خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
7 خرداد 1386

می‌توان گفت فیلمنامه اصلی ترین نقطه قوت فیلم نقاب محسوب می‌شود. تلاش فیلمنامه‌نویس با استعدادی چون پیمان قاسم‌خانی برای هر چه پیچیده‌تر کردن معماهای فیلم و رو کردن حیله‌های جدید برای رو دست زدن به بیننده حتی تا آخرین لحظات فیلم عمدتا موفق از آب در آمده و ایراد زیاد و خیلی عجیب و غریبی به فیلمنامه نمی‌توان گرفت، شاید در این حد که مشخص نمی‌شود پودری که نیما به خورد قربانیان خود می‌دهد چیست و اگر خواب آور باشد که اساسا اصل قضیه را منتفی می‌کند، اما اینها لطمه چندانی به چینش خوب معماها نمی‌زند. البته کارگردانی کاظم راست گفتار هیچ نکته خاص و خارق العاده‌ای در بر ندارد و بیشتر از تمهیداتی ساده و دستمالی شده مثل پل تداعی از لیوان نصفه دوغ به خاطره سیاه و سفید روژین از لیوان سمی که خواهرش روناک می‌خورد تا خودکشی کند و یا متقابلا یادآوری خاطره‌ای دیگر توسط نیما در صحنه پایانی جلوی آینه. استفاده از نحوه نمایش کلیپ گونه برخی از اتفاقات با تدوین سریع موسیقی و تصویر نیز پس از یکی دو بار تکراری به نظر می‌رسد و این شائبه به ذهن متبادر می‌شود که شاید راست گفتار برای فرار از ایجاد وضعیتهای جدید به وسیله صحنه‌پردازی و دیالوگ و پرداخت آنها، با این نحوه نمایش سعی در عبور ساده‌تر از این لحظات را دارد. عمده جذابیت فیلم بیشتر مرهون بازی سه بازیگر اصلی فیلم است که تلاششان برای نمایش شخصیتهایی دوگانه موفق از کار درآمده است و بازیهای خوبی ارائه داده‌اند. همچنین موسیقی فیلم هماهنگی خوبی با داستان دارد و تصویر برداری که عمدتا در دبی انجام شده نیز به مدد تدوین خوب فیلم متناسب و دارای ریتم کنترل شده است. اما بعد ...بیایید یک بار دیگر نگاهی به داستان فیلم بیاندازیم، اگر بخواهیم داستان را سر راست تعریف کنیم می‌توانیم بگوییم که روژین (سارا خوئینی ها)، دختری که تحصیلکرده ادبیات نمایشی در انگلستان است به ایران بر می‌گردد تا انتقام خواهرش روناک (ماه چهره خلیلی) را از کامران (امین حیایی) و نیما (پارسا پیروزفر) بگیرد، چرا که بعد از ازدواج کامران با خواهرش و بخاطر اذیتهای کامران، روناک به نیما نزدیک می‌شود و پس از اغفال توسط نیما خودکشی می‌کند، بلایی که نیما و کامران با یک نقشه حساب شده برای تلکه کردن زنهای ساده به سرشان می‌آورند و قصد دارند با پولش رستورانشان را در دبی گسترش دهند. روژین نام نگار را انتخاب می‌کند و برای مطمئن شدن از اینکه چه بلایی بر سر روناک آمده به دبی می‌رود و با کامران ازدواج می‌کند و الباقی قضایا. این فیلم محصول 1383 و دومین فیلم کاظم راست گفتار پس از عروس خوش قدم است و ناگفته پیداست که سه سال منتظر دریافت پروانه نمایش بوده است. فی الواقع می‌توان گفت این فیلم دومین غافلگیری اکران در دوران وزارت آقای صفار هرندی پس از دادن مجوز اکران به مکس(سامان مقدم) است. روزگاری، در دولت اصلاحات، ساخت و نمایش فیلمی مثلا مثل آواز قو یا مصائب شیرین ((مفسده برانگیز)) محسوب، و بعضا برای زیر پانزده سال ممنوع اعلام می‌شد و تازه مگر داستان آن چه بود؟ پسر و دختری که به هم علاقه دارند و ننه بابایشان اجازه ازدواج نمی‌دهند و آن دو نفر تحت هر شرایطی بر حرفشان ایستادگی می‌کنند. حال، با پیشرفتی عظیم، با فیلمی مواجهیم که محور آن نه رابطه‌ای عاطفی، که خیانت است، فیلمی که اگر در زمان خاتمی اکران می‌شد واویلایی به راه می‌افتاد آن سرش ناپیدا. دقیق‌تر نگاه کنیم، زنی که برای کشتن یک مرد ابتدا به جهت جلب اعتماد با او ازدواج می‌کند، مردی که به قصد سوء استفاده و وادار کردن یک دختر به خیانت با او ازدواج می‌کند، با فاسق او همدست است، بر سر مدت زمانی که طول می‌کشد تا همسرش به او خیانت کند با همدستش شرط بندی می‌کند، در اتاقی دیگر می‌نشیند و به صورت زنده نمایش خیانت همسرش را تماشا می‌کند، و وقتی در مانیتور می‌بیند که زن بی خبر از حضور او در اتاق کناری با صدای بلند می‌گوید که شوهرش را برای مرخصی به شمال فرستاده در حرکتی محیر العقول در سینمای بعد از انقلاب ما شصتش را به سمت تصویر مانیتور می‌گیرد! (خودتان را خسته نکنید، نظیر ندارد. شاید مشابهش کلوزآپ از پشت ِصحنه قر دادن باسن حمید لولایی در فیلم قاعده بازی ساخته احمد رضا معتمدی در جشنواره گذشته باشد که آن را هم انشاءالله در اکران خواهید دید). در سینمایی که وزیرش معتقد است کتاب خوب کتابی است که باید بتوان آن را در جمع خانواده خواند! و در همان حال اصلی ترین جشنواره سینمایی کشور را نیز عامدانه سمت و سویی اجبارا جنگی می‌دهد و باعث ساخت فیلمهای جنگی بدی می‌شود که نه خواص را راضی، و نه در اکران فروشی می‌کنند (به اخراجی‌ها فکر نکنید)، آنهم در مملکتی که مردمش با دیدن یک یانگوم از شدت شیفته‌گی دو روزه به این نتیجه می‌رسند که یا خودشان یا خواهرشان یا دخترشان یا دختر خاله‌اشان به نحوی از انحاء شبیه به یانگوم است، آنهم به کمک نشریات زرد بیشماری که البته سلف ِخلف او یعنی اوشین بیچاره از داشتنش محروم بود (و البته همانهایی که آن سالها را به یاد دارند می‌دانند که چگونه به وسیله نسخه مثله شده آن سریال واژه تاناکورا وارد عرصه تجارت! این مرز و بوم شد و ماند)، چه اتفاقی افتاده که حالا فیلمی مثل نقاب اکران می‌شود و صدای کسی هم در نمی‌آید؟ اصلا انگار نه انگار که فیلم با اندکی تغییر همان بی وفای آدریان لین است. خب چه ایرادی دارد؟ شبهای زاینده رود و نوبت عاشقی را هم اکران کنید تا آقای مخملباف دیگر مجبور نباشد آسیا گردی کند و فیلمهایی بسازد که حالا دیگر حتی صحنه‌های اروتیک هم دارد. واقعا تعظیم عرض می کنم آقای وزیر، من به این قدرت شما در هماهنگ کردن تمامی موافقان و مخالفان و مداحان و منتقدان و آگاهان و ناآگاهان برای ساکت شدن در برابر هر آنچه که هست و دم بر نیاوردن هیچکدامشان تعظیم می‌کنم. کم کم دارید کاری می‌کنید که واژه عجیب در سینمای ما بی معنا شود. شما کاری را کردید که صدتا اصلاح طلب هم از پسش بر نمی‌آمدند. حالا نمی‌دانم باید از شما تشکر کنم یا ... ؟

نظرات

"فیلمی مثل نقاب" یعنی چی؟ "خیانت همسرش " رو نگاه نمی کنه. در حین اجرای نقشه های کلاهبردارانه اش قرار داره. لابد هیچ فیلمی با مضمون قتل و دزدی نباید نمایش داده بشوند؟آقای وزیر اگر یک کار درست از زیر دستش در رفته باشه صدور مجوز همین فیلمه. اشکالی نداره که این نظر تایید نشه فقط توروخدا بدین نویسنده این صفحه بخوندش

2 تیر 1386 | الناز |  بدون email | بدون آدرس وب

بسیار عالی بود از این مطلب چیزهای زیادی یاد گرفتم ممنون

3 تیر 1386 | سمیرا افتخارنیا |  eftekharisamira@yahoo.com | بدون آدرس وب

شاید بهترباشد گاهی اوقات اول فکر کنیم وبعد بنویسیم ...تا دست کم تکلیفمان را با خود و موضع ِ مان رانسبت اثری که به نقد می کشیم روشن کرده باشیم ...نوشته ی بال چیست؟ نقد سینمایی؟ اگر اینطور باشد جایش احتمالا یک مجله ی زرد است چون به نظرمی آید سواد نگارنده اش ونیز درک هنری اش خیلی پایین است ، طوری درباره ی فیلمی گیشه ای می نویسد که انگار درباره ی مصنوع ظریفه ای ...
نقد فرهنگی است ؟ اگر چنین است چرا بیشتر به بیانیه های فرقه های تند روی مذهبی
میماند ؟ تشریح ناهنجاریهای اجتماعی است؟ جواب منفی خواهد بود چون ازچینش یا فرمول خاصی تبعیت نمی کند ...
پس ماهیت این سطور چیست؟

5 تیر 1386 | سیاوش مقدم _ سینما همیشه |  s.m_art1364@yahoo.com | آدرس وب

نظرمن خوبه

5 تیر 1386 | سارامنجم زاده |  ................................ | آدرس وب

به نظر من در به نمایش در آمدن این نوع فیلمها اشکال خاصی وحود نداره. چیزی که وجود داره و اتفاق می افته
هر وقت یه همچین چیزی تو جامعه نبود شما می تونید این طوری نقد کنید

9 تیر 1386 | مهشید |  بدون email | بدون آدرس وب

خانم الناز نظرتون رو خوندم ، مشکلم با اینها نیست ، اساسا اونطور که تو بخش اول نوشته ام آوردم نقاب فیلم بدی نیست. ولی به نظرم گفتم مشکلم چیه . دوباره توضیح نمی دم

10 تیر 1386 | داود زادمهر |  بدون email | بدون آدرس وب

به نام او
خوب بود این مطلب را در ستون سیاسی یا انتقادی می گذاشتید...
صرف نظر از اینکه مطلب بالا به هیچ وجه یک نقد سینمایی نیست،باید گفت واقعا اکران فیلمی مثل نقاب یک افتضاح فرهنگی است. بگذارید من هم بعد از دیدن سه باره ی این فیلم آن هم به صورت اجباری و در اتوبوس های بین شهری برداشتم را بگویم : دختری برای انتقام گیری از همسر سابق خواهرش و نیز دوست او به دبی می رود و با همسر سابق خواهرش ازدواج می کند. باید یک دختر جوان باشی که بفهمی این مسخره ترین راه برای انتقام است آن هم در شرایطی که با ریختن طرح دوستی هم می شد این دو جوان را به جای خلوتی کشید و انها راکشت . و باز باید جای یک پدر ایرانی باشی که بفهمی خیلی مسخره است که و قتی شرایط را می دانی دخترت را با این دو جوان خطرناک تنها بگذاری. و اصلا اگر از اول به این دید که این دختر با انگیزه ی انتقام با این جوان ازدواج کرده است به فیلم نگاه کنی می بینی که خیلی از حرکات او به خصوص وقتی که تنهاست منطقی به نظر نمی رسد . و در واقع خود نویسنده هم انگار تا آخر فیلم نمی داند که روژین از نقشه ی این دو جوان باخبر است!! به علاوه می شود به صراحت گفت این فیلم ایرانی نیست و برای فرهنگ خانواده های بی قید ایرانی هم لباس بد قواره ای بیشتر نیست.
...
متاسفم برای آقای جعفری جلوه و از آقای صفار می پرسم با خانواده شان این فیلم را دیده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟

11 تیر 1386 | کتابچی |  ek62ir@yahoo.com | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: