خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
15 بهمن 1386

سیب گاز زده کنار خیابان
«سهراب»  اگر می دید
چهل روز عزای عمومی اعلام می کرد

 

عاقبت اجاره خانه های ونیز
مارکوپولو را جهانگرد کرد

 

سبیل های ویکتورهوگو را چرب کردم
شاید کوزت به سر و سامانی برسد

 

تنها جنگ تن به تن را
دوست دارند

 

آدرس چشمهایت را
گرفتم ازآتش نشانی
هرجا بودی دلی راسوزانده ای

 

نه اسبم و نه خر
گورستان خطوطم
وحشی ام ولی آزاد

 

توله سگ
خودش را
به موش مردگی زد تا نمیرد

 

خانم گوسفند
ویار گرگ می کند. وقتی ورم کرد.

 

کارتون خوابها
علامت پارک ممنوع را
دوست ندارند.

 

4 میلیارد سال است مهمان زمینم
مهمانی ناخوانده

 

باورم می گوید انسانی
خطرناکتراز
حیوان !

 

من خود معجزهام
وقتی میخندم

 

تا وقتیکه بال نداری
قفس تنگ نیست.

 

در دفترچه تلفنم
نام دوستانم را با مداد می نویسم
پاک کنم آماده باش است

 

دلی به مساحت تو
با سند دست اول
شش دانگ به فروش رسید

نظرات

خیلی جالب بود. آدرس چشمهایت را گرفتم ازآتش نشانی هرجا بودی دلی راسوزانده ای

18 خرداد 1387 ساعت 01:21 | سمانی |  بدون email | بدون آدرس وب

فقط از معجزه خوشم اومد

7 فروردین 1387 ساعت 17:24 | ملودی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: