خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
سینمای جهان
27 شهریور 1387
25 شهریور 1387
22 مرداد 1387
6 مرداد 1387
17 تیر 1387
سینمای ایران
31 شهریور 1387
23 شهریور 1387
19 شهریور 1387
26 مرداد 1387
2 مرداد 1387
فن هنرپیشگی
17 شهریور 1387
یادگارها
21 شهریور 1387
16 مرداد 1387
12 مرداد 1387
9 مرداد 1387
20 مهر 1386

سینمای تاریخی در ایران قدمت زیادی ندارد. شاید این به واسطه ی پر خرج بودن این گونه از سینما باشد و یا شاید به واسطه نبود دانش فنی و توان اجرای جلوه های خاص بصری این گونه سینما. و شاید به همین دلیل باشد که تولد این و قوام یافتن آن در تلویزیون بود. سینمای ما به واسطه ی نبود امکان مالی و فنی منسجم در بخش خصوصی همواره وابسته به دولت بوده و خواهد بود. آغاز این گونه آن قدر موفق بود که تا مدت ها پرداختن به آن را دشوار کرد. مجموعه موفق و به یاد ماندنی "سربداران" آن قدر قوی و خوش ساخت بود که تا سال ها هر تولید و تلاشی در این باره را در سایه نگه داشت. قوام یافتن و همه گیر شدن این گونه باز هم در تلویزیون اتفاق افتاد. مجموعه ی "امام علی" یکی از پر بیننده ترین مجموعه های تلویزیونی تاریخ صدا و سیما ست. موفق این مجموعه همان قدر وام دار ارادت ایرانیان به نام علی بود که مدیون ساخت قوی و قدرت سینمایی آن. ازآن پس با حمایت صدا و سیما و گاهی بعضی دیگر ارگان های سینمایی-دولتی مجموعه های و سینمایی های دیگر در این گونه ساخته شد که به یقین هنوز هیچ یک از آن ها نتوانسته اند حتی در مقام مقایسه و این دو کار گذشته قرار گیرند. اما آن چه مسلم است "مسیح(ع)" ساخته ی نادر طالب زاده بدترین آن هاست.

نادر طالب زاده منتقد شوریده و جنجالی سینمای غرب است. او که در کارنامه ی خود تنها چند مستند دارد که آن ها نیز متاثر نگاه عمیق ایدئولوژیک او هستند تا نشان گر دانش سینمایی اش باشند. نادر طالب زاده بیشتر در مقام منتقد می شناسیم. و بیشتر او را در صف اول مدافعان اندیشه های بنیادگرایانه در باب سینما دیده ایم. جایی که امثال شمقدری و نوری زاد را هم بسیار دیده بودیم . در آن مقام به یقین نادر طالب زاده ستودنی است نه به واسطه ی نوع نگاه و اندیشه ی ژرف و آشنایی بی بدیل به فن سینما، بلکه به واسطه ی قحط الرجال دائم آن حوزه. نادر طالب زاده در جبهه منتقدان همیشه سخن گو و کم کار (و گاه بدون کار) سینمای غرب پیغمبری به حساب می آید که حداقل دست چپ و راست اش را می داند. جماعتی که کاری جز ناله ی وا اسلاما سر دادن در سینمنا نمی دانند. برای فیلم 300 سینه چاک می کنند و مایکل مور را می پرستند و اگر زبانم لال روضه به مصداق مثال " گر تو بهتر می زنی بستان بزن!" برسند شاهکار هایی می آفرینند که پاک کردن اش از دامن هنر این مرز و بوم ناممکن است. نتیجه اش می شود "چهل سرباز" نوری زاده که به حق بی کیفیت ترین مجموعه ی تاریخی صدا و سیماست. و "مسیح" نادر طالب زاده که به حق تا انتها نشستن و دیدن اش کار دشواری است.

استادی داشتیم که تفسیر قرآن می گفت. و به حق مسلط بود و بی ادعا. می گفت اگر مسیحیان ، مسیح ما مسلمین(منظور مسیحی که قرآن روایت می کند) را بشناسند از آن چه مسیح می خوانند دست می کشند و به این ایمان میآورند. منظور استاد به یقین همان بوده که "سید مرتضی آوینی" از مسیح در سر داشته. نشان دادن واقعیت و ها و داستان های لطیف پیامبر صلح از زبان قرآن. اما آیا مسیحی که نادر طالب زاده ساخته همان شده که آوینی می پنداشته. آوینی و طالب زاده در یک چیز مشترکند. هر دو مستند سازانی هستند که غالب آثارشان از نگاه سرسختانه ی ایدئولوژیک شان سرچشمه گرفته. اما حاشا و کلا که شناخت عمیق و دقیق مرتضی آوینی از سینمای داستانی به نتیجه ای منجر شود که طالب زاده به آن رسیده. فیلم در حقیقت فاقد هرگونه خط داستانی و شیوه ی روایی است. فیلم مجموعه ای است از اتفاقات به هم نا پیوسته که گویی از مدارک تاریخی استخراج شده اند و بدون کوچکترین پرداخت فیلم نامه جلو دوربین برده اند و بی هیچ دغدغه ای آن ها را کنار هم تدوین کرده اند.  فیلم مجموعه ای از این داستان واره هاست. نه این پی نگ ها و نه شخصیت ها هیچ کدام در فیلم پیوستگی ندارند. حتی نحوه ی آغاز فیلم و معرفی عیسی و اصحابش به گونه ای نا پیوسته صورت می گیرد. گوینده ای که سراسر فیلم جور بی ربطی داستانک ها به هم را می کشد و به زور هم که شده آن ها را به هم ربط می دهددر ابتدای فیلم مقدمه ای سخیف برداستان مسیح می خواند و یک به یک اصحاب را معرفی می کند همان طور که در کارتن فوتبالیست ها خلاصه داستان می خواندند و صحنه ای از آدم ها یی که نامشان برده می شود نشان می دهند.

از زبان روایت و ناپختگب داستان اگر بگذریم، باز نگاه ایدئولوژیک طالب زاده صحنه هایی کمیک در فیلم می آفریند. طالب زاده به جای روایت تاریخی از ماجرای عیسی (ع) سعی کرده به گفته ی خود "تعبیری آخرالزمانی" از داستان را بیابد. تلاش مذموم طالب زاده در تحریف واقعیت های تاریخی که بنا بوده آن ها را از قرآن و انجیل وام بگیرد منجر به تفسیر به رای و مصادره به مطلوب این مفاهیم و واقعیت های تاریخی شده تا جایی که در فیلم شاهد صحنه هایی از انتفاضه ی مردم فلسطین در خیابان های ارشلیم هستیم که در حقیقت شورش یهودیان علیه رومی هاست اما کسی نفهمید چرا آن ها درست مثل فلسطینی ها لباس پوشیده بودند و و چفیه و دستار به سر و رو پیچیده بودند و به جای لاستیک ارابه آتش می زنند . و رومی ها شدند نماد همان قوم اسغال گری که فلسطین را اشغال کرده. فیلم پر شده از داستان هایی که برای افراد ثابتی اتفاق می افتد که هیچ ارتباطی با هم ندارند و قطعه های شعر گونه اما ضعیفی که طالب زاده گاه برای خوش آمد ذائقه ایدئولوژی زده ی خود سروده.

آن چه در مجموع می توان از فیلم دریافت ضعف بی نظیر فیلم سازان به ظاهر بنیادگرای ماست که سر در لاک خود کرده اند تنها به آن ها که دشمن می دانند سنگ می پرانند.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: