفاوت باز به ساخت یک فیلم کانونی بر می گردد. و به نوعی به سراغ سینمای کودک و نوجوان می رود. اما آیا "هامون و دریا" فیلمی است که مخاطب آن کودکان و نوجوانان باشند؟
این مشکلی است که چند سالی است در سینمای کودک و نوجوان ما و به خصوص در فیلم های کانونی حس می شود. شاید به یاد بیاورد زمانی را که کودکان و نوجوانان برای خود گروه سالن های سینما داشتند. فیلم های آن ها در سالن های خاص آن ها اکران می شد و در سال آن قدر فیلم کودک و نوجوان ساخته می شد که صاحبان سالن ها نگران خالی ماندن پرده ی سینمای شان به جرم متعلق4 بودن به کودکان و نوجوانان نباشند. سینمایی که مخاطب خود و روش خاص خود را پیدا کرده بود، تا جایی که یکی از برنامه های ثابت اردویی بسیاری از مدارس تهران رفتن به این سینما ها بود. خوش بختانه کودکی ما را سرشار از شادی می کرد. هنوز بعد از 15 سال نمی توان لذت ول گشتن در لابی سینما بلوار را فراموش کنم. لابی ای که برای کودکان طراحی شده بود با انواع بازی ها و رنگ بندی های کودکانه. اما حالا تنها فیلم هایی که می توان کودکان را در دیدن آن ها سهیم کرد هجو های ابلهانه ای است که به نام سینمای کمدی در سینمای بدنه و تجاری ساخته می شود و آن قدر شوخی های رکیک و گاه بازی های جنسی در آن فراوان می شود که کارکرد معکوس پیدا می کند . در این میان تنها چشم امید به کانون پرورش فکری بود. نهادی که قبل از انقلاب و در سال های اولیه بعد از انقلاب یکی از تاثیر گذار ترین نهاد ها در تربیت هنرمندان نوجوان بوده . نهادی که در آن سال ها به ترین محصولات ارایه شده برای کودکان به زعامت آن فراهم می شدند. از کتاب و بازی فکری بگیرید تا انیمیشن و نمایش و فیلم. اما این سال ها کانون هم از نفس افتاده است. نتیجه تمام تلاش هایی در این نهاد می شود یک فیلم بلند در سال که در نهایت به دلیل تمام مشکلات یاده شده اکران نمی شود. اما مشکل اساسی این جاست که این فیلم ها هم به درد کودک و نوجوان ما نمی خورد.
دو تجربه اخیر کانون پرورش فکری "کلید ساز" و "هامون و دریا"کلید ساز را سال گذشته در جشنواره دیدم و گویا اصلا اکران هم نشد و اگر شد آن قدر کم و جمع و جور اکران شد که به چشم نیامد. فیلم مالغمه ای بود از تما چیز هایی که یک کودک باید از آن ها به دور نگه داشته شود. تنبیه بدنی. کتک کاری پدر. پاسگاه و آخر هم پسر بچه پدرش را زندانی می کند. از این بدتر چیزی را سراغ دارید برای کودک و نوجوان. آن هم فیلمی با کیفیت ساخت پایین و بازی دو نا بازی گر لهجه دار.هامون دریا هم پر است از مشکلات این چنینی.
فیلم به لحاظ منطقه ی جغرافیایی در کویر می گذرد. فضایی سخت و خشن که به واسطه ی نگاه فیلم به فرهنگ خاص آن منطقه بیشتر هم بر این خشونت تاکید شده. فیلم پر است نعره های استریو 5 بانده ی شتر های عظیم الجثه. کمی سعی کنید به کودکی تان بر گردید و تصور کنید دندان های یک شتر را در کادر بسته در حال حرکت عمدی و افقی ببینید و صدای نعره شتر را هم با کیفیت پخش صدای درب و داغان سینما های ایران بیندازید رویش. یقینا از ترس زهره ترک می شدید. یا حتی اگر خیلی شجاع بودید فکر می کردید که این پلان معرفی شخصیت اهریمنی و بدمن فیلم است. هیچ کودک یا نوجوانی را سراغ ندارم که با دیدن پلان های نعره شتر در "هامون و دریا" مولفه های جغرافیایی فرهنگی فیلم را در یابد کاری که فروزش سعی داشت بکند. از این که بگذریم فیلم پرذ از صحنه های خشونت به دو سبک تارانتینویی و کراننبرگی است. سکانس سنگ باران هامون در حال تار زدن شاید من بیست و چند ساله را هم آزار داد چه برسد به مخاطبی که برای فیلم در نظر گرفته شده است. بماند که در طول فیلم دریای چند سری مفصل از برادرش کتک می خورد که ما مستقیم یا غیر مستقیم با آن مواجه می شویم. و بماند که فیلم حول محور مفاهیمی مانند عشق نوجوانی و غیرت کور و اختلاف طبقاتی و عوای دارا و ندار و مثلث های عشقی و ... می چرخد که هرکدام از لحاظ تربیتی برای کودک و نوجوان ما منطقه ممنوعه به حساب می آید چه برسد در مجموعه ای این چنینی!
گویا این یک سنت شده است در کانون و چه سنت زشتی هم هست. که با چند نابازیگر خردسال یا نوجوان و با اتکا به یک فولکلور یا اصلا حتی لهجه داشتن شخصیت ها (مثل کلیدساز) و یک فیلم نامه ی جشنواره ای فیلمی می سازند که از بودجه ی کودک و نوجوان تهیه می شود اما هیچ مخاطب کودک و نوجوانی ندارد. هیچ حرکتی در بدنه ی سینمای کودک و نوجوان ایجاد نمی کند و اصا حتی قابلیت یک اکران چند هفته ای را هم ندارد و تنها تکلیف و وظیفه اش کسب افتخارات داخلی و خارجی برای کانون مربوطه است. اصلا مهم نیست که کودکان و نوجوانان ما با دی جی مون بزرگ می شوند. و اصلا اهمیتی ندارد که سینمای کودک و نوجوان ما از بین رفته و امیدی به آن نیست. مهم افتخار است که نمی دانم این فیلم های بد کیفیت چه طور می خواهند آن را هم کسب کنند. به یقین هامون دریا سوای موسیقی فولکلوری که داشت چیز دیگری برای ارایه ندارد حتی در فضای جشنواره ای !