خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
داستان کوتاه
3 آذر 1387
بهراد شقاقی
9 آبان 1387
رخساره ثابتی
29 مهر 1387
ندا سادات هاشمی
20 مهر 1387
صحرا علومی
10 مهر 1387
داستان کوتاه کوتاه
27 مهر 1387
سیامک احمدی
5 مهر 1387
1 مهر 1387
مهدی نورمحمدزاده
27 شهریور 1387
عادل حیاوی
15 شهریور 1387
داستان دنباله دار
6 آذر 1387
22 شهریور 1387
آنتوان چخوف
11 شهریور 1387
آنتوان چخوف
تحلیل
15 خرداد 1387
18 اردیبهشت 1387

30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
نقد و بررسی
19 شهریور 1387
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
5 آذر 1387
18 آبان 1387
6 آبان 1387
31 شهریور 1387
17 شهریور 1387
کارگاه
14 آبان 1387
ندا پیروی
25 شهریور 1387
زهرا کاشانی
21 مرداد 1387
الهه صالحی
گزارش
5 شهریور 1387
1 شهریور 1387
8 مرداد 1387
15 مرداد 1386

پیرمرد

فردین مولایی

پیرمرد عصا زنان وارد پارک شد. روی نیمکت زیر درخت نشست. درختی که از دو سمت شاخه هایش را ‏کشیده بود. گوئی منتظر پرنده ای است تا بر روی شاخه هایش بنشیند. پیرمرد به یاد نیاورد که قبلا این ‏درخت را دیده باشد. سر برگرداند به طرف درخت و به یاد آورد در کودکی کسی را در همین پارک دیده بود که ‏دستهای پر از دانه را باز کرده بود و به همه می گفت که منتظر پرندگان است تا بیایند روی دستانش بنشینند ‏و دانه بخورند.‏ پیرمرد با غار غار کلاغ روی درخت چرتش پاره شد.

 

خطا اینجا جایز نیست!

یکی از شاخصه های اصلی داستان های مینی مال غافلگیری خواننده در انتهای داستان است که اصل مهمی در نگارش اینگونه داستان به شمار می رود. در داستان "پیرمرد"، نویسنده سعی کرده تا این اصل را رعایت کند. البته تا حد زیادی در این کار موفق بوده اما در نهایت تناقض گویی در روایت داستان رسیدن به این مهم را از بین برده است. ( پیرمرد به یاد نیاورد که قبلا این ‏درخت را دیده باشد. سر برگرداند به طرف درخت و به یاد آورد در کودکی کسی را در همین پارک دیده بود که ‏دستهای پر از دانه را باز کرده بود و به همه می گفت که منتظر پرندگان است تا بیایند روی دستانش بنشینند ‏و دانه بخورند.‏ )
در اینجا این سوال مطرح است که آیا پیرمرد از دوران کودکی تا به حال به این پارک سر نزده بود؟ اگر اینطور بوده چگونه پیرمرد پس از این همه سال دوری از پارک مردی را که در کودکی دیده بود به راحتی به یاد می آورد؟
یا اگر پیرمرد بارها و بارها به پارک می رفته، پس چرا تازه متوجه درخت شده بود؟
به طور حتم دقت در چنین نکات ریزی در نگارش یک داستان مینی مال بسیار حایز اهمیت است. زیرا به علت حجم بسیار کم داستان، هرگونه خطای نویسنده موجب وارد شدن لطماتی بزرگ به پیکره داستان خواهد شد و این خطاها به هیچ وجه قابل جبران نخواهند بود. به همین دلیل به کلیه نویسندگان جوان علاقه مند به نگارش داستان های مینی مال توصیه می کنم که به منظور جلوگیری از بروز چنین خطاهایی، داستان خود را چندین و چند بار برای خود با صدای بلند بخوانند و درصورت امکان از فرد دیگری درخواست کنند تا با خواندن داستان، اشکال های آن را بیابد. با این روش موفق خواهید شد تا تعداد زیادی از اشکال های داستان را به راحتی پیدا کرده و آن ها را تصحیح کنید. توجه داشته باشید که دقت و حوصله در نگارش اینگونه داستان ها حرف اول را می زند. موفق و پیروز باشید.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: