خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
سینمای جهان
6 مرداد 1387
17 تیر 1387
13 تیر 1387
16 خرداد 1387
11 خرداد 1387
سینمای ایران
2 مرداد 1387
25 تیر 1387
22 تیر 1387
10 تیر 1387
20 اردیبهشت 1387
فن هنرپیشگی
4 اردیبهشت 1387
یادگارها
16 مرداد 1387
12 مرداد 1387
9 مرداد 1387
29 مهر 1386

 

داستان ها درست مثل ادم ها شخصیت دارند. درست مثل آدم ها رفتار و منش دارند. داستان وقتی رو به روی تان می نشینند مثل یک آدم با شما حرف می زنند. این وسط بعضی هایشان فقط ادا در می آورند. داستان اصلا از یک ایده می جوشد شاخ و برگ می گیرد. شخصیت پیدا می کند. آدم هایش خلق می شوند و ... ایده ها روح و شخصیت داستان ها هستند. چیزی که هر کس به نامی صدایش می کند و ان طور که من باور دارم نامی ندارد. عده ای آن را فقط یک اتفاق پیچیده می بینند که ذهن را می پیچاند و درگیر می کند. ایده موتور محرک داستان است که نویسنده و خواننده و داستان را با خود پیش می برد و می کشاند. تمام شاخ و برگ ها و ماجرا ها و آدم ها را می سازد .

خانه سبز داستانی است که هیچ ایده ی پیچیده ای ندارد. هیچ ماجرای پیچیده ای روایت نمی کند. هیچ حادثه ای خارج از حوزه ی تجربیات اندک من و شما ندارد. موتور محرکه خانه سبز "خوب زندگی کردن است" . تمام این ماجرا ها می آیند و دور این ایده ی ساده  می پیچند و درخت سبزی را می سازند که شاید با ظهور برره و شیاطین چشم سبز سریالی پر بیننده ترین سریال تاریخ سیمای ما نباشد ولی به یقین یکی از تاثیر گذار ترین سریال های تاریخ سیمای ماست. اگر قرار باشد به معیار های سطحی ظاهری قضاوت کنیم. تکیه کلام های برره و ... پایشان به فرهنگ اس ام اسی باز شد و با ان ها جوک ساختند. اما همین اصطلاح "سبز" آن قدر در متون ادبی و گاه تبلیغات آوانگارد و ... جا باز کرد که طی یک فرآیند خودکاری از ادبیات وارد زبان عامه ی مردم شد. اما ماجرا این تاثیر ظاهری نیست.

خانه سبز داستان های ساده و بی گره ی یک زندگی ساده ی خانوادگی را روایت می کند. از اتفاقات روزمره ی یک خانواده می گوید. نه با غلظت درام های آبکی برنامه ی سیمای خانواده که در ان زن ها قربانی اعتیاد شوهر می شوند. یا دختر ها فدای غفلت پدرشان در انتخاب همسر مناسب. در یک بستر روان و ساده. از سوی دیگر پیچیدگی روابط هم در سریال به همان سادگی خانه های ماست. از سوی دیگر آدم های خانه ی سبز واقعا سبزند و به طرز کاریکاتور واری دوست داشتنی ف مهربان و هم دلند. یک بستر مناسب برای داستان سرراست و دوست داشتنی و بدون شوک های موضعی تراژیک و معما های داستانی پیچیده. آدم های خانه سبز درست حول محور همین تصور ساده و ایده اولیه شکل گرفته اند: " خوب زندگی کردن" .

سریال سعی نمی کند تماشاچی اش را درگیر یک درام عمیق کنند بلکه با یک مسئله ی ساده ی زندگی روزمره به گونه ای رفتار می کند تماشاچی می تواند یک یا چند قسمت با آن همراه شود. و درآرامش خیال انگیز داستان به ان فکر کند. می تواند درست جای یکی از آدم های خانه ی سبز باشد. فکر کند و تصمیم بگیرد. از سوی دیگر طنز روان و خلاق سریال که گاه با بازی های شاعرانه هم همراه می شد کشش کافی را به داستان می داد. و کاریکاتوری بودن شخصیت ها هم به ان جلوه ی دوست داشتنی می داد. تناقض هنر مندانه ی شادی و غصه بعضی از قسمت های این مجموعه را آن قدر خاطره انگیز کرد که شاید با چند کلید واژه بتوان ان ها را به یاد آورد. امتحان کنید : " بام تهران" شما را به یاد چه چیز می اندازد؟

از سوی دیگر خانه ی سبز یک نگاه اجتماعی خاص را آغاز می کند که تا آن زمان  دست نخورده مانده است. شاید خانه ی سبز اولین سریالی باشد که آموزش رفتاری زوج های جوان را هدف گرفته بود. و به یقین اولین سریال سیما بود که سعی می کرد رفتار درونی خانواده ها با هم را تغییر بدهد. در مقوله های دیگری هم که پیش می کشیدند  همین رویه تکرار می شد. خانه ی سبز شاید اولین برنامه ی تلویزیونی بود که از معضلات اجتماعی جانبازان حرف زد. از ماهواره سخن گفت. و ...

این نگاه  خاص آن قدر تاثیرگذار و به جا بود که پس از آن بسیار دست به تکرارش زدند. ان قدر که امروز تبدیل به یک نگاه نخ نما و تکراری شده. اما ان روز ها برای اولین بار مخاطب سیما بعد از دیدن "سلطان و شبان " برای مرتبه ی هزارم تجربه ی جدیدی آغاز می کردند. آن هم در یکی از خوش ساخت ترین سریال های آن دوره.

بازیگری روان خسرو شکیبایی و مهرانه مهین ترابی فراموش نشدنی است و اصلا پدیده ای به نام رامبد جوان از خانه ی سبز بیرون امده. امروز آن قدر کار خوب از رامبد جوان دیده ایم که برای پاک کردن خاطره ی اولین کارش کافی باشد. اما هنوز عده ای او را بیش از همه با نقش فرید به یاد می آورند. سریال کارگردانی معقولی هم دارد. بازی های طنز دوربین و کادر بندی های غیر متعارف و گاه جذاب کار را تا حد زیادی از دوران خود دور می کرد. با این همه نباید فراموش کرد سریال متعلق به سال های کم امکانات سیماست.

همه این ها را قطار کردم برای یک جمله: " دیدن دوباره ی این مجموعه خالی از لطف نیست که هیچ هنوز با گذشت این همه وقت لذت بخش و تاثیر گذار است."

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: