در روزهایی که سینمای ایران آشفته بازاری را می ماند که در آن همه جور جنسی یافت می شود ساخته شدن فیلم هایی مانند «میم مثل مادر» را باید به حساب اتفاق گذاشت. اتفاق خوشایندی که درست در زمانی رخ می دهد که تقریبا سینمای جنگ ما هم به تبع جریان اصلی سینما دچار رخوت و تنبلی شده است و قبل از هر موضوعی این اتفاق را باید به حساب حضور کارگردان فیلم یعنی رسول ملاقلی پور گذاشت. فیلمسازی که کارگردانی را نه در محیط آکادمیک بلکه در متن سینمای ایران و پس از انقلاب و در روزهای جنگ آموخته است و آنقدر دست به تجربه های متفاوت زده است که حالا بعد از این سال ها کم کم دارد سبک مخصوص فیلمسازی خود را پیدا می کند.اگر به کارنامه سینمایی رسول ملاقلی پور نگاه کنید ،متوجه خواهید شد که او با ساخت هر فیلمی دست به یک تجربه تازه زده است از «جنون» که اثری روانشناسانه است تا «پناهنده»که ساختاری اکشن دارد تا شاهکار هایی چون «هیوا» و «سفر به چزابه» که تجربه هایی سورئالیستی در سینمای جنگ ما هستند و در ضمن تم مورد علاقه خود ملاقلی پور هم هست.
و حالا ملاقلی پور با فیلم« میم مثل مادر » دست به تجربه تازه ای در فعالیت های سینمایی خود زده است. فیلمی که مهمترین ویژگی های آن دردمندی و احساس است.احساسی که بر خلاف دیگر ملودرام های مرسوم سینمای ایران که به ساختار فیلم های هندی نزدیک می شوند و آن قدر رقیق الاحساس و تو خالی ساخته می شوند که نوعی توهین به تماشاگر به حساب می آیند.اما فیلم ملاقلی پور با انتخاب آدم های حاشیه جنگ و وارد شدن به زندگی هاشان و تلخی ها و سختی های زندگی شان بر روی احساس تماشاگرش دست می گذارد و نه با ریاکاری بلکه با صداقت و دردمندانه می خواهد که با قهرمان های گم نامش همراه شویم و تمام تلاشش را می کند تا تماشاگر برای لحظاتی از نزدیک در متن همه این سختی ها قرار بگیرد.
اگر از دید یک کارشناس سینما به تماشای فیلم بنشینیم ممکن است در همان 5 دقیقه اول دفتر یادداشتمان را بیرون بیاوریم و تمام نکته های منفی فیلم را یادداشت کنیم تا بعدا در یک نقد کوبنده به حساب چنین کاگردان جسوری برسیم. اما رسول ملاقلی پور همه این ها را می دانسته و چنین ساختاری را برای فیلمش برگزیده است. ممکن است از دید چند منتقد سینما و طرفدارانشان فیلم چندین و چند مشکل اساسی داشته باشد اما همین که توانسته داستانش را راحت تعریف کند و برای ساعتی نه تنها تماشاگر را راضی نگه دارد بلکه او را خواسته یا ناخواسته وادار به تفکر کرده است باید به ملاقلی پور تبریک گفت.
فیلم ملاقلی پور نشان می دهد بدون معجزه های دم دستی و ادا اطوار در آوردن و فقط به مدد روایت ساده زندگی مردمان ایرانی می توان فیلم معنوی ساخت. می توان فیلم جنگی ساخت و شعار نداد و از هیچ کدام از مواضع و ارزش ها کوتاه نیامد.می توان فیلم تماشاگر پسند ساخت اما به دام کلیشه و فیلم فارسی نیفتاد.و در نهایت از پس فیلم می توان هنرمندی را دید که با خلق اثر هنرمندانه اش سعی کرده است تا کمی با درد های مردمان سرزمین اش هم نوا شود.
فیلم ملاقلی پور خیلی حرف برای گفتن دارد و البته مخاطب بیشتر این حرف ها علاوه بر تماشاگران متولیان فرهنگی این مرز و بوم هم هستند. ساخته شدن فیلمی مانند «میم مثل مادر» نشان می دهد که اگر بستر مناسب و نگاه درست به سینمای ایران وجو داشته باشد و از برخورد های سیاسی و کج سلیقه گی ها کمی صرف نظر شود می توانیم شاهد ساخته شدن آثار ارزشمندی شبیه میم مثل مادر هم بود.