سوال اصلا این نیست که چرا عده ای آثار سینمای ایران را قاچاق می کنند، می دزدند، روی سی دی می کشند و می فروشند. همه ما در همین جامعه زندگی می کنیم و می دانیم مشکلات اقتصادی و بی کاری ملتی که روزی " شهید پرور" می نامیدندش را به چه روزی انداخته و می دانیم قانون گریزی و روح دزدی و کلاشی را امروز به غلط در زبان شیرین فارسی رایج " زرنگی" معنا کرده اند. قاچاق و دزدی فیلم های سینمای ایران مانند هر فرآیند کلاشانه و دزدانه دیگر که در جامعه ما بروز کرده تاثیر شرایط غلط و نابرابر شغلی و اقتصادی و از سوی دیگر نوعی سیاست زدگی و فرهنگ کشی است . اما این که چرا این پدیده تا بدان جا رسیده که اقتصاد سینمای ایران را فلج کند سوالی است که باید پرسیده شود .
به یقین سینما در ایران تنها صنعتی نیست که با دغل بازی و دزدی رو به رو شده است. اما کالای دغل و تقلبی همیشه کم طرفدارتر از از اصل بوده . ما ایرانی ها زمانی به مرحمت هوش سرشار آریایی خود و این روزها به مدد اقتصاد چشم باریک های چینی همیشه در بازار خود از هر مارک و برند تجاری بیش از یک نوع داشته ایم . یکی اصل و باقی همه کپی و تقلب و دغل . آن چه در همه صنوف با سینما متفاوت است این است که مشتری بیش از آن که طالب اصل باشد و باقی همه کپی و تقلب و دغل . آن چه در همه صنوف با سینما متفاوت است این است که مشتری بیش از آن که طالب اصل باشد فرع را می پسندد. این چیزی نیست که بتوانیم به گردن قاچاق چی جماعت بیندازیم . قاچاقچی و متقلب تا جهان بوده، بوده . اما گویا در تاریخ دزدی و تقلب این اولین بار است که یک کپی و تقلب محصول اصلی را اصلی را از سکه انداخته . گویا ماجرا این جا معکوس است . هر جا چیزی کپی می شود و تقلبی اش راهی بازار می شود، بر اعتبار اصل می افزاید و خواهان اصل را به تکاپو می اندازد که : " وای عجب چیز نابی است که ملت تقلبی اش را هم زده اند." مسئله قاچاق و کپی نیست ، مسئله بی کیفیتی اصل در ارائه است.
این روز ها اگر خیابان جمهوری، از چهارراه تا پل حافظ را بگردیم اکثر مغازه ها پر از سینماهای خانگی است. سینماهایی که از سینماهای رسمی کشور به مراتب کیفیت بالاتری در پخش تصویر و صدا در اختیار بیننده می گذارند. در کل ایران شاید ده سالن سینما با سیستم های پخش روز پیدا کنید . و شاید هیچ سینمایی پیدا نکنید که بتوان نام مجموعه فرهنگی تفریحی را روی آن گذاشت. و شاید هیچ سینمایی در ایران نباشد که بتوان پولی را که در آن خرج می کنی را دور ریخته حساب نکرد. غیر از چند سینما ی خوب آن هم در پایتخت نمی توان نام سینما را روی سالن هایی که در آن فیلم به نمایش در می آید گذاشت. چنان که به نظر می رسد نیاز جامعه به سینما و مکان های این چنینی به حدی رسیده که نیاز به راه انداختن " نهضت سینما سازی" در کشور وجود دارد و باید " خیرین سینماساز" به داد وضع موجود برسند.
سالن سینما در تعریف شاید پرده ای باشد و صندلی برای نشستن و دیدن فیلم اما درحقیقت و عمل سالن سینما مجموعه ای است فرهنگی برای تفریح و سرگرمی ، فضایی که شهروندان با هر شرایطی بتوانند ساعات خوشی را در آن سپری کنند. خانواده ها برای بچه های شان تفریحات معمولی را در دسترس ببینند. جایی که بتوانند فیلم را با کیفیت بالاتری از خانه ببینند و در فضایی آرام و فرهنگی از تمام امکانات ممکن برای داشتن ساعاتی خوب بهره مندشوند. به یقین تا وقتی سینماهای ما فقط صفحه های بزرگی هستند با چند صندلی که با قدیمی ترین فن آوری ها و با کیفیت پایین و صدا های مزاحم و سر و صدا و ... در فضایی غیر خانوادگی و نامطلوب که برای رسیدن به آن ها بسیاری از مخاطبان باید مسیر دوری را از منزل خود طی کنند، سینما با مارک تقلبی مطلوب تر است از سینما با برند اصل. بی خود تقصیر را به گردن قاچاق چی ها نیندازیم، قاچاق چی ها فقط گند این افتضاح مدیریتی را در آوردند.