مادرم با تخم مرغ
معجزه می کند
124 هزار نوع غذا
آنقدر ، دیر گفتم که غزل سوخت و
شاعر آتش گرفت
دوستم
قاطی مرغها که شد
آنفولانزاگرفت
تکلیف ما روشن شده
خاموش ماندن
جانباز با دیدن خدا
دست وپایش را گم کرد
آنقدر نقدم کردند
که نسیه ای شعر می گویم
ارثی از پدر نبردم جز
مرض قند وتصلب شرائین
و طناب
سر به هوا شده ام
شاید آسمانی شدم
رژیم گرفت لاغر شود
نشد
رژیم گرفتش لاغر شد
بخاریمان که مرد
دندانهایم عربی رقصید
گناه اره چیست؟
وقتیکه درخت را قلقلک میدهد.
اینروزها
آدمخوارها
زخم معده میگیرند.
تو حتی
اخلاص را هم از ما اختلاس کردی!
آدرس دل سوخته ام را
از آتش نشانی بگیرید
نه پای رفتن دارم ، نه دل ماندن
آویزانم ، نافم را ببرید