خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
سینمای جهان
27 شهریور 1387
25 شهریور 1387
22 مرداد 1387
6 مرداد 1387
17 تیر 1387
سینمای ایران
31 شهریور 1387
23 شهریور 1387
19 شهریور 1387
26 مرداد 1387
2 مرداد 1387
فن هنرپیشگی
17 شهریور 1387
یادگارها
21 شهریور 1387
16 مرداد 1387
12 مرداد 1387
9 مرداد 1387
20 بهمن 1386

هامون  و دریا فیلم کهنه ای است. یعنی دوره اش گذشته است و متعلق به یک دوره زمانی از سینمای ایران است که کانون پرورش فکری سرمدار سینمای جشنواره ای این مرز و بوم بود. البته اگر در همان دهه شصت این فیلم ساخته می شد باز هم چندان مورد توجه قرار نمی گرفت چون قصه اش چنان که باید قوام یافته نیست. ظرفیت و کشش ساخته شدن برای یک فیلم سینمایی را ندارد. حالا در این نوشتار سعی می کنم توضیح بدهم که چرا فیلم کهنه است.
فیلم بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده است. هامون نوازنده دو تاری است که عاشق دختری به نام دریا است. اما هامون پسر یتیم و فقیری است.از طرفی برادر دریا، توفان با ازدواج این دو مخالف است. هامون هم عاشق پیشه ای است که باید از همه این موانع بگذرد تا بتواند به وصال محبوش برسد. او برای اینکه بتواند وضع مالی خودش را بهتر کند به شهر کاشان نزد دایی اش می رود  تابستانی را نزد او مشغول کار می شود. در آنجا دختر دایی اش هم ناخواسته دل به هامون می بندد و خانواده دایی هم انتظار دارند که او برای ازدواج با دخترشان اقدام کند. اما هامون که حالا پولی جمع کرده است با هدایایی به ده بر می گردد و می بیند که دریا به بیماری لاعلاجی دچار شده است. او با راهنمایی پیرزنی قدم در راهی سخت می گذارد تا بتواند یک جور ماهی سیاه کوچک را که دوایِ دردِ دریا است برای او بیابد.
در نگاه اول به داستان خیال می کنیم با یکی از داستان های پر فراز و نشیب قصه هزار و یک شب مواجهه ایم اما در اصل با یک کهن الگوی خاص در سینمای ایران مواجهه ایم . کهنه الگوی فیلم فارسی، که این بار به جای اینکه در فضای شهری باشیم در یک روستای دور افتاده در دل کویر اتفاق می افتد. پسر بچه ای عاشق دختر بچه ای می شود و تنها مشکل او بی پولی و نداری است. فیلمساز در تعریف کردن و قوام بخشیدن شخصیت های فیلم به شدت عجول و شتاب زده است و به جای پروراندن شخصیت ها با داستانی عجولانه از روی روابط آدم های فیلم عبور می کند. البته این را هم نباید از نظر دور داشت که بازی نابازیگران فیلم هم که در چند جای فیلم باعث به وجود آمدن کمدی ناخواسته می شود سبب شده است که شخصیت ها را ما بیشتر از روی کلیشه های مرسوم سینمای ایران بشناسیم تا شخصیت پردازی که از فیلمساز و فیلمنامه نویس قرار بوده است در فیلم خلق کنند. در چنین فیلمی که یک داستان عاشقانه را پی رنگ اصلی خود قرار داده است . مهمترین موضوع ، شکل دادن رابطه بین پسر و دختر است. همین رابطه است که اگر در ابتدا درست شکل و قوام بگیرد بیننده را تا پایان با خود همراه می کند اما فیلم ساز به جای چنین پرداختی تنها با چند سکانس خام دستانه از جمله سکانس بازی با آینه موقعی که هامون مشغول نواختن ساز بر روی بام ِ امامزاده است و دیگری سکانس مربوط به باغ انار است که بی دلیل منطقی در روند فیلمنامه آمده است و قرار است از آن به میزان عشق و رابطه این دو نفر پی ببریم.
در ادامه قصه هامون مجبور می شود برای به دست آوردن پول به شهر برود. ما هم به طبع همراه او می شویم و از کویر به کاشان می رویم . جالب این جاست فیلمی که نیمه ابتدایی در کویر می گذشته است و  حتی یک لانگ شات از کویر نداشته است، وقتی به فضای شهر می رسد تماها بازتر می شود و ما با تصویری تقریباً توریستی از شهر کاشان روبرو می شویم. هامون به نزد مرد ناشنای می رود و او را دایی خطاب می کند. اوج کار فیلمنامه نویس در این جا خود را نشان می دهد. نوجوان یه لاقبایی که هیچ پشت و پناهی در دنیا ندارد و فیلمنامه نویس در روند شکل گیری شخصیت او تنها به دادن این اطلاعات بسنده کرده است وقتی به شهر می رسد و دایی و زن دایی پیدا می کند و سر و سامان می گیرد. در ادامه کارگردان برای توضیح وضعیت هامون در شهر ، فیلم را کلیپ گونه ادامه می دهد و در این بین برای اینکه بتواند اطلاعاتی را که نتوانسته به ببینده انتقال دهد در قالب جمله های رسمی و کلیشه ای از دهان دایی و زن دایی نقل می کند. در کاشان بر اساس اتفاقات سریعی که می افتد قهرمان فیلم که باید نماد پاکی و سلامتی باشد و فیلمساز از ما می خواهد او را این گونه ببینیم، بدون خداحافظی و تشکر خانه دایی را ترک می کند و به کویر باز می گردد.
در روستا در می یابد که دریا بیمار شده است و پزشک ها دارو تجویز کرده اند اما در حال دریا تاثیری نداشته است. آنها به اعتبار حرف پیر زنی که توفان او را جادوگر خطاب می کند راهی کویر می شوند تا یک جور ماهی برای دریا بیاورند که حال او را خوب می کند. در ضمن راهی شدن هامون در این سفر نریشن گفته های پیرزن را روی تصویر ها هامون دارم و فیلم در یک تغییر لحن تبدیل می شود به فیلمی حماسی، کودکانه که قهرمان نوجوان قدم در آن راه می گذارد. روند منطقی فیلم  بسیار جالب پیش می رود. کویری که این چنین دور است و پیرزن نوجوان را از قدم گذاشتن در چنین راهی بر حذر می دارد تنها یک روز پیاده روی دارد و یک روز تشنگی می کشد. راهی که این قدر نزدیک است که تا بین طلوع و غروب آفتاب به پایان می رسد این همه مقدمه چنینی ندارد و از لحاظ منطقی جور در نمی آید که این راه کوتاه یک روزه باعث بشود که توفان همه دوستان خود را از دست بدهد و هامون باشد که او را نجات بدهد و بعد از نجات یک رابطه دوستی و صلح بین توفان و هامون بر قرار شود. اما فیلم ساز با شهامتی عجولانه این کار را می کند. اصلا هم اهمیتی نمی دهد که فیلم بر اساس روال منطقی اتفاق بیفتد. بعد از نجات دریا و پذیرفته شدن هامون توسط خانواده دریا، هامون بنا به دلایلی که اصلا معلوم نیست روستا را ترک می کند و راهی کویر می شود. جالب این جاست که فیلم ساز سکانس ها فیلمش را درست پرداخت نمی کند اما دست از دادن پیام اخلاقی برنداشته است و نشان می دهد که هامون در یک سفر یک روزه چنان تغییر کرده است که از وصال محبوب گذشته است و به حقیقتی دیگر رسیده است.
زمانی بنا به شرایط ویژه فرهنگی کشور و کمک های دولتی فیلم هایی ساخته می شد که منشا همه آن ها کانون پرورش فکری بود. کارگردان های این سبک با دست مایه قرار دادن داستان های ساده و کوتاه که قالباً قهرمان آن ها کودک بودند فیلم های ساده و بدون تکنیکی می ساختند که در سال های گذشته بسیار باب طبع جشنواره های خارجی بود. اما با گذشت سال ها و تغییر فضای فرهنگی و ته کشیدن و دمده شدن ایده های اولیه این نوع فیلم سازی کم کم فراموش شد و فیلمسازانی چون عباس کیارستمی و جعفر پناهی به سوی فیلم های به شدت مدرن و جسورانه رفتند و فیلمسازانی مانند ابراهیم فروزش تا هامون و دریا دیگر فیلم نساختند. فیلم هامون و دریا فیلم ِ کهنه ای است چون کاگردان بدون تغییر دیدگاه های هفده سال پیش خود فیلمی ساخته که هر چند محصول سال 1386 است اما درواقع مخاطبش را باید در سال ها پایانی دهه شصت پیدا کند. 

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: